بیشترین شیوع طبیعی بیماری ناشی از CIA در جوجه های گوشتی گزارش شده است ، اما بیماری در پولت های جایگزین شونده هم اتفاق می افتد. اولین علائم معمولا در اواخر هفته دوم زندگی رخ می دهد. پرندگان بی اشتها و خموده، با تاج و ریش کم رنگ و پرهای ژولیده دیده شده و پس از آن مرگ و میر روزانه افزایش می یابد. در جوجه های گوشتی سوئد، هر دو جنس به طور مساوی بیمار می شوند. اما در یک شیوع درژاپن نسبت مرگ و میر نرها 20.9 % و در ماده ها 2.4 % بوده است. بیشترین مرگ و میر ظرف 6-5 روز پس از شروع علائم بیماری رخ می دهد و مرگ و میر اغلب در طی 6-5 روز تا میزان عادی کاهش می یابد. پرندگان بیمار ضایعات کانونی در پوست دارد. این ضایعات معمولا در بال ها رخ می دهند. اما ممکن است روی سر، اطراف کپل، دو طرف سینه و شکم، روی ران، پاها و حتی کف پا نیز وجود داشته باشند. این ضایعات بصورت خونریزی اکیموتیک در پوست نسبت به عفونت های ثانویه مستعد هستند و در اثر حضور کلستریدیوم پرفرانجنس و استافیلوکوکوس اورئوس به درماتیت گانگرنی  منجر می شوند. در بعضی گله ها، یک افزایش مرگ و میر ثانویه حدود 2 هفته پس از مرگ و میر اول رخ می دهد. این افزایش ثانویه ممکن است نتیجه های از انتشار افقی به جوجه های فاقد آنتی بادی باشد یا ممکن است ناشی از اختلال عفونت CIA با سایر عوامل بیماریزا نظیر ویروس بیماری عفونت بورس فابرسیسو یا در بعضی موارد  از عفونت باکتریایی ثانویه ضایعات پوستی باشد. در پرندگان پیرتر هم شیوع بیماری ثبت نشده است، اما مدارک دال بر این هستند که واگیری احتمالا ناشی از عفونت مخلوط CIA و ویروس IBD[1]  یا CIA و ویروس رتیکولوآندوتلیوزیس یا CIA همراه با IBH[2] باشد. درصد ابتلا و مرگ و میر وقتی که عفونت CIA با ویروس بیماری مارک (MDV)، ویروس رتیکولوآندوتلیوز(REV) یا ویروس بیماری عفونی بورس فابرسیوس (IBDV) همراه شود، بطور قابل ملاحظه ای افزایش می یابد. احتمالا این ویروس ها موجب تضعیف ایمنی می شوند. تضعیف ایمنی شیمیایی بوسیله بتامتازون یا سیکلوسپورین A موجب تشدید علائم و آسیب ها می شود. روی هم رفته میزان تلفات متفاوت و معمولا بین 10-5 % است، اما بالاتر از 60 % نیز ثبت شده است. تلفات با درصد جوجه هایی که به طور عمودی بیمار شده اند، نسبت مستقیم دارد. واگیری بین 60-20 % متفاوت است. سرانجام عفونت CIA تحت تأثیر یکسری عوامل ویروسی، محیطی و میزبانی قرار می گیرد. ابتلا و درصد تلفات ممکن است تحت تاثیر حدت سویه CIA باشد. به نظر می رسد سویه TK-5803 که به وسیله گوریو و همکارانش (40) توصیف شده، از بقیه سویه های جدا شده توسط یوآسا و ایمای حدتش بیشتر باشد.

1-8-2- بیماری تجربی

نسبت جوجه هایی که علائم کلینیکی را به دنبال تلقیح تجربی از راه داخل عضلانی و داخل صفاقی CIA نشان می دهند، متفاوت است. در مقایسه انجام شده بین 11 سویه ژاپنی جداشده توسط یوآسا و ایمای تلفات ثبت شده بین 70-20 % متفاوت، اما در همه سویه ها واگیری 100 % بود به طوری که آنمی پیشرفته به وضوح قابل مشاهده بوده است. برعکس، انگسترون و همکارانش هیچ مرگ و میری را مشاهده نکردند و فقط کاهش ملایمی در مقادیر هماتوکریت جوجه های تلقیح شده با سویه سوئیدی جداشده مشاهده نمودند.

