تحقیق با موضوع تعاملات میان فرهنگی

تحقیق با موضوع تعاملات میان فرهنگی

دانلود پایان نامه

از نظر انگ و داین (2008) عامل فراشناختی از هوش فرهنگی به چند دلیل عنصر کلیدی محسوب می شود: نخست اینکه این عامل تفکر فعال درباره ی مردم و موقعیت ها را در مجموعه های فرهنگی مختلف ارتقا می بخشد. دوم اینکه چالش های جدی را برای وابستگی سفت و سخت به تفکر مرزبندی شده ی فرهنگی و پیش فرض های فرهنگی ایجاد می کند و سوم اینکه افراد را به سازگار شدن و بازبینی کردن استراتژی هایشان بر می انگیزد به نحوی که آن ها به لحاظ فرهنگی مناسبتر و احتمال دستیابی به خروجی های مورد نظر را در مواجهات بین فرهنگی بیشتر می کند. بنابراین هوش فرهنگی فراشناختی منعکس کننده ی فرآیندهای ذهنی است که افراد برای تحصیل و تفهم دانش فرهنگی بکار می برند. توانایی های مرتبط شامل برنامه ریزی، زیر نظر قرار دادن و بازبینی مدل های ذهنی هنجارهای فرهنگی برای کشورها و گروه های مردم است. افراد با هوش فرهنگی فراشناختی بالا از توجیهات و هنجارهای جوامع متفاوت، قبل از تعامل ها و خلال آن آگاهند. این افراد پیش فرضهای فرهنگ را زیر سؤال می برند و از مدل های ذهنی، خود را در خلال و پس از تجارب مرتبط اصلاح می کنند.  

بعد فراشناختی هوش فرهنگی نشان از فرآیندهایی دارد که افراد به کار می گیرند تا دانش فرهنگی را کسب و درک کنند. این دانش شامل آگاهی و کنترل بر فرآیند تفکر افراد در رابطه با فرهنگ می شود .عامل فراشناختی هوش فرهنگی یک مؤلفه منتقدانه است که حداقل سه کاربرد و برون داد مهم دارد: نخست، اندیشیدن در مورد افراد و وضعیت هایی را که زمینه های فرهنگی متفاوت دارند، ارتقا می دهد. دوم، اندیشیدن انتقادی در مورد عادات، مفروضات و مرزهای فرهنگی را موجب می گردد. سوم، به افراد امکان می دهد که نگاشت های ذهنی را ارزیابی و مرور کنند و این عامل به طور مؤثری دقت آن ها را افزایش می دهد (وان داین، انگ، 2006).
بعد شناختی: بعد شناختی به عنوان یکی از ابعاد هوش فرهنگی نشان دهنده ی دانش و اطلاعاتی است که یک فرد یا گروه اجتماعی در رابطه با نظام های فرهنگی متفاوت، با زمینه ی فرهنگی که در آن پرورش یافته است، دارد. آشنایی با آداب و رسوم، ارزشها، رفتارها و قوانین مربوط به سایر گروه های قومی، ملی یا مذهبی، مربوط به بعد شناختی هوش فرهنگی است. بعد شناختی در تعارض با عقاید قالبی قرار می گیرد در حالی که عقاید قالبی باعث می شود تا افراد در گروه های اجتماعی منتسب به سایر فرهنگ ها و خرده فرهنگ ها به قضاوت هایی عام و عمدتاً مبتنی بر تعصب های ارزشی و غیر علمی دست زنند، بعد شناختی از هوش فرهنگی تأکید بر قضاوت های غیر عام، عینی و مبتنی بر مشاهدات واقع بینانه و مبتنی بر پژوهش های علمی دارد. انگ و داین (2008) بعد شناختی را به عنوان دانش عمومی درباره ی فرهنگ های دیگر تعریف می کنند. آنان بر این باورند که بعد شناختی منعکس کننده ی دانش درباره ی هنجارها، اعمال و قراردادها در فرهنگ های مختلف است که از طریق آزمون های رسمی یا غیر رسمی و یا تجارب فردی به دست آورده می شود. بنابراین، عامل شناختی از هوش فرهنگی منعکس کننده سطح دانش فرهنگی یا دانش درباره ی محیط های فرهنگی است. با توجه به تنوع گسترده فرهنگ ها در جهان کنونی، هوش فرهنگی شناختی نشان دهنده دانش درباره ی الگوهای عام و جهانی فرهنگی و همینطور تفاوت های فرهنگی است. عامل شناختی، عاملی کلیدی از هوش فرهنگی است زیرا دانش فرهنگی افکار و رفتارهای فرد را تحت تأثیر قرار می دهد. مفهوم فرهنگ یک جامعه و عناصر فرهنگی آن به افراد امکان ارزیابی بهتر از نظام هایی را می دهد که الگوهای خاصی از تعامل اجتماعی را در درون یک فرهنگ شکل می دهد، بنابراین افراد با هوش شناختی بالاتر بهتر می توانند با افرادی از فرهنگ های دیگر تعامل کنند (انگ، داین، 2008).
