تحقیق درباره اختلالات افسردگی

تحقیق درباره اختلالات افسردگی

دانلود پایان نامه

 

شروع علایم هذیان جسمانی ممکن است تدریجی یا ناگهانی باشد. در اکثر بیماران، این اختلال بدون فروکش ادامه می‌یابد هر چند شدت هذیان ممکن است کم و زیاد شود. از مشخصه‌های دیگر این بیماران گوش به زنگی و اضطراب بالا است. برخی موضوعات در این نوع هذیان به کرات دیده می‌شود، مانند نگرانی در مورد آلودگی در پارازیتوز هذیانی، اشتغال خاطر با خصوصیات بدن در هذیان‌های بدریخت انگاری و نگرانی هذیانی در مورد بوی بدن که گاهی بروموزیس نامیده می‌شود. در پارازیتوز هذیانی پدیده‌های حسی لامسه اغلب با باورهای هذیانی پیوند می‌یابد.
بیماران دچار اختلال هذیانی نوع جسمانی بندرت جهت ارزیابی روانپزشکی مراجعه می کنند و وقتی این ارزیابی انجام می‌شود معمولاً از سوی پزشکان دیگر ارجاع شده‌اند. در عوض این بیماران عموماً جهت ارزیابی به متخصصین طبی مراجعه می‌‌کنند و به همین دلیل بیشتر متخصصین پوست، جراحان پلاستیک، متخصصین مجاری ادرار، متخصصین سندرم نقص ایمنی اکتسابی (ایدز) و گاهی دندانپزشکان یا متخصصین گوارش با این بیماران برخورد می‌کنند تا روانپزشکان.
نوع خود بزرگ بینی : هذیانهای مربوط به خود بزرگ بینی از سالهای پیش شناخته شده‌اند. این هذیانها را نخستین بار کرپلین توصیف نمود. مرد 51 ساله‌ای به اتهام بر هم زدن نظم و آرامش دستگیر شد. پلیس را به یکی از پارکهای محلی خوانده بودند تا جلوی این مرد را بگیرد، چون او داشت حروف اول اسم خود و فرقه مذهبی را که اخیراً تأسیس شده بود بر روی درختهای اطراف دریاچه وسط پارک حکاکی می‌کرد. وقتی می‌خواستند او را از این کار منع کنند با حالتی تحقیر آمیز گفته بود که او انتخاب شده است تا مذهب جدیدی را در سطح شهر رواج دهد و بنابرای لازم بود که عقایدش را به شکلی پایدار تبلیغ نماید. پلیس نیز نتوانسته بود او را از ادامه بریدن درختها منع کند و بنابراین بازداشتش کرد. این بیمار در بیمارستان ایالتی تحت معاینه روانپزشکی قرار گرفت و تا چند هفته تحت نظر بود. او هر گونه مشکل هیجانی را انکار می کرد و تاکنون تحت درمان روانپزشکی قرار نگرفته بود. هیچ سابقه‌ای از سرخوشی یا نوسانات خلقی نداشت. از این که بستری شده بود عصبانی بود و فقط به تدریج به پزشک اجازه داد تا با او مصاحبه کند. با این حال پس از چند روز سخت مشغول موعظه کردن برای سایر بیمارانشد و به آنها گفت فرمان خاصی از جانب خدا به او داده شده است تا از طریق توانایی او در شفا دادن به بیماران، پیروان جدید کسب کند. سرانجام اشتغال ذهنی این بیمار با نیروها و توانایی‌های خاص کاهش یافت و نشانه دیگری از آسیب روانی در وی مشاهده نشد. این بیمار بدون این که هیچ دارویی دریافت کرده باشد مرخص شد. دو ماه بعد او را در یک تماشاخانه محلی دستگیری کردند، این بار به دلیل ایجاد اغتشاش در حین نمایش فیلمی که موضوعش به عقیده این بیمار شیطانی بود.
نوع مختلط : این گروه شامل بیمارانی است که دو یا چند موضوع هذیانی دارند. این تشخیص را باید برای مواردی مطرح کرد که در آنها هیچ نوع هذیان منفردی غلبه ندارد.