میزان تلفات در آزمایش های مختلف که یک سویه بکار برده می شود، ممکن است تفاوت زیادی داشته باشد و همین درجه بندی پاتوژنسیته سویه های مختلف را مشکل می سازد. در مطالعات انجام شده روی پاتوژنسیته CIA، ضایعات متفاوتی مشاهده شد. به نظر  می رسد دوز ویروسی در شدت ضایعات ایجادشده موثر باشد. در یک تجربه که توسط مک نالتی و همکارانش انجام شد، جوجه های حساس به CIA که دوز ویروسی زیر TCID50 103 را دریافت کرده بودند، آنمی مختصر اما جوجه هایی که دوز ویروسی TCID50 105.75 را دریافت کرده بودند، آنمی دائمی را نشان دادند. پس میزان ویروس وارد شده می تواند شدت کم خونی را تحت تاثیر قرار دهد. بیماریزایی CIA به سن، آنتی بادی های مادری، دوز ویروس و راه تلقیح بستگی دارد.

راه ورود عفونت نقش مهمی در عفونت های تجربی دارد. عفونتی که در اثر تماس ایجاد می شود، در جوجه هایی که نقص ایمنی ندارند موجب کم خونی نمی شود. به دنبال تلقیح  داخل عضلانی در یک روزگی، مرگ و میر بیماری ناشی از CIA بین روزهای 24-10 رخ می دهد. علائم شبیه به رخداد طبیعی بیماری (پرندگان مبتلا تمایلی به حرکت ندارند، پرها ژولیده، بال ها آویزان و جوجه ها دور هم جمع می شوند.) می باشد، به جز اینکه ضایعات پوستی در بیماری تجربی دیده نمی شود.

این تفاوت بین بیماری طبیعی و عفونت تجربی احتمالا به دو عامل مربوط می باشد: 1- عمل متقابل سایر پاتوژن های موجود در سطح گله با CIA که موجب مستعد شدن برای بیماری و افزایش سرکوب ایمنی پرندگان می شود. 2- انتقال عمودی CIA در سطح گله نسبت به جوجه هایی که در روند هچ در معرض آلودگی قرار می گیرند، بیماری شدیدتری ایجاد می کند. عفونت های توام با CIA موجب تقویت بیماری می شود. به نظر می رسد که برخی و نه همه سویه های آدنویورس وقتی به طور همزمان با CIA به جوجه های یکروزه تلقیح شوند ممکن است موجب تقویت بیماری شوند. (10) انگستروم نشان داد  که تلقیح دوگانه CIAو رئوویروس پرندگان موجب افزایش بیماری می شود. اما این نتیجه در آزمایش وون لو  درباره تلقیح دوگانه سویه S1133 رئوویروس با CIA به دست نیامد. ممکن است این اختلاف در نتایج به علت متفاوت بودن پاتوتیپ رئوویروس های بدست آمده از پرندگان باشد.

افزایش وزن جوجه های تلقیح شده نسبت به کنترل های تلقیح نشده کمتر می باشد.

1-8-3- تغییرات هماتولوژیک

آنمی آپلاستیک با شدت های متفاوت وجه مشخصه عفونت CIA می باشد. پرندگان SPF بسیار حساس به CIA که متعاقب هچ در معرض CIA قرار گرفته اند، 3-2 هفته پس از تلقیح بیشترین کم خونی را نشان می دهند. میزان هماتوکریت 25  یا 27  و پایین تر معمولا به شناسایی پرندگانی که پس از آلودگی تجربی به فرم کلینیکی مبتلا شده اند، کمک می کند. اگر هماتوکریت در مرز باشد و تشخیص را مشکوک سازد، تهیه یک لام خونی ممکن است موثر باشد. همچنین مرحله بهبودی با هماتوکریت بالای 30 % یا تعداد زیاد گلبول های قرمز نابالغ مشخص می شود. برگشت میزان خون به حالت عادی پس از تلقیح معمولا بیش از 30 روز طول نمی کشد.

نظر به کوتاه بودن عمر ذخیره اریتروسیتی جوجه ها در مقایسه با پستانداران اهلی و وحشی، دپرسیون مغز استخوان در جوجه ها یک رخداد نسبتا بحرانی است. متوسط عمر ذخیره اریتروسیتی جوجه ها 35-20 روز  و در مقابل در انسان 127 روز، در سگ 120 روز، در اسب 155-139 روز و در گاوهای بالغ 160 روز می باشد.

در جوجه هایی که در یک روزگی از طریق داخل عضلانی با CIA تلقیح شدند، تغییرات هماتولوژیک اولین چیزی بود که در حدود 8 روز پس از تلقیح مشاهده شد. سطح هماتوکریت و تعداد ترومبوسیت ها و گلبولهای قرمز و سفید خون کاهش یافت. خون جوجه های کم خون دیر لخته می شد. احتمالا خونریزی در جوجه های مبتلا نتیجه ای از اختلال در لخته شدن خون است. خون جوجه هایی که شدیدا عفونی هستند، کم و بیش آبکی(کم سلول) است. زمان تشکیل لخته افزایش یافته و پلاسمای خون کمرنگ تر از حالت طبیعی است. کاهش میزان هماتوکریت 20-14 روز پس از تلقیح بین 20-10 % است و در جوجه های در حال مرگ حتی به 6 % هم تنزل پیدا می کند.