رز و کومار (2008) نیز بعد شناختی را شامل دانش درباره ی هنجارها، اعمال و قراردادها در فرهنگ های مختلف تعریف کرده اند. از نظر این دو اندیشمند دانش دارای ابعاد اقتصادی، حقوقی و نظام اجتماعی، فرهنگ ها و خرده فرهنگ هاست (رز، کومار، 2008 ). بدون تردید تقویت هوش فرهنگی شناختی با شناخت از فرهنگ و ویژگی های آن بطور کلی و شناخت از فرهنگ خود بطور خاص آغاز می شود. در ابتدا ضرورت دارد که با ویژگی های فرهنگ بویژه مفاهیمی نظیر اکتسابی بودن فرهنگ، نسبی بودن فرهنگ، تنوع فرهنگی، زمینه های تاریخی و اجتماعی شکل گیری فرهنگ آشنا می شویم و یا بر اساس تجارب زندگی اجتماعی به آن ها معتقد باشیم تا بتوانیم شناختی غیر متعصبانه از فرهنگ دیگران داشته باشیم.
هوش فرهنگی شناختی نوعی دانش فرهنگی فردی از هنجارها، تمرین ها و عرف ها در محیط های مختلف فرهنگی است. در گوناگونی گسترده و مسلم فرهنگ های دنیای معاصر، هوش فرهنگی شناختی، دانش همگانی فرهنگی و همچنین دانش فرهنگ های مختلف را نشان می دهد. عامل شناختی هوش فرهنگی نوعی مؤلفه انتقادی است، زیرا دانش راجع به شباهت های فرهنگی و تفاوت های آن، تصمیم گیری و عملکرد در وضعیت های چند فرهنگی است (وان داین،انگ، 2006).
بعد انگیزشی: بعد انگیزشی منعکس کننده آن است که یک فرد یا گروه اجتماعی تا چه اندازه آمادگی و تمایل دارد که انرژی، زمان یا پول خود را صرف شناخت یا تعامل با افراد یا گروه هایی از سایر فرهنگ ها کند. رز و کومار (2008) بعد انگیزشی را شامل شدت و جهت انرژی به کار رفته به سمت یادگیری درباره ی موفقیت های بین فرهنگی تعریف کرده اند. انگ و داین (2008) نیز معتقدند بعد انگیزشی منعکس کننده ی توان در جهت توجه و انرژی به سمت یادگیری و عمل کردن در موقعیت هایی است که خصیصه ی آن تفاوت فرهنگی است. بر اساس نظریه ارزش- انتظار، انگیزش جهت و شدت انرژی هدایت شده به سمت یک وظیفه خاص و شامل دو عنصر است: انتظار از موفقیت در عمل به آن کار و انرژی مرتبط با عمل به آن کار.
افراد با هوش انگیزشی بالا توجه و انرژی را به سمت موقعیت های بین فرهنگی براساس علاقه ی درونی و ذاتی سوق می دهند. این عنصر از هوش فرهنگی کلیدی است زیرا منبع سائقه است و باعث تلاش و صرف انرژی در جهت عمل کردن صحیح در مجموعه های نوین و تازه می شود. بعد انگیزشی در عین استقلال نسبی از سایر ابعاد هوش فرهنگی در ارتباط متقابل با آن ها نیز هست. معنی استقلال نسبی آن است که می توان وضعیتی را فرض کرد که در آن فرد از هوش فرهنگی– شناختی، فراشناختی و رفتاری بسیار ضعیفی برخوردار باشد اما به دلیل اثرگذاری عوامل خارجی از هوش فرهنگی نظیر ترغیب یک معلم یا استاد در کلاس درس، فرد در موقعیتی قرار گیرد که نسبت به شناخت فرهنگ های دیگر متمایل شده و حاضر باشد چنان انرژی و زمانی را برای آن صرف کند که بتوان او را دارای هوش انگیزشی بالا دانست. ارتباط متقابل با سایر ابعاد نیز به معنای آن است که تقویت ابعاد فراشناختی، شناختی یا رفتاری هوش فرهنگی خود می تواند هوش فرهنگی انگیزشی را بیش از پیش تقویت کند. مثل اینکه هر چه بیشتر با سایر فرهنگ ها آشنا شویم، انگیزه ی ما برای شناخت بیشتر و عمیق تر آنها افزایش می یابد.
