تحقیق درباره اختلال افسردگی

تحقیق درباره اختلال افسردگی

دانلود پایان نامه

 

تقسیم بندی اختلال ها و بیماریهای روانی شخصیت را می توان اینگونه بیان کرد:
شخصیتی گروه A را اختلال هایی توصیف می کنند که در آنها افراد مبتلا، غریب و غیر عادی به نظر می رسند. نمونه های آن اختلال شخصیت پارانوئید، اسکیزوئید، اسکیزوتایپی می باشد. گروه B به اختلال هایی اطلاق شده که در آنها ویژگی های دراماتیک،هیجانی و بی ثباتی وجود دارد. به این ترتیب، مثلاً افرادی که مبتلا به اختلال شخصیت مرضی، نمایشی، خود شیفته و شخصیت ضد اجتماعی در این گروه جای داده شده اند. گروه C در برگیرنده ی افرادی است که مضطرب و مشوش به نظر می رسند، مثل کسانی که برچسب شخصیت دوری گزین، وابسته، وسواسی-جبری و منفعل-مهاجم می باشند.
مبحث اول: اختلالات تفکر
اختلالات تفکر به چندین نوع تقسیم بندی می شوند :
ناهنجاری مربوط به حجم و سرعت تفکر ( جریان فکر )،ناهنجاری در نحوه ی اتصال افکار به یکدیگر ( شکل فکر )، هذیانها، عقاید بیش بهاداده شده ، علایم وسواسی و جبری، افکار مزاحم .
در اختلالات جریان فکر ، حجم و سرعت تفکر دچار تغییر می شود . سه نوع ناهنجاری اصلی در این زمینه وجود دارد :
فشار فکر . افکار به شکل غیر معمول سریع ، حجم و متنوع هستند . این حالت مشخصا در مانیا رخ می دهد ، ولی در اسکیزفرونی نیز مشاهده می گردد . فقر فکر . افکار به شکل غیر معمولی آهسته ، کم حجم و غیر متنوع هستند . این حالت بطور مشخص در اختلال افسردگی شدید رخ می دهد ، ولی در اسکیزفرونی نیز مشاهده می شود . انسداد فکر. در این حالت ذهن بصورت ناگهانی از افکار خالی می شود . انسداد فکر را نباید با حواس پرتی ناگهانی و یا تزاحم یک خط فکری دیگر یا گم کردن رشته تفکر ( در حالی که افکار دیگر ادامه می یابند ) اشتباه گرفت . عبارت انسداد فکر فقط برای توصیف مواردی بکار می رود که بیمار تجربه مشخص تهی شدن ناگهانی و کامل ذهن را توصیف کند . این حالت مشخصا در بیماران مبتلا به اسکیزفرونی رخ می دهد این حالت مشخصا در بیماران مبتلا به اسکیزفرونی رخ می دهد این حالت مشخصا در بیماران مبتلا به اسکیزفرونی رخ می دهد ؛ این بیماران تجربه ی مذکور را به شکل غیر عادی توصیف می کنند و برای مثال می گویند که افکارشان توسط افراد دیگر برداشته شده است .
سه اختلال عمده در نحوه ی اتصال افکار به یکدیگر وجود دارند :
1 ـ پرش افکار. افکار و صحبت ها به سرعت از یک موضوع به موضوع دیگر جابجا می شوند ، به گونه ای که از قبل کامل شدن یک موضوع فکری ، موضوع دیگری شروع می شود . از آنجا که تغییر موضوعات فکری به سرعت رخ می دهد ، ارتباط میان آنها را به سختی می توان پیگیری کرد ، ولی روی هم رفته ارتباط قابل درکی میان آنها وجود دارد ، هر چند لزوما به شکل ارتباط های منطقی نمی باشد . در عوض ، ارتباط بین افکار ممکن است به شکل های زیر باشد : قافیه؛ مثلا به دنبال جمله ای که حاوی کلمه پنیر است . جمله دیگری بیان می شود که حاوی کلمه خمیر است ( این توالی گاهی اوقات تداعی صوتی خوانده می شود )، جناس یعنی به کار بردن دو کلمه که تلفظ یکسانی دارند ، مثل سیر ( به معنای غیر گرسنه ) و سیر . حواس پرتی برای مثال طرح یک موضوع جدید توسط چیزی در اتاق مصاحبه باعث ایجاد رشته جدیدی از افکار شود. پرش افکار ، وجه مشخصه مانیا است .