نوع نامتمایز : این مقوله برای مواردی در نظر گرفته شده است که هذیان غالب آنها قابل انتساب به انواع یاد شده قبلی نباشد. به عنوان مثال می‌توان از هذیانهای خاص مربوط به اشتباه در تشخیص هویت نام برد، مثل سندرم کاپگراس، که اسم آن برگرفته از نام روانپزشک فرانسوی است که «خطای ادراکی همزادها» را شرح داد. هذیان سندرم کاپگراس عبارت از این باور است که یک فرد شیاد و متقلب، جای یک از آشنایان بیمار را گرفته است. گونه‌های دیگری از سندرم کاپگراس نیز شرح داده شده است، مثل این هذیان که افراد آزار دهنده یا آشنا می توانند به صورت افرادی غریبه تغییر چهره بدهند پدیده و یا این هذیان بسیار نادر که افراد آشنا می‌توانند به محض این که اراده کنند به افراد دیگری تبدیل شوند (بینادگردیسی) این اختلالات نه فقط نادرند بلکه ممکن است با اسکیزوفرنی، دمانس، صرع، و سایر اختلالات عضوی همراه باشند. موارد گزارش شده عمدتاً در زنان بوده‌اند، با خصایص پارانوئید همراه بوده‌اند، و احساس مسخ شخصیت و یا مسخ واقعیت نیز در آنها مشاهده شده است. این هذیانها ممکن است کوتاه مدت ، عود کننده، یا پایدار باشند. معلوم نیست که آیا اختلال هذیانی می‌تواند با چنین هذیانی تظاهر کند یا خیر. یقیناً هذیانهای فرگولی و اینترمتامورفوریس محتوای غریبی دارند و غیر محتمل می‌باشند، ولی هذیانهای مربوط به سندرم کاپگراس، انتخاب محتملی برای اختلال هذیانی به شمار می‌روند. نقش و اهمیت توهم یا آشفتگی ادراک در این اختلال هنوز تبیین نشده است. مواردی از این اختلال به دنبال آسیب ناگهانی مغز ظاهر شده‌اند.
در قرن 19، روانپزشک فرانسوی ژول کوتار چند بیمار را تشریح کرد که از سندرمی موسوم به(delire de negation) رنج می‌بردند، سندرمی که گاه اختلال هذیانی نیست انگاری (نیهیلیستیک) یا سندرم کوتار خوانده می‌شود. بیماران مبتلابه این سندرم نه فقط به خاطر از دست دادن اموال و متعلقات، شأن و مقام، و قدرت و نیروی خود شاکی هستند، بلکه مدعی هستند که قلب، خون، و روده‌هایشان را نیز از دست داده‌اند و معتقدند دنیا بعد از آنها به نیستی و فنا کشیده می‌شود. این سندرم نسبتاً نادر معمولاً پیش درآمد دوره افسردگی یا اسکیزوفرنی قلمداد می‌شود. به علت استفاده گسترده از داروهای ضدروانپریشی، امروزه این سندرم بسیار کمتر از قبل مشاهده می‌گردد.
