تحقیق با موضوع تعاملات میان فرهنگی

تحقیق با موضوع تعاملات میان فرهنگی

دانلود پایان نامه

توماس و اینکسون ( 2003): هوش فرهنگی مشتمل بر فهم و درک بنیان های تعامل بین فرهنگی، توسعه دادن رویکردی خلاقانه و منعطف به تعامل های بین فرهنگی و در نهایت ایجاد مهارت های سازگاری و نشان دادن رفتارهایی است که می توان آن ها را در موقعیت های بین فرهنگی یا چند فرهنگی اثر بخش دانست.  

در تعریفی دیگر هوش فرهنگی یک قابلیت فردی برای درک، تفسیر و اقدام اثربخش در موقعیت هایی دانسته شده است که از تنوع فرهنگی برخوردارند و با آن دسته از مفاهیم مرتبط با هوش سازگار است که هوش را بیشتر یک توانایی شناختی می‌دانند (,Peterson 2004).
ارلی و موساکوفسکی (2004): هوش فرهنگی را توانایی طبیعی ظاهری به منظور تفسیر حرکات بدنی مبهم و ناآشنای افراد به طریقی که هموطنان و همکاران انجام می دهند، حتی تقلیدی از آنها می باشد که شامل اجزای شناختی، فیزیکی، هیجانی و انگیزشی است.
ارلی و پیترسون (2004 ): ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ در ﮔﺮدآوری اﻃلاﻋﺎت ، تفسیر آﻧﻬﺎ و ﻋﻤﻞ ﻛﺮدن ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی آﻧﻬﺎ در ﻣﻮﻗﻌﻴت های ﭼﻨﺪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ
ون داین و همکاران (2005): هوش فرهنگی را یک نوع مکمل هوش می دانند که می تواند تغییر پذیری در فائق آمدن با تنوع و کار کردن در شرایط فرهنگی جدید را توصیف کند .
ارلی، انگ و تان ( 2006): ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﻓﺮد ﺑﺮای ﺳﺎزﮔﺎری ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ آﻣﻴﺰ ﺑﺎ ﻣﺠﻤﻮﻋـه ﻫﺎی ﻧﻮﻳﻦ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ اﺳﺎس زﻣﻴﻨﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻓﺮد میﺗﻮان آﻧﻬﺎ را ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻧﺎﻣﺄﻧﻮس و ﻧﺎآﺷﻨﺎ داﻧﺴﺖ.
توماس (2006 ): توانایی در تعامل اثربخش با مردمانی به لحاظ فرهنگی متفاوت
ﻣؤلفه ﻫﺎﻱ ﻫﻮﺵ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ
اﻧﮓ، ون داﯾﻦ و کحﻫﻮش ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ را ﺷﺎﻣﻞ ﭼﻬﺎر مؤلفه ﻣﯽداﻧﻨﺪ:
1 – مؤلفه ی ﻓﺮﺍﺷﻨﺎﺧﺘﻲ: روﺷﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻓﺮد ﺗﺠﺎرب ﺑـﯿﻦ ﻓﺮﻫﻨﮕـﯽ را از آن ﻃﺮﯾـﻖ اﺳـﺘﺪلال ﻣـﯽ ﮐﻨـﺪ. اﯾـﻦ ﻋﻨﺼـﺮ ﻫـﻮش ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ، ﻓﺮآﯾﻨﺪی را ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ اﻓﺮاد ﺑﺮای ﺑﻪدﺳﺖ آوردن و ﻓﻬﻢ داﻧﺶ ﻓﺮﻫﻨﮕـﯽ ﺑـﻪ ﮐـﺎر ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ. ﯾﮏ ﻣﺜﺎل ﺑﺮای اﯾﻦ وﺿﻌﯿﺖ وﻗﺘﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ و ﺗﺼﺎوﯾﺮ ذﻫﻨﯽ ﺧـﻮﯾﺶ را ﺑﺮاﺳـﺎس، ﯾﮏ ﺗﺠﺮﺑﮥ واﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ اﻧﺘﻈﺎراﺗﺶ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﻧﺒﻮده، ﺗﻌﺪﯾﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ.
2 – مؤلفه ی ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ : ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻫﺮﮐﺲ از ﺷﺒﺎﻫﺖﻫﺎ و ﺗﻔﺎوتﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎﺳﺖ و داﻧﺶ ﻋﻤﻮﻣﯽ درﺑﺎره ی ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎ را ﻣﻨﻌﮑﺲ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺑﺮای ﻣﺜﺎل، اﻃلاﻋﺎﺗﯽ در زﻣﯿﻨﮥ اﻋﺘﻘﺎدات و ﺑﺎورﻫﺎی ﻣﺬﻫﺒﯽ و ﻣﻌﻨﻮی و ارزشﻫﺎ و ﺑﺎورﻫﺎ درﺑﺎره ی ﮐﺎر، زﻣﺎن، ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﺧﺎﻧﻮادﮔﯽ، آداب و رﺳﻮم و زﺑﺎن اراﺋﻪ ﻣﯽدﻫﺪ.