کاهش تعداد گلبولهای سفید خون ناشی از کاهش تعداد هتروفیل ها و لنفوسیت ها است. این کاهش 24-14 روز پس از تلقیح در حداکثر بود و پس از آن بهبودی آغاز شد. گلبولهای قرمز نابالغ و گرانولوسیت ها 20 روز پس از تلقیح تعدادشان رو به افزایش می گذارد. پارامترهای هماتولوژیک 36-28 روز بعد به سطح عادی برگشتند. از نظر بافت شناسی، 6-4 روز پس از تلقیح کاهش گلبول های قرمز بالغ و سلولهای خونساز با ظهور سلولهای بزرگ بلاستیک در مغز استخوان مشاهده شد. پس از هیوپلازی و آپلازی یا به عبارت بهتر آتروفی ، در بافت های خونساز مغز استخوان جایگزینی بافت چربی اتفاق می افتد.

میزان هماتوکریت 20-16 روز پس از عفونت در جوجه هایی که در دوران نقاهت هستند، افزایش می یابد و 32 روز پس از آلودگی به حد طبیعی خود بازمی گردد. CIA باعث پنسیتوپنی گردیده و بطور قابل ملاحظه ای موجب کاهش گلبول های قرمز، گلبول های سفید و ترومبوسیت ها می شود.

*تفاوت معنی دار (p<0.05) بین مقادیر ترومبوسیت جوجه های کنترل و مبتلا به CIA وجود دارد.

 

 

جدول شماره 1-1 مقادیر هماتوکریت جوجه های SPF پس از تلقیح در روز هچ

 

تلقیح شده ها

دوز هفته های پس از تلقیح
1 2 3 4 5
کنترل پوچ 31 35.4 32.4 30 31
(33-28)1 (40-31) (35-30) (33-28) (32-29)
  داخل صفاقی با CID50 102 30.4 21.42 34.2 34.3 30.6
CIA (31-30) (25-16) (37-32) (37-33) (32-30)

1- داخل پرانتز دامنه هماتوکریت نوشته شده است.

2- بین نمونه های کنترل و بیمار تفاوت معنی دار وجود دارد. (p<0.05)

در بررسی ها معلوم شد که نه تنها اریتروپوئزیس بلکه کلا هماتوپوئزیس (نه تنها ساختن گلبول های قرمز بلکه ساختن خون کامل) تحت تأثیر قرار گرفت. (آنمی آپلاستیک) بهبودی حدود 18 روز پس از تلقیخ شروع شد و تغییرات هیپرپلاستیک 24-22 روز پساز تلقیح در مغز استخوان مشاهده شد. در روند بهبودی، اریتروپوئزیس قبل از گرانولوسیتوپوئزیس رخ داد. آنیزوسیتوز 8 روز پس  از عفونت جلب توجه می کند. 16 روز پس از عفونت، اشکال جوان و نابالغ اریتروسیت ها و ترومبوسیت ها در خون محیطی شروع به ظاهر شدن می کنند و چند روز بعد میزان اشکال نابالغ اریتروسیت ها از 30 % بیشتر می شود. تابلوی خونی جوجه هایی که دوران نقاهت را طی می کنند، پس از 40 روز به حالت طبیعی برمی گردد.

1-9- کالبدگشایی

1-9-1 ضایعات ماکروسکوپیک

آتروفیتیموس پایدارترین  و آتروفی مغز استخوان اختصاصی ترین آسیبی است که در جوجه های مبتلا دیده می شود. مغز استخوان ران چربی مانند و زرد یا صورتی رنگ است و در بعضی موارد رنگ آن قرمز تیره است ولی آسیب های اساسی را به وسیله آزمایش بافت شناسی می توان ردیابی کرد. آتروفی تیموسدر نهایت منجر به از بین رفتن کامل عضو شده و پس از آن رنگ قرمز مایل به قهوه ای پیدا می کند. در جوجه هایی که مقاومت سنی پیدا کرده اند، آتروفی تیموس بیشتر از ضایعات ماکروسکوپیک مغز استخوان مغز استخوان مشهود است. آتروفی بورس فابرسیسو کمتر مشاهده می شود. در تعداد کمی از پرندگان، اندازه بورس فابرسیوس ممکن است تقلیل یابد، اما در بسیاری از موارد دیواره خارجی بورس فابرسیس شفاف شده، بطوری که چین ها قابل رویت می شود. تورم و لکه لکه شدن کبد گاهی خونریزی در لایه مخاطی پیش معده و خونریزی های زیرجلدی وعضلانی بعضی اوقات به همراه آنمی شدید حضور دارند. جوجه های مرده یا در حال مرگ دارای مغز استخوان زرد رنگ، آتروفی شدید تیموس و بورس فابرسیس، کبد، طحال، و کلیه های بی رنگ و متورم هستند.

