تحقیق با موضوع مؤلفه های هوش فرهنگی

تحقیق با موضوع مؤلفه های هوش فرهنگی

دانلود پایان نامه

 

2-1-20-1 اصول هوش فرهنگی از نظر اسلام
از آن رو که هر مکتبی براساس اصول خاصی بنا شده که منطبق بر آن، مفاهیم معنا پیدا می کنند، دین مبین اسلام نیز در زمینه هوش فرهنگی، اصول خاص خود را داراست که در ذیل به آن ها اشاره می شود:
دین محوری: این اصل آمادگی لازم را برای مدیران فرهنگی در مواجهه با پدیده انتقال و تبادل فرهنگی فراهم می آورد. با این معیار، هیچگاه مدیران به نفی یا اثبات فرهنگ های دیگر برنمی خیزند، بلکه آن ها را در این چارچوب ارزیابی می کنند.
انسان مداری: ضرورت شناخت مبانی و مبادی رفتارهای انسانی و کیفیت سمت و سو دادن به فعالیت های انسانی برخاسته از همین اصل است. تا زمانی که کیفیت و نحوه شکل گیری باورها، احساسات، عواطف، افعال و رفتارهای انسانی را ندانیم و از چند و چون آن ها آگاه نباشیم، هرگز در دست یابی به اهدافی که از هوش فرهنگی در سطح ملی و فراملی انتظار داریم، موفق نخواهیم شد (حاجی ده آبادی، 1382).
عقلانیت محوری: کسی که دین محوری و عمل به آموزه های دینی را شعار خویشتن قرار می دهد گریزی از تمسک به عقل و آموزه های عقل سلیم ندارد. پذیرش عقلانیت مداری در عرصه تنوع و تکثر فرهنگی نیز نه تنها یک شعار، بلکه تن دادن به تمام لوازم آن است. برخی از لوازم عقلانیت محوری عبارت است از:
کنار گذاشتن تعصبات قومی، قبیله ای و فرقه ای و داشتن روحیه نقدپذیر
در پیش گرفتن رویکردی اندیشمندانه و عاقلانه در مواجهه با پدیده ها و جریانات فرهنگی داخلی و خارجی
انعطاف و پویایی در عین پافشاری بر اصول: محتوای فرهنگ را می توان به دو دسته ثابت و متغیر تقسیم کرد که بخشی از این به تنوع و تکثر نیازهای آدمی و شیوه های گوناگون پاسخ گویی به آن ها باز می گردد و بخشی دیگر ناشی از همجواری یک فرهنگ با فرهنگ های دیگر و تعامل و تبادل و گاه تزاحم با فرهنگ های دیگر است.
تأکید بر جذب و پرهیز از دفع: باید کوشید تا هر چه بیشتر بر تعداد علاقه مندان و شیفتگان به فرهنگ اسلامی بیفزایند؛ حتی از منظری وسیع تر، باید کوشید تا تمام کسانی که به فرهنگ ادیان توحیدی اعتقاد دارند و وجه مشترکشان در داشتن دین آسمانی و پرستش خدای واحد است، در کنار هم و یار و همکار قرار گیرند و با هر بهانه ای که باعث تضاد و رویارویی آن ها می شود، مقابله کند (همان).
2-1-20-2 ویژگی های مهم هوش فرهنگی از نظر اسلام
صداقت، وفاداری، انجام تعاملات و ارتباطات فرهنگی براساس عدالت، تقدم مصالح معنوی بر مصالح مادی و تقدم مصالح جمعی بر منافع فردی، بهره گیری از روش های قرآن همانند حکمت، موعظه و جدال احسن در تبلیغ، همچنین تمسک به فطرت پاک انسانی، تکیه بر مشترکات، تکیه بر حاکمیت عقل در پذیرش حق و استماع و اتباع احسن از جمله ویژگی های هوش فرهنگی از دیدگاه اسلام است (عسکری وزیری، 1391).
2-1-20-3 مؤلفه های هوش فرهنگی از نظر اسلام
همزمان با طلوع خورشید اسلام، تمدن هایی در حال فروپاشی بود. اسلام به تمام عناصر فرهنگی این تمدن ها مانند: عرب ها، سریانی ها، ایرانی ها، یونانی ها و حتی هندی ها و قسمتی از چینی ها، انسجام و سازگاری بخشید (مطهری، 1377). بررسی آیات و روایات معصومین نشان می دهد اسلام به موضوع برقراری ارتباط و تفاهم بین فرهنگ های متنوع و ادیان الهی، توجه ویژه ای دارد؛ چنان که می توان گفت: قرآن کتاب گفتگوست؛ گفتگوی خدا با پیامبر ، فرشتگان، مؤمنان و کافران.