هذیان‌ها: هذیان احساسات غیر عادی و درک غیر واقعی حواس پنجگانه است بیمار اشیاء و حوادث عجیب و گوناگونی را بی آنکه محرک واقعی و مناسب در خارج وجود داشته باشد درک می کند. بیشتر هذیان‌ها بستگی به وضع تمایلاتی بیمار دارد و از خلال محتویات افکار هذیانی، می‌توان به مسائل شخص بیمار پی برد. این مسائل غالباً مربوط به امیال مردود و بربادرفته، حس گناه و سایر موقعیتهایی است که احتیاج به دفاع در برابر اضطراب را دارد. هذیان‌ شنوایی: هذایانها سمعی شایع‌ترین هذیانها است. بیمار صداهایی را می‌شوند که به او دستور می‌دهند و یا از وی انتقاد می‌کنند. گاهی بیمار صداها را به افراد معینی نسبت می‌دهد و یا اینکه هویت اشخاصی را که با او صحبت می کنند نمی‌شناسد. ممکن است بیمار جهت صداها را به خوبی تشخیص دهد مثلاً صداها از پنجره و یا گوشی تلفن خیالی است که بیمار در گوش می‌گیرد و یا همه جانبه است. هذیان بینایی: بیمارافراد و یا اشیائی را می‌بیند که وجود خارجی ندارند. مثلاً بیمار ادعا دارد که پشت کوه را می‌بیند. هذیان لامسه‌ای: شخص بیمار خزیدن حشرات کوچک را در رو و یا زیر پوست و داخل گوش یا بینی احساس می‌کند. گاهی به تصور ایکه مار یا عقرب را در رختخواب او انداخته‌اند دیگران را متهم به این عمل می‌کند. هذیان چشایی: در هذیانهای چشایی شخص طعم‌بدی را در غذاها و خوردنی ها احساس می‌کند. متهم کردن اطرافیان به ریختن سم در محیط زندگی یا داخل اغذیه و یا آشامیدنی‌ها از شایع‌ترین هذیان چشایی است. هذیان بویایی: بیمار بوی مواد سمی و نامطبوع را در اطراف خود احساس می‌کند و یا در کثیف‌ترین جاها احساس بوی خوش می‌کند.
اختلال هذیانی: اختلال هذیانی شامل یک نظام هذیانی تزلزل ناپذیر و مزمن است که به شکل بی سر و صدا و تدریجی در دوران میانسالی یا اواخر حیات رخ می‌دهد. نظام هذیانی منفک بوده و سایر عملکردهای روانی طبیعی باقی می‌مانند. غالباً بیمار می‌تواند کار کند و زندگی اجتماعی خود را در حد قابل قبولی حفظ نماید. اختلالاتی که دقیقاً منطبق با این تعریف باشند نادر هستند. اکثر این موارد سرانجام به شکل مراحل اولیه‌ی اسکیزوفرنی در می‌آیند. باقی موارد سندرم‌های هذیانی را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد: آنهایی که دارای انواع خاصی از علایم هستند و آنهایی که در موقعیت خاصی رخ می‌دهند. از گروه اول فقط حسادت مرضی و از گروه دوم، فقط روان پریشی القایی می‌باشد.
حسادت مرضی: ویژگی‌ اصلی حسادت مرضی (یا بیمارگونه)، وجود یک باور غیر طبیعی مبنی بر بی‌وفایی و خیانتکاری شریک جنسی است. این حالت از آن جهت «مرضی» نامیده شده است که باور بیمار، که مممکن است یک عقیده‌ی بیش بها داده شده یا هذیان باشد، بر شواهد منطقی و کافی استوار نیست و با بحث و استدلال منطقی نیز تغییر نمی‌کند. احساس شدید حسادت یا پاسخهای خشونت آمیز نسبت به بی وفایی معشوق، به عنوان حسادت مرضی تلقی نمی‌گردد؛ این حالت هنگامی مرضی محسوب می‌شود که حسادت فرد بر پایه‌های غلط و غیر منطقی استوار باشد. اسامی متعددی به این سندرم داده شده‌اند، از جمله، حسادت جنسی، حسادت شهوانی، حسادت بیمارگونه، حسادت روان پریشانه و سندرم اتللو.
حسادت مرضی در مردان شایع‌تر از زنان است. مهم ترین تظاهر آن، یک باور غیر طبیعی مبنی بر خیانت شریک جنسی است. ممکن است این باور با سایر اعتقادات غیر طبیعی همراه باشد، مثلاً اینکه شریک جنسی در حال توطئه چینی بر علیه بیمار است. خلق متغیر است و شامل احساس غم و اندوه، نگرانی تحریک پذیری و خشم می‌باشد.
معمولاً جستجوی پیگیر و مداومی برای یافتن شواهد بی وفایی شریک جنسی صورت می‌گیرد؛ به عنوان مثال، از طریق کنجکاوی در یادداشتها و مکاتبات شریک جنسی و بررسی ملافه‌ها و لباسهای زیر وی برای یافتن نشانه‌هایی از ترشحات جنسی. ممکن است بیمار همسر خود را تعقیب کند و یا یک کارآگاه خصوصی را برای این کار استخدام نماید. فرد حسود نوعاً شریک جنسی خود را بصورت پیاپی سئوال پیچ می‌کند. این حالت ممکن است منجر به دعواهای خشونت‌بار و حملات خشم و غضب در بیمار شود، و گاه به حملات خطرناک و یا قتل همسر می‌انجامد. ممکن است شریک جنسی بیمار از این حالت خسته شده و حتی برای ایجاد آرامش، به دروغ به گناه خود اعتراف نماید.