و نیز می توان گفت: ﺑﻌﺪ اﻧﮕﻴﺰﺷﻲ ﻫﻮش ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺷـﺎﻣﻞ ﺳـﻄﺤﻲ ﻛﻪ در آن اﻓﺮاد در ﻣﻮرد ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ های خود در تعاملات میان فرهنگی اطمینان و اعتماد دارﻧﺪ و ﻣﻴﺰان ﮔﺸﻮدﮔﻲ ﺑﺮای ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﺎ ﻣﺮدم ﺳﺎﻳﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫـﺎ و ﻣﻴـﺰان رﺿـﺎﻳﺘﻲﻛـﻪ از آن ﺗﻌﺎﻣلات در ﺧﻮد ﻣﻲﻳﺎﺑﻨﺪ، ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ.
انگیزش که وجه ظاهری هوش فرهنگی است، شامل سه نوع انگیزش ابتدایی است: ارتقای شخصی، یا خواسته ی یک فرد برای داشتن احساس بهتر در مورد خود؛ رشد، یا خواسته ی یک فرد برای بهبود دادن و رقابت با خود و استمرار به معنی پیوستگی و قابل پیش بینی بودن زندگی شخصی (ارلی و همکاران، 2006). این مؤلفه ها نحوه ی تطابق یک شخص را با شرایط فرهنگی جدید تحریک کرده و هدایت می کند و می توان آن را به ارتقا شخصی، سودمندی و ثبات تجزیه کرد (ارلی، انگ، 2003؛ ان جی، ارلی، 2006). افرادی که هوش انگیزشی بالایی دارند از تعامل در فرهنگ های جدید لذت می برند و در انجام چنین کاری و داشتن چنین توانایی هایی احساس اعتماد به نفس می کنند (انگ، داین، 2008).
بعد رفتاری: اینکه فرد یا گروه اجتماعی در برخورد با افراد یا گروه هایی از سایر فرهنگ ها چه نوع کنشی یا واکنشی از خود نشان می دهند، مربوط به بعد رفتاری از هوش فرهنگی است. در حیات اجتماعی هر فرد یا گروه همواره موقعیت هایی پیش می آید که در آن ها تعامل با افراد یا گروه هایی با زمینه های فرهنگی متفاوت یا حتی متضاد ضرورت پیدا می کند. اینکه چگونه می توان به گونه ای اثربخش به چنین تعاملی دست زد و چه نوع از رفتارها و واکنش هایی می توانند فرد یا گروه را در آن موقعیت ها به اهداف خود برسانند در حالی که افراد یا گروه های متفاوت فرهنگی نیز از آن موقعیت احساس رضایت کنند، به بعد رفتاری از هوش فرهنگی و به عبارت دیگر هوش فرهنگی– رفتاری مربوط است. انگ و داین (2008) و رز و کومار (2008) تعریف کاملا یکسانی از بعد رفتاری هوش فرهنگی ارائه دادند. بر اساس نظر آنان بعد رفتاری به عنوان توانایی در بکارگیری کنش های زبانی و غیر زبانی به هنگام تعامل با مردمی از فرهنگ های متفاوت تعریف می شود.
هوش فرهنگی رفتاری نوعی قابلیت فردی برای نمایش اعمال مناسب شفاهی و غیرشفاهی هنگام تعامل با افراد دیگر در زمینه های مختلف فرهنگی است. هوش فرهنگی رفتاری براساس داشتن و کاربرد فهرست یا سلسله گسترده ای از رفتارهاست. این بعد از هوش فرهنگی اشاره به طیف گسترده ای از مهارت های رفتاری است که افراد دارند و می توانند به شکل مناسبی، رفتارهای کلامی و غیر کلامی خود را در موقعیت های جدید فرهنگی بروز دهند (انگ، داین، 2008).
