تحقیق با موضوع الگوی مراحل شش گانه ارلی و موساکوفسکی

تحقیق با موضوع الگوی مراحل شش گانه ارلی و موساکوفسکی

دانلود پایان نامه

 

مهارت فرهنگی
توجه فرهنگی
توجه فرهنگی
دانش فرهنگی
دانش فرهنگی
شکل (2-3): مدل توسعه هوش فرهنگی (توماس، 2005)
اﻧﺪﻳﺸﻤﻨﺪان مختلفی ﺳﻌﻲ در اراﺋﻪ ﻣﺪل ﻫﺎی مختلف ﺑﺮای ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻫﻮش ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ از ﻃﺮﻳﻖ آﻣﻮزش دﺳﺖ زده اﻧﺪ ﻛﻪ در این ﻗﺴﻤﺖ ﺑﻪ ﺑﺮﺧﻲ از ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ آﻧﻬﺎ اﺷﺎره می ﺷﻮد:
الف) الگوی مراحل شش گانه ارلی و موساکوفسکی (2004)
اﻳﻦ ﻣﺪل را ﻣﻲﺗﻮان دارای ﺳﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ اﺳﺎﺳﻲ داﻧﺴﺖ ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻛﻪ آﻧﺎن ﺧﻮد از ﺷﺶ ﮔﺎم ﺻﺤﺒﺖ ﻛﺮده اﻧﺪ. اﻳﻦ ﻣﺮاﺣﻞ ﺷﺎﻣﻞ ارزﻳﺎﺑﻲ اوﻟﻴﻪ از ﻫﻮش ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ اﻓﺮاد، اراﺋﻪ آﻣﻮزش ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﻧﻴﺎز هر ﻳﻚ از اﻓﺮاد ارزﻳﺎﺑﻲ ﺷﺪه و در ﻧﻬﺎﻳﺖ ارزﻳﺎﺑﻲ ﻣﺠﺪد از ﻫﻮش ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ اﻓﺮاد میﺷﻮد. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺣﺎﺻﻞ از ارزﻳﺎﺑﻲ ﻣﺠﺪد، اﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﭘﺎﻳﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ آﻣﻮزﺷﻲ و ﻳﺎ آﻏﺎز ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ آﻣﻮزﺷﻲ ﺟﺪﻳﺪ ﺑﺎﺷﺪ. الگوی ﻣﺮاﺣﻞ ﺷﺶ ﮔﺎﻧﻪ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻫﻮش ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ از دﻳـﺪﮔﺎه ارﻟـﻲ و ﻣﺎﺳﺎﻛﻮﻓﺴـﻜﻲ ﺑﻪ ﺷﺮح زﻳﺮ اﺳﺖ:
ﮔﺎم اول: ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺴﺖ CQ ﻧﻘﺎط ﻗﻮت و ﺿﻌﻒ اﻓﺮاد ﻣﺸﺨﺺ ﺷﻮد ﺗﺎ ﺑﺮ اﺳﺎس آن ﺑﺘﻮان ﺑﺮای ﻣﺮاﺣﻞ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰی ﻛﺮد.
گام دوم: آﻣﻮزش ﻫﺎﻳﻲ ﺑﺮای ﻓﺮد ﺗﺪارک دﻳﺪه می ﺷﻮد ﻛـﻪ ﺑـﺮ ﻧﻘـﺎط ﺿـﻌﻒ وی ﺗﻤﺮﻛـﺰ دارد. ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل ﻓﺮدی ﻛﻪ در ﺑﻌﺪ ﻓﻴﺰﻳﻜﻲ ﻫﻮش ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺿﻌﻒ دارد در ﻳﻚ ﻛلاس رﻓﺘاری ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﻛﺴﻲﻛﻪ در ﺑﻌﺪ ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﻫﻮش ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺿﻌﻒ دارد در ﻳﻚ دوره ﺑـﺮای ﺗﻘﻮﻳﺖ اﺳﺘﺪلال ﻗﻴﺎﺳﻲ و ﺗﻮان ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﻣﻲﻛﻨﺪ.
گام سوم: لازم اﺳﺖ اﻓﺮاد در ﻳﻚ دوره آﻣﻮزش ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻣﺸﺎرﻛﺖ داده ﺷـﻮﻧﺪ. ﻣﺜلا اگر در ابعاد اﻧﮕﻴﺰﺷﻲ ﻧﻘﺎط ﺿﻌﻔﻲ وﺟﻮد دارد ﻣﻨﺎﺳﺐ اﺳﺖ مجموعه ای از ﺗﻤﺮﻳﻦ ﻫﺎ را ﺑﺮای اﻓﺮاد ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮد. ﻣﺜﻞ اﻳﻨﻜﻪ اﮔﺮ ﻗﺮار اﺳﺖ ﺑﺎ ﻓﺮدی از ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻴﮕﺎﻧﻪ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪای اﻧﺠﺎم ﺷﻮد ﻣﺮاﺣﻞ اﻳﻦ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ و ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ آن آﻣﻮزش داده ﺷﻮد.
گام چهارم: لازم اﺳﺖ ﺗﺎ ﻳﻚ ارزﻳﺎﺑﻲ واقع ﮔﺮاﻳﺎﻧﻪ از ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻣﻨﺎﺑﻌﻲﻛﻪ در اﺧﺘﻴﺎر دارﻳﻢ داﺷﺘﻪ باشیم. ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل، در ﻧﻘﺶ ﻳﻚ ﻣﺪﻳﺮ ﻣﺸﺨﺺﻛﻨﻴﻢﻛﻪ آﻳﺎ دارای اﻓﺮادی ﺑﺎ ﻣﻬﺎرتﻫﺎی لازم ﺑﺮای اﺟﺮای دوره آﻣﻮزﺷﻲ ﺧﺎﺻﻲ در واﺣﺪ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﺧﻮد ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻳﺎ ﺧﻴر؟ ﻳﻚ ارزﻳﺎﺑﻲ واﻗﻊﮔﺮاﻳﺎﻧﻪ از ﺣﺠﻢﻛﺎری و ﻣﺪت زﻣﺎﻧﻲﻛﻪ ﺑﺮای ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻫﻮش ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ در اﺧﺘﻴﺎر دارﻳﻢ ﺿﺮوری اﺳﺖ.