حسادت مرضی ممکن است ثانویه به سایر اختلالات روانپزشکی باشد، مثل اسکیزوفرنی، اختلال افسردگی، الکلیسم، و اختلال عضوی. این حالت همچنین ممکن است ناشی از یک اختلال شخصیت باشد، که در آن شخص احساس فراگیر بی کفایتی دارد و نسبت به هر چیزی که این احساس بی کفایتی را افزایش دهد، نظیر از دست دادن موقعیت و پایگاه، آسیب پذیر است. اگر فرد چنین تهدیدهایی را احساس کند،؛ تقصیر و گناه را به گردن شریک جنسی خود می‌اندازد و آنها را به شکل اتهامات حسودانه ابراز می‌کند.
به علت خطر خشونت، ارزیابی بیمار مبتلا به حسادت مرضی باید با دقت زیادی انجام شود، و نظر خواهی از روانپزشک متخصص در این زمینه ضروری است باید همسر بیمار را به تنهایی ملاقات کرد تا وی بتواند جزئیات بیشتری را درباره باورها و اعمال غیر طبیعی بیمار شرح دهد. در طبابت عمومی همسر بیمار ممکن است اولین کسی باشد که برای کمک مراجعه کند. پزشک باید سعی کند تا نکات زیر را به دقت بررسی نماید: قدرت و شدت باورهای فرد حسود در رابطه با بی وفایی شریک جنسی؛ میزان رنجش و بیزاری بیمار، و یا اینکه آیا دست به اعمال کینه توزانه زده است یا خیر؛ عوامل برانگیزاننده‌ی فوران‌های بیزاری، اتهام، یا سئوال پیچ کردن همسر؛ پاسخ شریک جنسی به چنین فورانهایی از جانب بیمار پاسخ توأم با عصبانیت سبب وخیم‌تر شدن مشکل می‌گردد؛ پاسخ بیمار به رفتار شریک جنسی؛ آیا هیچ گونه خشونتی رخ داده است، و اگر پاسخ مثبت است، چگونه اعمال شده است؛ و آیا هیچ گونه صدمه یا جراحتی ایجاد شده است. علاوه بر سئوالات اختصاصی فوق، پزشک باید یک شرح حال زناشویی و جنسی از هر دو شریک جنسی تهیه کند. همچنین، جستجوی هر گونه مدرک دال بر اختلال روانپزشکی زمینه‌ای نیز ضروری است، چون این امر تأثیر مهمی در درمان بیمار دارد.
هذیان یک باور تزلزل ناپذیر است که دارای دلایل کافی نیست ، تحت تاثیر استدلال منطقی یا ارائه شواهد مخالف قرار نمی گیرد ، و جزء باورهای متعارفی که می توان از زمینه های فرهنگی و سطح تحصیلات فرد انتظار داشت نیز می باشد . این تعریف نسبتا طولانی برای افتراق هذیانها ، که از نشانه های اختلالات روانی هستند ، از سایر انواع باورهای ریشه دار و خدشه دار و خدشه ناپذیری که در افراد سالم یافت می شوند ، ضروری است . معمولا هذیان یک باور غلط است . ممکن است بیمار کاملا متقاعد شده باشد که باور هذیانی وی صحت دارد ، ولی این اعتقاد لزوما تمام احساسات و اعمال وی را تحت تاثیر قرار نمی دهد . بخصوص وقتی هذیان مدتی طولانی وجود داشته باشد ، مثل اسکیزفرونی مزمن . مثلا ممکن است یک بیمار دارای این باور غلط و در عین حال با ثبات باشد که وی عضوی از خاندان سلطنتی است ، و با این وجود با خیال راحت در خوابگاهی که برای بیماران روانی مرخص شده از بیماران در نظر گرفته شده است زندگی کند . یک هذیان اولیه بصورت ناگهانی و ایجاد می شود و فاقد هرگونه حادثه ی روانی غیر طبیعی دیگری است که منجر به آن شده باشد . به عنوان نمونه ممکن است یک بیمار بصورت ناگهانی اعتقاد راسخی پیدا کند مبنی بر اینکه جنسیت وی تغییر کرده است ، بدون اینکه از قبل چنین افکار داشته باشد و بدون وجود هرگونه عاملی که زمینه ساز چنین تفکری باشد . هذیان های اولیه نادر هستند ، و یکی از نشانه های مهم اسکیزفرونی به شمار می روند .
