تحقیق با موضوع مشخصه های فرهنگ

تحقیق با موضوع مشخصه های فرهنگ

دانلود پایان نامه

 

برنارد(1942) فرهنگ به معنای جامعه شناسیک آن عبارت است از هر چیزی که ساخته ی دست بشر باشد، چه شیء مادی باشد، چه رفتار نمادین (symbolic) یا سازمان اجتماعی.
کلاکن (1951) “یک فرهنگ” اشارتی است به راه و روش مشخص یک گروه از آدمیان یا «طرح» کامل زندگی آنان.
روت بندیکت(1947) فرهنگ اصطلاحی است جامعه شناسیک برای رفتار آموخته، رفتاری که با آدمی، زاده نمی شود و بر خلاف رفتارهای زنبورها و مورچه های اجتماعی از راه یاخته های نطفه تعیین نمی شود بلکه هر نسل باید آن را از نو از مردم بزرگسال بیاموزد (آشوری، 1393).
مارکس: فرهنگ و ایدئولوژی همان بازتاب های روابط طبقاتی هستند که محتوای آن ها را عقاید و باور های کسانی که قدرت را در دست دارند تعیین می کند. دلایل اثبات این موضوع این است که فرهنگ یکپارچه و یکدست است و نمی تواند به خودی خود تأثیری ایجاد کند.
بلاو دیگران (1985) فرهنگ را اینگونه تعریف می کنند: الگوهایی از معنا که هر گروه یا جامعه ای برای تفسیر و ارزیابی خود و موقعیت خود به کار می گیرد (بیلینگتون، روزاموند، 1380).
به نظر پارسونز(1948) فرهنگ عبارت است از: سیستم های الگو شده یا سازمان یافته ای از نماد ها که تحت جهت گیری های کنش و اجزاء درونی شده ی شخصیت افراد و الگو های نهادی شده ی سیستم اجتماعی در آید (معینی، 1374).
ماکس وبر: فرهنگ از یک سلسله روش‌ها و زمینه‌ها متأثر است که آن روش‌ها و زمینه‌ها افراد جامعه را به هم مى‌پیوندند و در رفتار و کردار و روابط اجتماعى آنها منعکس مى‌شود.
راد کلیف براون بر این عقیده بود که فرهنگ «شکل استاندارد شده ی رفتار، افکار و احساسات» اعضای جامعه است (دنی کوش، 1381).
فرهنگ می تواند به عنوان یک پیاز تصور شود، به شکلی که لایه های بیرونی فرآورده و نماد های آشکار و صریح فرهنگ هستند، لایه های میانی ارزش ها و هنجارها هستند و هسته ی پیاز پیش فرض های ما در مورد حیات و زندگی می باشند (Trompenars, Hampden, & Turner, 1997).
فرهنگ، مفهوم وسیع و در عین حال ساده ای است که شامل الگوهای شناختی (آشکار و نهان) و تجسم آن ها در نظام های اجتماعی، اعمال و مصنوعات دست بشر است و موجب تمایز یک گروه از افراد از دسته ها و گروه های دیگر می شود (جوشن لو، رستمی، 1388).
یکی از جامع ترین تعاریف فرهنگ را مفهومی می داند که دارای دو مؤلفه ذهنی و عینی است. در این تعریف، فرهنگی ذهنی، شیوه ویژه ای برای ادراک فرد از بخش انسان ساخته محیط زندگی است که ادراک قوانین، مقررات، هنجارها و ارزش ها را شامل می شود (ترپاندیس، 1972). از طرف دیگر، فرهنگ عینی تأکید بر نظام های حقوقی، اقتصادی، سیاسی، مذهبی و آموزشی دارد (انگ، اینکپن، 2008؛ لیونگ، انگ، 2008).
در تازه ترین تعریف، فرهنگ را «معرفت و شناخت» معرفی کرده اند که دارای ویژگی های بشری، اکتسابی و مشترک (بین یک یا چند گروه کوچک و بزرگ انسانی مثل سازمان) و نیز تحول پذیری و قابلیت انتقال از نسلی و جامعه ای به نسل و جامعه ای دیگر می باشد و با توجه به حوزه های گوناگون آن، دارای جلوه ها و مؤلفه های متفاوت و متنوعی است. بنابراین «فرهنگ» یعنی:
معرفت مشترک و هنجار شده
با قابلیت یادگیری، انتقال پذیری و تحول پذیری
شامل مؤلفه های مهمی همچون باورها، ایدئولوژی، ارزش ها، هنجارها، نمادها، فناوری مادی و اجتماعی
دارای کارکردهای عامی همانند: ایجاد ارتباط جمعی، ایجاد و حفظ همبستگی و انسجام اجتماعی، هویت بخشی، ماندگارسازی جامعه و تأمین نیازهای زیستی انسان (اسدی، 1389)
شنایدر و گابریوو (1382) معتقدند تنها هنگامی می توانیم فرهنگ خود را درک کنیم که خارج از آن و در معرض فرهنگ دیگری قرار داشته باشیم.
2-1-6 مشخصه های فرهنگ
فرهنگ اشتراکی است: فرهنگ، برنامه ریزی ذهنی مشترکی است که افراد داخل گروه را قادر به تعاملی صمیمی با یکدیگر می کند و این در حالی است که افراد خارج از گروه از آن بی بهره اند.
فرهنگ اکتسابی و دیر پا است: فرهنگ، به صورت تصادفی پیش نمی آید و در طول زمان به شکلی نظام مند بنا نهاده می شود.
فرهنگ نفوذ زیادی بر رفتار دارد:رهایی از سلطه فرهنگ برای ما دشوار است. زمانی که به طور ذهنی، عقلانیت بعضی از جنبه های فرهنگ خود را زیر سؤال می بریم یا به دنبال انعطاف پذیری فرهنگی از طریق انجام اعمال در قالب یک فرهنگ دیگر هستیم نیز، تعاملی طبیعی به برگشتن به ریشه های فرهنگ خودی در وجود ما فریاد می زند.

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ تحقیق برنامه ریزی استراتژیک

Close Menu