3 – مؤلفه ی ﺍﻧﮕﻴﺰﺷﻲ : اﻃﻤﻴﻨﺎن و اﻋﺘﻤﺎد ﻓﺮد ﺑـﻪ اﻳﻨﻜـﻪ ﻗـﺎدر اﺳـﺖ ﺧـﻮد را ﺑـﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺟﺪﻳﺪ ﺗﻄﺒﻴﻖ دﻫﺪ. ﻣﺆﻟﻔﻪ اﻧﮕﻴﺰﺷﻲ ﻫﻮش ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺣﺠﻢ و ﺟﻬﺖ اﻧﺮژی اﻓﺮاد ﺑـﺮای ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ در ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺟﺪﻳﺪ را ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دﻫﺪ. ﺑﻌﺪ اﻧﮕﻴﺰﺷﻲ ﻫﻮش ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺷـﺎﻣﻞ ﺳـﻄﺤﻲ ﻛﻪ در آن اﻓﺮاد در ﻣﻮرد ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ های خود در تعاملات میان فرهنگی اطمینان و اعتماد دارﻧﺪ و ﻣﻴﺰان ﮔﺸﻮدﮔﻲ ﺑﺮای ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﺎ ﻣﺮدم ﺳﺎﻳﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫـﺎ و ﻣﻴـﺰان رﺿـﺎﻳﺘﻲﻛـﻪ از آن ﺗﻌﺎﻣلات در ﺧﻮد ﻣﻲﻳﺎﺑﻨﺪ، ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. طبق نظر ارلی و انگ (2003) دو چارچوب عمومی انگیزشی وجود دارد که برای درک بعد انگیزشی بکار می رود: خود کارآمدی و خود انطباقی (ارلی، موساکوفسکی، 2004). باندورا خودکارآمدی را به عنوان “باور به توانایی یک فرد برای سازماندهی و اجرای مجموعه اعمالی که برای دستیابی به اهداف مشخصی مورد نیاز است” تعریف کرده است (Chen, et al., 2002).
4 – ﻣؤلفه ی ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ: ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﺷﺨﺺ ﺑﺮای ﻧﻤﺎﯾﺶ اﻋﻤﺎل ﮐلاﻣﯽ و ﻏﯿﺮﮐلاﻣﯽ ﻣﻨﺎﺳـﺐ در ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑـﺎ اﻓـﺮادی از ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ را ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ. اﯾﻦ ﻋﻨﺼﺮ ﻫﻮش ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺑﺮ اﯾﻦ ﺗﻤﺮﮐﺰ ﻣﯽکند ﮐـﻪ اﻓﺮاد در ﺷﺮاﯾﻄﯽ ﮐﻪ در ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺟﺪﯾﺪ ﻗﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻋﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ (اﻋﻤﺎل آﺷـﮑﺎر ﻓـﺮد). «ﻫـﻮش ﻓﺮﻫﻨﮕـﯽ رﻓﺘـﺎری» به توانایی هر کس برای انجام واکنش مناسب اشاره دارد.
تعهد سازمانی
تعهد سازمانی به عنوان یک نگرش و طرز تلقی قادر است اطلاعات مفیدی جهت برنامه ریزی، سازماندهی، حفظ و نگهداری نیروی انسانی، غیبت و تأخیر و همچنین افزایش کارآیی و عملکرد در اختیار مدیران قرار دهد. تعهد و پایبندی می تواند پیامدهای مثبت و متعددی داشته باشد. کارکنانی که دارای تعهد و پایبندی هستند، نظم بیشتری در کار خود دارند، مدت بیشتری در سازمان می مانند و بیشتر کار می کنند (مورهد، گریفین1390).
استاد شهید مطهری، تعهد را به معنی پایبندی به اصول و قراردادهایی می‌داند که انسان نسبت به آنها معتقد است و بیان می‌دارد: “فرد متعهد کسی است که به عهد و پیمان خود وفادار باشد و برای اهداف آن تلاش نماید”.
کانتر: تعهد را تمایل افراد به در اختیار گذاشتن انرژی و وفاداری خویش به نظام اجتماعی می‌داند.
سالانکیک: تعهد را عبارت از پیوند دادن فرد به عوامل و اقدامات فردی وی می‌داند، یعنی تعهد زمانی واقعیت می‌یابد که فرد نسبت به رفتار و اقدامات خود احساس مسئولیت و وابستگی نماید (الحسینی، 1380).
مودی و همکارانش: تعهد را به عمل فراتر از وظایف مقرره اطلاق می‌نمایند. ابراز عملی تعهد، برای به انجام رسیدن فعالیتها ضروری است و بخصوص در مشاغل کلیدی و حساس، از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد.
کوک و وال نیز سه مفهوم “وفاداری”، “احساس هویت و شناسایی” و “آمادگی” را برای تعهد مطرح کرده‌اند (مجیدی، 1377).
شلدن تعهد سازمانی را گرایش و نگرش یا جهت گیری می داند که هویت فرد را به سازمان مرتبط یا وابسته می نماید و همانندی میان سازمان و عضو ایجاد می کند.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درباره مفاهیم و اصطلاحات

بستن منو