در طبابت عملی ، غالبا تعیین اولیه بودن یک هذیان مشکل است ، چون به خارآوردن و شرح دقیق توالی تجارب غیر طبیعی بیماران برای آنها به سادگی امکان پذیر نیست . براساس برخی باورها یا تجارب غیر طبیعی قبلی شکل می گیرد . این تجارب ممکن است به صورت های زیر باشند : 1 ـ یک توهم : مثلا این که شخص صداهایی را می شنود و باور می کند تحت تعقیب است . 2 ـ یک حالت خلقی : مثلا یک فرد مبتلا به افسردگی عمیق احساس بی ارزشی می کند و به این اعتقاد می رسد که دیگران هم چنین نظری راجع به او دارند . 3 ـ یک هذیان دیگر . هذیان های ثانویه در انواع گوناگون بیماری های روانپزشکی شدید دیده می شوند .
در مواردی که یک هذیان منجر به ایجاد یک هذیان دیگر و توالی ها بعدی می شود ، شبکه ای از باورهای مرتبط به هم شکل می گیرد که نظام هذیانی خوانده می شود . خلق هذیانی ، ادراک هذیانی ، و حافظه ی هذیانی.
این اصطلاحات به سه نوع تجربه ی خاص اشاره می کنند که به رغم نامشان ، هیچیک هذیان نیستند ، هر چند رابطه ی نزدیکی با هذیانها دارند . خلق هذیانی یک احساس وصف ناشدنی است که به فاصله ی کوتاهی پس از آن یک هذیان پدیدار می شود که آن را توجیه می کند . برای مثال ، این هذیان که فردی در تعقیب بیمار است و قصد آسیب زدن به او را دارد .
اداراک هذیانی به معنای سوء تعبیر اهمیت یک رویداد واقعی و طبیعی است . مثلا ممکن است یک بیمار ناگهان اعتقاد پیدا کند که نحوه ی چیدمان اشیا روی میز نشان می دهد زندگی وی به خطر افتاده است .
حافظه هذیانی به معنای سوء تعبیر هذیانی از خاطرات رویدادهای واقعی گذشته است . مثل این اعتقاد که دفعه قبل که احساس ناخوشی می کرد ، در غذایش سم ریخته بودند ، هر چند در آن زمان چنین باوری نداشته است . معمولا سایر افراد نادرست بودن باورهای هذیانی را تشخیص می دهند و سعی می کنند تا با بحث و استدلال با شخص مبتلا به هذیان ، این باورها را تصحیح کنند . ولی گاه فردی که با یک بیمار مبتلا به هذیان زندگی می کند و در این باورها با وی سهیم می شود .
