تحقیق با موضوع شکاف های اجتماعی

تحقیق با موضوع شکاف های اجتماعی

دانلود پایان نامه

مقدمه  

محقّقین زیادی در ایران و سایر ملل در جستجوی این موضوع هستند که چرا برخی افراد در موقعیت‌های فرهنگی متفاوت، موثر و موفق‌تر از دیگران عمل می‌ کنند و این موضوع را در زمینه‌ های مختلف، مهم تلقی می‌کنند. ایران همواره طی تاریخ طولانی خود ترکیب پیچیدهای از اقوام و مذاهب و گروههای زبانی و فرهنگی داشتهاست. روی همرفته جامعه ایران به عنوان جامعهای نیمهسنتی- نیمهمدرن یا در حال گذار، دارای صورتبندی پیچیدهای از شکاف های اجتماعی بوده است. از یک سو شکافهای قومی، فرهنگی و منطقهای مربوط به جامعه سنتی کم و بیش مطرح است و از سوی دیگر شکاف های جامعه مدرن نمودار شدهاند. بنابراین مطالعه فرهنگ ها بسیار ضروری است. از طرفی جهانی سازی و جهانیشدن پدیدهای تک بعدی نیست و فرآیندی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و … است و هر چه جهان به سمت انسجام پیش میرود اهمیت درک صحیح تفاوت های فرهنگی افزایش مییابد.
انجام این مطالعه در سازمان آموزش و پرورش به این دلیل اهمیت دارد که از یک سو، جامعه ی ایران به صورت بالقوه دارای پیچیدگی و تنوع فرهنگی بالایی بوده و از سوی دیگر، به علت نقش غالب دولت در تمامی شئون زندگی اجتماعی، برخورداری کارکنان سازمان ها از قابلیت برقراری ارتباطات فرهنگی اثربخش می تواند به غلبه بر موانع فرهنگی پیش رو و پیشبرد فعالیت های آنان کمک کند.
در این فصل ابتدا به مبانی نظری هوش فرهنگی و تعهد سازمانی پرداخته می شود و تعاریفی از هر دو متغیر ارائه داده و مورد تحلیل قرار گرفته می شود و بعد به نمونه ای از تحقیقاتی که در داخل و خارج از کشور انجام شده است اشاره می شود و بالاخره یک جمع بندی کلی از مبانی نظری و عملی متغیرها ارائه می گردد.
الف) مبانی نظری پژوهش
2-1 مبانی نظری هوش فرهنگی
2-1-1 مفهوم هوش
در لغت نامه دهخدا هوش، زیرکی و آگاهی و شعور و عقل و فهم و فراست تعریف شده است (دهخدا).
بیش از دو هزار سال پیش، افلاطون در کتاب “جمهوریت” هوش را تعیین‌کننده اصلی جایگاه سیاسی و اجتماعی افراد تعریف کرد. اما مطالعه علمی هوش، از قرن نوزدهم با ایده‌ تفاوت‌های فردی در علم ژنتیک و تکامل آغاز شد. روان‌شناسان معتقدند هیچ شاخه‌ای از روان‌شناسی به اندازه مطالعه و ارزیابی هوش در بهزیستی انسان موثر نبوده است (اسماعیلی، گودرزی، 1386).
در علوم انسانی به تعداد دانشمندان علم روانشناسی تعریف برای هوش وجود دارد. هر دانشمندی با توجه به تحقیقات خود تعریفی برای هوش ارائه کرده است که جملگی یک مفهوم را به روش های مختلف به دیگران می رسانند. برخی تعریفی طولانی آورده اند و برخی به چند کلمه اکتفا کرده اند. تعدادی هوش را فقط یک توانایی واحد در مغز می دانند و برخی دیگر هوش را به اجزای مختلف تقسیم کرده اند. گروهی از دانشمندان، هوشمندی را فقط زمانی قابل بررسی می دانند که منجر به عملی در خارج از بدن انسان شود. اگر فردی بسیار باهوش باشد ولی هیچ خروجی نداشته باشد عملا ً از نظر برخی از محققین هوشمند نیست. به همین دلیل عوامل خارجی و نحوه پاسخ گویی به حوادث پیش آمده در محیط پیرامون یک فرد یکی از ارکان بررسی هوش و هوشمندی است. تعاریفی که از هوش انسان در مجامع علمی بیان می شود دارای اشتراک هایی است که مهمترین آنها عبارتند از: توانایی استدلال منطقی، برنامه ریزی برای کارها، حل مسائل و پیچیدگی ها، فکر کردن، یادگیری و استفاده از زبان و جمله سازی.