2 ـ گسیختگی تداعی ها . فقدان ارتباط منطقی میان قسمتهای مختلف یک رشته تفکر ، که با روندهای توصیف شده در پرش افکار قابل توجیه نباشد ، گسیختگی تداعی ها نامیده می شود . این نوع فقدان رابطه ی منطقی گاهی اوقات تفکر بصورت حرکت اسب شطرنج خوانده می شود ( که به حرکت غیر مستقیم اسب در شطرنج اشاره می کند ) . معمولا مصاحبه کننده از وجود گسیختگی تداعی ها آگاه می شود ، چون صحبت های بیمار در این حالت اشفته و درهم است و به سختی می توان آنها را دنبال کرد . این شکل از آشفتگی تفکر با درهم ریختگی ناشی از اضطراب یا کمبود هوش متفاوت است. اگر افراد مضطرب در شرایط راحتی قرار بگیرند ، تکلم و تفکر منسجم تری پیدا می کنند ؛ چنانچه از افراد کم هوش سوالات ساده ای پرسیده شود نیز همین مسئله صدق خواهد کرد . ولی اگر گسیختگی تداعی ها وجود داشته باشد ، هیچ کدام از شرایط یاد شده سبب افزایش ارتباط قابل درک میان افکار نخواهد شد . در عوض ، مصاحبه گر در می یابد که هر چه بیشتر برای روشن ساختن افکار بیمار تلاش می کند ، نتیجه ی کمتری می گیرد . گسیختگی تداعی ها اکثرا در اسکیزفرونی مشاهده می شود . اغلب افتراق گسیختگی تداعی ها از پرش افکار دشوار است و در این موارد می توان نمونه ی گفتار بیمار را ضبط کرده و چند بار گوش داد .
2 ـ در جازدن . تکرار نامتناسب و مداوم یک رشته افکار ، که یا با تکرار گفتار و یا اعمال نشان داده می شود . این حالت را می توان با پرسیدن یک سری از سوالات نشان داد ؛ بیمار به اولین سوال پاسخ صحیحی می دهد ، ولی در پاسخ به سوالات بعدی که نیازمند جواب های متفاوتی هستند نیز به شکل نامتناسبی همان پاسخ اول را تکرار می کند . در جازدن اکثرا در دمانس مشاهده می شود ، ولی ممکن است در سایر اختلالات نیز رخ دهد .
گفتار اول: موضوع هذیانی و انواع آن
هذیان باور ثابت غلطی است که هماهنگ با فرهنگ فرد نیست. هذیان‌ها جزو جالب‌ترین علایم روانپزشکی هستند زیرا بسیاری از مردم ممکن است انواع بسیار زیادی از باورهای غلط داشته باشند و از سوی دیگر درمان هذیان‌ها دشوار است. تشخیص اختلال هذیانی هنگامی مطرح می‌شود که هذیانهای غیر غریب به مدت حداقل یک ماه وجود داشته باشند و قابل انتساب به سایر اختلالات روانپریشانه نیز نباشند.
غیر غریب بودن هذیان به این معنا است که هذیانها باید راجع به وضعیتهایی باشند که در زندگی حقیقی ممکن است رخ دهند، نظیر تحت تعقیب بودن، ابتلا به عفونت‌، مورد عشق کسی واقع شدن که بسیار دور است، و نظایر آنها. به عبارت دیگر، هذیانهای غیر غریب به پدیده‌هایی مربوط می‌شوند که هر چند واقعیت ندارند، ولی کمابیش امکان پذیرند. انواع مختلفی از هذیانها وجود دارند و وقتی که تشخیص مطرح می‌شود باید نوع غالب هذیان را نیز مشخص کرد.
ارزیابی دقیق همه گیرشناسی اختلال هذیانی به خاطر شایع نبودن نسبی آن و نیز تغییر تعریفش در چند ساله اخیر، با مشکل رو به رو بوده است. تازه این احتمال نیز وجود دارد که اختلال هذیانی کمتر از واقع گزارش شده باشد، چون بیماران هذیانی چندان به جست و جوی کمک از روانپزشک بر نمی‌آیند، مگر آنکه خانواده یا مقامهای قضایی آنها را وادار به این کار کنند. با وجود همه این محدودیتها، این نکته در منابع تأیید شده است که اختلال هذیانی گر چه اختلال شایعی نیست همیشه به میزان نسبتاً ثابتی در جمعیت وجود داشته است.
میزان شیوع اختلال هذیانی در ایالات متحده را فعلاً حدود 025/0 تا 03/0 درصد تخمین زده اند. پس اختلال هذیانی بسیار نادرتر از اسکیزوفرنی – با شیوع حدود یک درصد – و اختلالات خلقی – با شیوع حدود پنج درصد – است. میزان بروز سالانه اختلال هذیانی یک تا سه مورد جدید در هر صد هزار نفر است. طبق ملاک‌های DSM-IV-Tr، اختلالات هذیانی فقط دلیل یک تا دو درصد از تمام موارد بستری شدن در مراکز بهداشت روانی را تشکیل می‌دهند. سن شروع این اختلال به طور متوسط حدود چهل سالگی، و البته در طیفی از هیجده تا بالای نود سالگی است. تعداد بیماران مؤنث مختصری بیشتر است. احتمال این که مردان به هذیانهای پارانوئید مبتلا شوند، بیشتر از این احتمال در مورد زنان است، و در مقابل، زنان نیز به احتمال بیشتری به هذیانهای اروتومانیا دچار می‌شوند. بسیاری از بیماران متأهل و شاغل‌اند، اما ارتباطی هم با شروع مهاجرت و پایین بودن وضعیت اجتماعی – اقتصادی ممکن است داشته باشد.