چنین فردی اصطلاحا مبتلا به هذیانهای مشترک و یا جنون دوتایی شده است . غالباً بتورهای این فرد تا زمانی که در کنار بیمار مذکور قرار دارد همچنان تزلزل ناپذیر باقی می ماند ولی اگر از بیمار جدا شود معمولاً به سرعت برطرف می شود . معمولاً هذیانها را بر اساس موضوعات اصلی آنها گروه بندی می کنند . میان موضوع هذیانها و اختلالی که بیمار به آن مبتلا است ارتباطی وجود دارد که به تشخیص آن کمک می کند. 1 . هذیانهای گزند و آسیب غالباً هذیانهای پارانوئید خوانده می شوند . ( به بیان دقیق تر ، کلمه پارانوئید به تمام انواع باورهای غلط درباره ی ارتباط میان افراد اطلاق می شود، به نحوی که هذیانهای خود بزرگ بینی ، حسادت و عاشقانه را نیز می توان پارانوئید محسوب کرد ) . در هذیانهای گزند و آسیب بیمار معتقد است افراد یا سازمانهایی سعی می کنند به وی آسیب برسانند ، آبروی او را ببرند و یا او را دیوانه کنند . هنگام ارزیابی چنین عقایدی ، به خاطر داشتن این نکته مهم است که در برخی از فرهنگها بطور طبیعی این اعتقاد وجود دارد که اعمال بدخواهانه و شرارت آمیز افرادی که می توانند جادوگری کنند ، موجب بدبختی و بداقبالی می شود ، بنابراین نباید این عقاید را هذیان قلمداد کرد . هذیانهای گزند و آسیب در اسکیزوفرنی شایع هستند و همچنین در حالتهای عضوی و اختلالات افسردگی شدید نیز مشاهده می شوند . بیمار مبتلا به اختلال افسردگی مشخصاً قبول دارد که اعمال بدخواهانه فرضی دیگران ، بدلیل بدجنسی و رذالت خود او انجام می شوند ؛ ولی در اسکیزوفرنی بیمار به وضوح از این اعمال رنجیده خاطر می شود. 2 ـ هذیانهای انتساب در رابطه با این عقیده هستند که اشیاء حوادث ، یا اعمال دیگران، معنا یا اهمیت خاصی برای بیمار دارد مثلا بیمار عقیده دارد مطالبی که از تلویزیون می شنود مخصوصا در رابطه با او اظهار می شود و یا حرکات افراد نا آشنا و غریب ، حامل مطالب و پیالم های برای بیمار هستند این نوع هذیانها با اسکیزوفرنی ارتباط دارند . 3 ـ هذیانهای خود بزرگ بینی و توام با انبساط خاطر باورهایی هستند که به اغراق در اهمیت خود مربوط می شوند . بیمار ممکن است خودش را ثروتمند ، دارای تواناای های غیر معمول و یا از سایر جهات ممتاز و برگزیده بپندارد چنین عقایدی عمدتا مانیا و گاهی اوقات در اسکیزوفرنی مشاهده می شود . 4 ـ هذیانهای گناه و بی ارزشی باورهایی هستند که طبق آنها بیمار اعمالی شرم آور یا گناه آلود انجام داده است . معمولاً این باورها به خطاهای غیر مغرضصانه ای مربوط می شوند که در زمان انجامشان گناه تلقی نمی شدند ، مثلاً ممکن است بیمار اعتقاد داشته باشد که یک خطای کوچک در اظهارنامه مالیات بر درآمد او کشف خواهد شد و به همین دلیل تحت تعقیب قرار خواهد گرفت . این نوع هذیانها اکثراً در اختلالات افسردگی شدید رخ می دهند . 5 ـ هذیانهای نیست انگاری ، این هذیانها شاما اعتقاد به این است که زندگی بیمار رو به اتمام است . بزودی خواهد مرد یا بی پول خواهد شد و یا جهان به آخر خواهد رسید . هذیانهای نیست انگاری اکثراً در اختلالات افسردگی شدید به چشم می خورند. 