تعاریفی که در سال‌های اخیر ارائه شده‌اند در یکی از این سه طبقه، جای دارند:
تعاریفی که به سازگاری یا انطباق با محیط تأکید دارند.
تعاریفی که به توانایی یادگیری موضوعات مختلف تأکید دارند.
تعاریفی که بر تفکر انتزاعی، یعنی توانایی استفاده از مفاهیم مختلف، نمادهای کلامی و عددی تکیه دارند (پورشریفی، 1382).
   در مورد مفهوم هوش، روان‌شناسان به دو گروه تقسیم شده‌اند: گروه اول بر این اعتقادند که هوش، از یک استعداد کلی و واحد تشکیل می‌شود، اما گروه دوم معتقدند انواع مختلف هوش وجود دارد. آنچه تعریف دقیق از هوش را دچار مناقشه می‌کند آن است که هوش یک مفهوم انتزاعی است و در واقع هیچگونه پایه محسوس، عینی و فیزیکی ندارد. هوش، یک برچسب کلی برای گروهی از فرآیندهاست که از رفتارها و پاسخ‌ های آشکار افراد استنباط می‌شود (گنجی، 1386).
  از نظر فیزیولوژی، هوش پدیده‌ای است که در اثر فعالیت یاخته‌های قشر خارجی مغز (کورتکس) آشکار می‌گردد و از نظر روانی نقش انطباق و سازگاری موجود زنده با شرایط محیطی و زیستی را بر عهده دارد (عظیمی، 1366).
  به عقیده ترستون هوش از هفت استعداد ذهنی بنیادی و مستقل از یکدیگر تشکیل می‌شود که بدین‌قرارند: کلامی، سیالی کلامی، استعداد عددی، استعداد تجسم فضایی، حافظه تداعی، سرعت ادراک و استدلال. گیلفورد این تعداد را افزایش داده و اظهار داشت: هوش، دست‌کم از 120 عامل تشکیل می‌شود.
دیوید وکسلر از معروف‌ترین کسانی است که تعریف نافذی از هوش ارائه نموده است. از نظر وی، هوش عبارت است از توانایی کلی و جامع در فرد که باعث تفکر منطقی، فعالیت هدفمند و سازگاری با محیط می‌شود. در نظر وی، هوش یک توانایی جامع است؛ یعنی مرکب از عناصر یا اجزایی که به‌طور کامل مستقل از هم نیستند و نشانه‌ هوشمندی فرد آن است که می‌تواند به صورت منطقی بیندیشد و اعمال برخواسته از هوش او اعمالی هدفدار هستند و توانایی هوش به فرد این امکان را می‌دهد که خود را با شرایط محیط انطباق دهد (گنجی، 1386).
آلفرد بینه روان‌شناس فرانسوی می‌گوید: هوش آن چیزی است که آزمون‌های هوش آن را می‌سنجد و باعث می‌شود افراد عقب‌مانده ذهنی از افراد طبیعی و باهوش متمایز شوند (میلانی‌فر، 1383).
ثرندایک رفتار هوشمندانه را متشکل از توانایی های خاص گوناگون می داند و او از سه هوش صحبت می کند که افراد مختلف در هر یک از آن انواع می توانند متفاوت باشند: هوش انتزاعی، هوش مکانیکی، هوش اجتماعی (آقایی، اله وردی و باغبانی، 1390).
  طبق تعریف دیگر، هوش توانایی یادگیری و کاربرد مهارت‌های لازم برای سازگاری با نیازهای فرهنگ و محیط فرد است و معیار باهوش بودن در جوامع مختلف یکسان نیست.

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه با موضوع کارآفرینی دانش

بستن منو