علت اختلال هذیانی هم مثل همه اختلالات عمده روانپزشکی، ناشناخته است. گذشته از آن، بیمارانی که فعلاً در زمره افراد مبتلال به اختلا هذیانی طبقه‌بندی می‌شود، ای بسا به گروه ناهمگنی از بیماریها دچار باشند که علامت غالب همه آنها هذیان باشد. نظر اصلی در مورد علت اختلال هذیانی این است که این اختلال، ارتباطی با اسکیزوفرنی واختلالات خلقی ندارد. اختلال هذیانی، هم از اسکیزوفرنی بسیار نادرتر است و هم از اختلالات خلقی؛ و دیرتر از اسکیزوفرنی شروع می شود، و غلبه جنس مونث در آن بسیار کمتر است از آنچه در اختلالات خلقی دیده می‌شود. متقاعد کننده‌ترین داده‌ها از بررسیهای خانوادگی‌ای به دست آمده است که بیشتر بودن شیوع اختلال هذیانی و صفات شخصیتی مرتبط با آن نظیر شکاکیت، حسد، و پنهانکاری را در بستگان پژوهیدنیهای مبتلا به اختلال هذیانی گزارش کرده است. در بررسیهای خانوادگی میزان بروز اسکیزوفرنی و اختلالات خلقی در خانواده‌ها پژوهیدنیهای مبتلا به اسکیزوفرنی نیز افزایش نداشته است. پیگیری دراز مدت بیماران مبتلا به اختلال هذیانی نشان می‌دهد که این تشخیص، تشخیص نسبتاً ثابتی است و حداکثر یک چهارم این بیماران ممکن است نهایتاً در زمره بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی قرار بگیرند و کمتر از ده درصدشان هم ممکن است نهایتاً در شمار افراد مبتلا به اختلالات خلقی قرار داده شوند. این داده‌ها حاکی از آن است که اختلال هذیانی صرفاً مرحله‌ای ابتدای در پیدایش یک یا هر دوی این دو اختلال شایعتر نیست.
طیف وسیعی از بیماریهای طبی غیر روانپزشکی و مواد مختلف مثل بسیاری عوامل مشخص زیستی می‌توانند تولید هذیان کنند،‌اما این طور هم نیست که همه افراد که مثلاً توده مغزی دارند، هذیان هم داشته باشند. احتمالاً عواملی منحصر به فرد و هنوز ناشناخته در مغز و شخصیت بیمار وجود دارد که با پاتوفیزیولوژی خاص اختلال هذیانی مرتبط است.
هذیان، باوری است نادرست مبتنی براستنباط غلط از واقعیت خارجی، که با آن چه تقریباً تمام افراد دیگر باور دارند مغایر است و علی رغم ارائه دلایل واضح و بی چون و چرای مخالف آن، هم چنان ثابت و مستحکم باقی می‌ماند. این باور به صورت طبیعی و عادت مورد قبول سایر اعضای فرهنگ یا خرده فرهنگ فرد نیست (مثلاً بخشی از ایمان مذهبی به شمار نمی‌رود). اگر این باور نادرست مربوط به ارزش گذاری شخصی باشد، فقط وقتی هذیان محسوب می‌شود که قضاوت فرد بیش از حد افراطی وغیر قابل قبول باشد. اعتقاد هذیانی به صورت یک طیف پیوسته رخ می دهد، چنان که گاه میـوان وجود آن را از رفتار فرد نتیجه گیری کرد. تمیز میان هذیان و عقیده بیش بها داده شده اغلب مشکل است (در مورد عقیده بیش بها داده شده نیز عقیده یا باور غیر معقولی وجود دارد ولی شدت پایبندی به آن کمتر از هذیان است). هذیانها بر اساس محتوایشان به انواع فرعی تقسیم می‌شوند. برخی از شایعترین انواع هذیان در زیر شرح داده شده‌اند.
هذیان غریب نوعی هذیان شامل پدیده‌ای که بر اساس فرهنگ بیمار اساساً نشدنی و غیر ممکن است.
حسادت هذیانی – این هذیان که شریک جنسی فرد بی وفا و خیانت پیشه است.
جنون عشقی – این هذیان که فرد دیگری، که معمولاً مقام و منزلت بالاتری دارد، عاشق فرد شده است.
خود بزرگ بینی – هذیان مربوط به برخورداری زیاد از ارزش، قدرت، علم، یا هویت، یا داشتن روابط خاص با یک فرد مشهور یا ربانی.

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد با موضوع قانون ممنوعیت اخذ پورسانت در معاملات خارجی

Close Menu