6 ـ هذیانهای خود بیمارنگاری شامل باورهای نادرست درباره ی بیماری هستند و در این حالت به رغم وجود شواهد پزشکی متقاعد کننده ، فرد عقیده دارد که بیمار است . چنین هذیانهایی در میان سالمندان شایعترند و بازتاب افزایش نگرانی درباره ی تندرستی در اواخر حیات می باشند . هذیانهای مرتبط با این نوع درباره ی وضع ظاهری اعضای مختلف بدن هستند ، مثل اعتقاد به اینکه بینی فرد ( که شامل طبیعی دارد ) بسیار بد شکل است . بیمارانی که چنین هذیانهایی درباره ی وضع ظاهری بدن خود دارند ممکن است از جراحان پلاستیک کمک بگیرند . این نوع هذیانها در اختلالات افسردگی و اسکیزوفرنی مشاهده می شوند. 7 ـ هذیانهای حسادت در میان مردان شایعترند . این هذیانها می توانند به رفتارهای پرخاشگرانه ی خطرناکی نسبت به افرادی که بیمار آنها را خیانتکار می پندارد منجر شوند . 8 ـ هذیانهای جنسی یا عاشقانه در زنان شایعترند . معمولاً زن مبتلا به این هذیانها عقیده دارد که یک مرد که هرگز با وی صحبت نکرده و امکان تماس با وی نیز وجود ندارد عاشق این زن شده است . مثلاً یکی از چچهره های سر شناس و پر طرفدار . 9 ـ هذیانهای کنترل باورهایی هستند که بر طبق آنها اعمال ، تکانه ها ، یا افکار فرد تحت کنترل یک عامل خارجی قرار دارند . این تجربه را باید از دو حالت دیگر افتراق داد: اول ، بصورت ارادی از آنها پیروی می کند ؛ و دوم ، اعتقاد به باورهای هنجار فرهنگی درباره ی اینکه اعمال انسان تحت کنترل خداوند قرار دارد . هذیانهای کنترل قویا نشان دهنده ی اسکیزوفرنی هستند .10 ـ هذیانهای مذهبی ممکن است گناهکارانه ( مثل ترس از عذاب الهی به خاطر مجازات گناهان کوچک ) ، یا مربوط به قدرتهای خاص باشند . نکته ی حائز اهمیت این است که باید مشخص کرد آیا این اعتقاد یک هذیان واقعی است ، یا باوری است که بصورت گسترده توسط اعضای یک گروه مذهبی پذیرفته شده و بنابراین هذیان محسوب نمی شود . 11 ـ هذیانهای مربوط به تملک افکار . افراد سالم هیچ شکی ندارند که افکارشان متعلق به آنها است و فقط وقتی بر دیگران آشکار می شود که راجع به آنها صحبت کرده و یا با رفتار خود فکرشان را نشان دهند هذیانهای تملک افکار به صورت باورهای زیر هستند :
ـ بعضی افکار بیمار توسط یک عامل خارجی در ذهن او کاشته شده است ـ هذیان تزریق فکر
ـ بعضی افکار آنها دزدیده شده است ـ هذیان ربایش فکر
ـ بعضی افکار آنها از طریق تله پاتی ، رادیو ، یا راههای غیر عادی دیگر برای دیگران آشکار شده است ـ هذیان انتشار فکر هر سه علامت یاد شده اکثرا در اسکیزوفرنی مشاهده می شوند. 1 ـ هذیان عقیده و باور اشتباهی که با قدرتهای شناختی و سوابق بیمار تناسبی نداشته با دلیل و منطق نیز اصلاح نمی شود . ـ هذیان بزرگمنشی اغراق در اهمیت و قدرتمندی خویش . ـ هذیان گزند و تعقیب اعتقاد به اینکه کسی وی را تعقیب می کند یا تحت نظر دارد. ـ هذیان کنایه و اشاره اعتقاد به اینکه رفتار و گفتار دیگران به منظور آزردن وی می باشد. ـ هذیان خود متهم سازی احساس غم ، اندوه و گناه به دنبال خطائی که به غلط به خود نسبت داده می شود. ـ هذیان کنترل اعتقاد به اینکه افکار و رفتار وی در کنترل و ضبط دیگران می باشد . ـ هذیان خیانت و بی وفائی همسر ـ هذیان پارانوئید بدبینی شدید به دیگران که غالبا به هذیان گزند و تعقیب منجر می گردد. 2 ـ اندیشناکی تفکر مداوم درباره یک موضوع با بار عاطفی سنگین 3 ـ لندیشناکی جسمی فکر و خیال درباره ناراحتی های جسمی بدون وجود علل عضوی. 4 ـ وسواس تداوم بیمار گونه فکر ، احساس و یا تکانشی غیر قابل کتنرل 5 ـ هراس بیم ، واهمه با ترس و وحشت بیمارگونه از محرکها و موقعیتهای خاص مانند ترس از فضای باز ترس از بلندی هراس از درد.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه با موضوع مهارتهای مدیریتی

Close Menu