ابعاد چهارگانه هوش فرهنگی در واقع تشریح گر فرآیندهای متفاوت در برخوردهای میان فرهنگی هستند. هوش فراشناختی بر فرآیندهای شناختی سطح بالاتر تمرکز دارد، هوش شناختی نشان دهنده دانش نسبت به هنجارها، رسوم و سنت ها در فرهنگ های مختلف است (انگ و همکاران، 2007). این شامل دانش اقتصادی، حقوقی (قانونی) و سیستم های اجتماعی فرهنگ ها و خرده فرهنگ های مختلف و دانش و آگاهی از چارچوب اصلی ارزش های فرهنگی می شود. هوش فرهنگی انگیزشی نشان دهنده اهمیت و سمت و سوی انرژی و توانایی هایی است که در جهت یادگیری و عملکرد در موقعیت ها و شرایط میان فرهنگی، سوق داده می شود. این نوع هوش فرهنگی عمدتاً به عنوان شکل خاصی از خود اثربخشی یا باور به مفید بودن خود و انگیزه درونی در موقعیت های میان فرهنگی معرفی می گردد و بالاخره هوش فرهنگی رفتاری، توانایی بروز دادن اعمال و اقدامات مناسب کلامی و غیر کلامی، مخصوصاً هنگام تعامل با افراد از فرهنگ های مختلف است (انگ و همکاران، 2006).
2-1-13 مراحل اکتساب هوش فرهنگی
لیورمور (2010) فرآیند چهار مرحله ای زیر را برای اکتساب هوش فرهنگی بیان کرده است:
در مرحله اول، سایق و بعد انگیزشی به فرد علاقه، انرژی و اعتماد به نفس و انگیزه لازم در جهت ترغیب و درک مورد نیاز و برنامه ریزی ضروری در جهت تعاملات میان فرهنگی ویژه می دهد. افرادی که دارای هوش انگیزشی بالایی هستند به یادگیری و سازگاری با موقعیت های فرهنگی متنوع ترغیب می شوند. اعتماد به نفسشان در توانایی سازگاری با موقعیت های فرهنگی احتمالاً تحت تأثیر روشی است که در آن موقعیت ها عمل می کنند.
در مرحله دوم، دانش و بعد شناختی برای فرد موجبات درک و فهم مسائل اساسی و تفاوت های بین فرهنگی را که با این تعاملات در ارتباط هستند، فراهم می سازد. افرادی که دارای هوش فرهنگی شناختی بالایی هستند دارای درکی غنی و خوب سازماندهی شده ای از فرهنگ و این که چگونه بر طرز فکر و رفتار افراد تأثیر می گذارند، هستند. آن ها می دانند که فرهنگ چگونه رفتار را تغییر خواهد داد.
در مرحله سوم استراتژی و بعد فراشناختی به افراد اجازه می دهد تا درک و فهم فرهنگی خود را ترسیم نموده تا بتوانند آن ها را برنامه ریزی و تفسیر نمایند که چه چیزی در این موقعیت ها مؤثر هستند. در این مرحله افراد به استراتژی سازی و معنی سازی تجربیات متنوع فرهنگی می پردازند. افرادی که دارای هوش فرهنگی فراشناختی بالایی هستند توانایی برنامه ریزی برای موقعیت های بین فرهنگی جدید را دارند، بهتر قادرند که رفتارشان را در موقعیت های فرهنگی نظارت، تجزیه و تحلیل و سازگار سازند. آن ها از چیزهایی که در رابطه با فرهنگ های مختلف نیاز است، آگاه هستند.
در مرحله چهارم، عمل و بعد رفتاری به فرد توانایی رفتار قابل انعطاف، اعمال کلامی و غیر کلامی متغیر و اثربخش برای انجام مسئولیت ها در موقعیت های بین فرهنگی را فراهم می سازد. افرادی که دارای هوش فرهنگی رفتاری بالایی هستند توانایی تقویت سه بعد دیگر را دارند، آن ها دارای فهرستی وسیع از رفتارهای وابسته به زمینه را دارند (Livermore, 2010 به نقل از مرادی، 1390).
شکل (2-2): چرخه چهار مرحله ای هوش فرهنگی
عمل
عمل

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد با موضوع بررسی فرضیه دوم

Close Menu