گام پنجم: ﻓﺮد در ﻳﻚ محیط ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻛﻪ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﺷﻨﺎﺧﺖ آن اﺳﺖ وارد ﺷﻮد.
گام ششم: ارزﻳﺎﺑﻲ ﻣﺠﺪدی از ﻫﻮش ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻓﺮد ﺑﻪ اﻧﺠﺎم می رﺳﺪ ﺗﺎ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ وی را اﻧﺪازه ﮔﻴﺮی و ﻧﻘﺎط ﺿﻌﻒ ﺑﺎﻗﻴﻤﺎﻧﺪه ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ اش را ﺗﻌﻴﻴﻦ و در ﺟﻬﺖ رﻓﻊ آن برنامهﻫﺎی آﻣﻮزﺷﻲ ﺟﺪﻳﺪی ﺗـﺪارک دﻳﺪه ﺷﻮد.
ب) الگوی قواعد مشارکت توماس و اینکسون (2005)
اﻳﻦ ﻣﺪل آﻣﻮزﺷﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ بر ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﻓﺮد آﻣﻮزش ﮔﻴﺮﻧﺪه در محیط ﻫﺎی واﻗﻌﻲ ﭼﻨﺪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ مربوط می شود. توماس و اینکسون روش های خود را به عنوان قواعد مشارکت می شناسند. از ﻧﻈﺮ آﻧﺎن اﻳﻨﻬﺎ ﻗﻮاﻋﺪی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﺪﻳﺮان ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻤﻮاره آﻧﻬﺎ را ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﻛﺎر ﺑﺎ اﻓﺮادی از زﻣﻴﻨﻪﻫﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﺘﻔﺎوت، ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ داشته ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺑﻬﺮه گیری از این الگو ضرورتاً ﻳﻚ ﻣﺤﻴﻂ ﭼﻨﺪﻓﺮﻫﻨﮕﻲ واقعی را طلب می کند که فرد در آن ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ و ﺑﻪ ﻧﺤﻮی آﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻫﻮش ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺧﻮد اﺳﺖ. در ﭼﻨﻴﻦ ﻣﺤﻴﻄﻲ ﻓﺮد آﻣﻮزش ﮔﻴﺮﻧﺪه ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﻮارد زﻳﺮ ﺑﭙﺮدازد:
داﻧﺶ ﺧﻮد را درﺑﺎره ﻓﺮﻫﻨﮓ و زﻣﻴﻨﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺧﻮد اﻓﺰاﻳﺶ دﻫﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ ﺑﻴﺎﻧﺪﻳﺸﺪ و ﻣﺸﺨﺺﻛﻨﺪ ﻛﻪ وی دارای ﻛﺪام ﺗﻌﺼﺐﻫﺎی ﻓﻜﺮی ﻳﺎ رﻓﺘﺎری اﺳﺖ و ﭼﻪ وﻳﮋﮔﻲﻫﺎی ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮدی را در ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ دﻳﮕﺮان در ﻣﺤﻴﻂ ﭼﻨﺪﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎ آن دارا اﺳﺖ. وی ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای آﮔﺎﻫﺎﻧﻪ و ﺑﺎ ﻣﺮور رﻓﺘﺎرﻫﺎی روزﻣﺮه اش ﺗلاشﻛﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﺎﻳﺪﻛﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ زﻣﻴﻨﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ اش ﺑﻪ گونه ای ﻧﺎﺧﻮدآﮔﺎه در رﻓﺘﺎرﻫﺎ و ادراﻛﺎﺗﺶ ﻣﻨﻌﻜﺲ ﺷﺪه اﺳﺖ.
لازم اﺳﺖ ﻛﻪ آموزش گیرنده ﻣﺘﻮﺟﻪ نشانهﻫﺎی رﻓﺘﺎری و ﺗﻔﺴﻴﺮﻫﺎی ﻣﻤﻜﻦ آن ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎ ﺑﺎﺷﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺸﺨﺺﻛﻨﺪﻛﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎی رﻓﺘﺎری دارای ﻛﺪاﻣﻴﻦ اﺛﺮات اﺣﺘﻤﺎﻟﻲ ﺑﺮ رﻓﺘﺎر دﻳﮕﺮان اﺳﺖ.
ﺗلاش ﻛﻨﺪ ﺗﺎ رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﺧﻮد را ﺑﻪ شیوه ای که برای آﻣﻮزشﮔﻴﺮﻧﺪه ﺳﻬﻞﺗﺮ اﺳﺖ ﺑﺮای ﻣﻮﻗﻌﻴﺖﻫﺎی ﺟﺪﻳﺪی ﻛﻪ در آن ﻗﺮار میﮔﻴﺮد اﺻلاح و ﺳﺎزﮔﺎر ﻛﻨﺪ.
دﻗﺖ ﻛﻨﺪ اﻓﺮادی ﻛﻪ ﺑﺎ وی در ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺳﺎزﮔﺎری رﻓﺘﺎری وی ﭘﺎﺳﺦ ﻣﻲدﻫﻨﺪ.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درمورد مدیریت اطلاعات

Close Menu