از مطالبی که گذشت، نتیجه می گیریم که می توانیم برخی از مؤلفه های هوش فرهنگی را از نظر اسلام شناسایی و استخراج نماییم. این مؤلفه ها عبارتند از:
تأکید بر وحدت ادیان: وجود اصول و مبانی مشترک در بین فرهنگ ها و ادیان، زمینه گفتگو بین آن ها را فراهم می سازد و باب بحث و سخن و مفاهمه را به روی آن ها می گشاید. با پذیرش اصول و فروع مشترک و وحدت بین ادیان و فرهنگ ها، گفتگو در این عرصه ها امکان می یابد و تعامل میان آن ها تحقق می پذیرد (همان).
تمرکز بر نقاط مشترک انسانی: در اسلام، پیام های هدایتی و آموزه های قرآن، متوجه همه انسان هاست، نه ویژه گروه یا قومی خاص. رهنمودها و عملکرد معصومان و توصیه های قرآن نشانگر آن است که آنان همواره در تلاش بوده اند که از مخاطبان خود، انسان بسازند. تکریم انسان ها از سوی اسلام، به اعتبار آن است که انسان ها آفریده خداوند و دارای فطرتی پاکند و در این بین، میان مؤمن و کافر تفاوتی نیست. با پذیرش این اصول مشترک و همبستگی های انسانی است که گفتگو های فرهنگی در عرصه اسلام معنا می یابد. پذیرش این اصل در حقیقت، پیش فرض گفتگو های فرهنگی به شمار می رود.
مدارا و آسان گیری: اسلام دین سهل و آسان و سرشار از رحمت و رأفت است و در تعالیم و دستورهای خود، اصل را بر آسان گیری و سهولت قرار داده است. اسلام با پذیرفتن این اصل، راه را برای ورود به عرصه گفتگو و تعامل با دیگر فرهنگ ها و اندیشه ها می گشاید و با مدارا با آن ها به تعامل می پردازد.
جدال احسن: به دلیل آن که هدف از گفتگو ها و تعاملات اسلام با مخالفان فکری، اساساً دستیابی به حقیقت و اصلاح عقیده و اندیشه آنان است، هر گونه بحث و جدال ستیزه جویانه نهی شده و به بندگان خدا توصیه شده آنچه را بهتر است بگویند.
احترام و سعه صدر: قرآن، معصومان و پیامبران الهی، بالاترین مرتبه سعه صدر، ادب و احترام را در برابر مخالفان فکری و بیگانگان از خود نشان داده اند و نه تنها سخنان و اندیشه های مخالف را شنیده اند، بلکه از نقل آن ها ابایی نداشته اند. این تعابیر، نشان دهنده حاکم بودن روح برادری بر گفتگوهای اسلامی است.
صراحت و مداومت در عرضه اندیشه: در آغاز هر گفتگو و ارتباط، شفافیت مواضع و اعلام بی پرده آن ها اهمیت فراوان دارد. هرقدر میزان این صراحت، شفافیت و قاطعیت بیشتر باشد مخاطبان را به اقناع کامل تری سوق می دهد و به زدودن تردید و ابهام از آینه ذهن و روح آنان کمک می رساند و زمینه تفکر در مطالب ارائه شده را فراهم می سازد. علاوه بر این، عرضه صریح، مستدل و شفاف اندیشه های صحیح موجب می گردد آرا و اندیشه های ناصواب، رنگ ببازد و از این رهگذر، زمینه آشکار شدن حقیقت فراهم آید.
رعایت عدل و انصاف و توجه به ویژگی های مثبت طرف مقابل: قرآن کریم با نگرشی جامع و از سر عدل و انصاف، به دیگر فرهنگ ها می نگرد و در برخورد با همه آن ها، شیوه ای یکسو و یکسان در پیش نمی گیرد. هنگامی که گروه یا قومی را سرزنش یا نکوهش می کند اگر افراد شایسته و مثبتی وجود دارد، آنان را استثنا کرده، به مدح و ثنا و ذکر ویژگی های مثبتشان می پردازد.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درمورد استفاده از فناوری

بستن منو