در کالبدگشایی یک عفونت تجربی، پرندگان آلوده به CIA نسبتا عاری ازخونریزی بودند، اما پرندگانی که در معرض CIA-STC قرار گرفته بودند، خونریزی گسترده در بال و خونریزی در داخل و خارج عضلات قطور پرواز سینه و عضلات داخلی و خارجی ران داشتند. شکل خونریزی در پرندگانی که در معرض CIA-STC[3] قرار گرفته بودند، از تیپ ناشی از کم استحکامی رگهای خونی بود که ابتدا عضلات پرکار را درگیر می کند.

معتقدند خونریزی در بال در ارتباط با فشار زیاد روی مویرگهای کم استحکام و سیاهرگ های کوچک در طی بال زدن های سریع می باشد. همچنین آنوکسی ممکن است نقشی در کم کردن استحکام رگهای خونی داشته باشند.

در مطالعه دیگر مشخص ترین ضایعه در جوجه های عفونی شده با CIA مغز استخوان چرب زرد رنگ بود. بهترین محل برای ارزیابی این تغییر استخوان ران می باشد. گاهی ممکن است آتروفی بورس همراه با عفونت CIA مشاهده شود. اما نظر به طبیعت زودگذر این تغییر در جوجه هایی که به فرم بالینی مبتلا هستند ممکن است ملایم باشدیا اصلا دیده نشود. شدت ضایعات با دوز ویروس ، سن عفونی شدن، ایمنی مادرزادی و راه عفونی شدن بستگی دارد. سایر ضایعات ماکروسکوپیک ناشی از عفونت CIA شامل بی رنگ شدن و تورم کبد و کلیه ها و به ندرت اکیموز و پتشی در سطح خارجی قلب می باشد.

1-9-2- ضایعات میکروسکوپیک

تغییرات بافتی در جوجه های مبتلا به آنمی با آپلازی عمومی مغز استخوان و آتروفی لنفوئیدی عمومی مشخص شده است. در مغز استخوان، آتروفی و آپلازی تمام قسمت ها و رده های سلولی خونساز را درگیر می کند. گاهی اوقات نکروز کانون های کوچک سلولی باقیمانده مشاهده شده است. بافت چربی با سلولهای زمینه ای افزایش یافته جانشین سلول های خونساز می شوند. 18-16 روز پس از عفونت تجربی، مناطق بازسازی شامل پرواریتروبلاست ظاهر می شود و بین روزهای 32-24 پس از تلقیح هیپرپلازی مغز استخوان در پرندگانی که بهبود یافته اند، دیده می شود. تخلیه شدید لنفاوی در تیموس، بورس فابرسیوس، طحال و غدد لنفاوی روده کور و نیز در سطح وسیعی در سایر بافت ها دیده می شود. قشر و مرکز تیموس به یک نسبت آتروفی شده و گاهی کانون های نکروتیک و دژنرسانس آبکی سلولهای باقی مانده مشاهده می شود.

آسیب های بورس فابرسیوس عبارتند از آتروفی فولیکول های لنفاوی و ندرتا کانون های نکروتیک که شامل اپی تلیوم، دژنرسانس آبکی اپی تلیال و پرولیفراسیون سلول های رتیکولر است. دوباره سازی جمعیت لنفوسیت ها تا بهبودی کامل مشابه تیموس است. در طحال، آتروفی بافتهای لنفاوی همراه با هیپرپلازی سلول های رتیکولر در فولیکول های لنفاوی دیده می شود. کانون های نیکروتیک به ندرت در فولیکول ها یا غلاف ها قابل مشاهده است.

کبد، کلیه ها، ریه ها، پیش معده، دئودنوم و غدد لنفاوی سکوم از سلول تخلیه شده وکوچکتر و کم غلظت تر از این قسمت ها در پرندگان غیر آلوده می باشند. سلول های کبد متورم شده و سینوزوئیدهای کبدی ممکن است اتساع پیدا کرده باشند. مشخص ترین تغییر دیده در جوجه های SPF یکروزه که با CIA تلقیح شده بودند، آپلازی (هیپوپلازی) شدید و زودگذر مغز استخوان با تخلیه هر دو رده سلول اریتروسیتی و گرانولوسیتی از فضای داخل و خارج رگی همراه با رشد جبرانی سلول های چربی برای پر کردن فضای خالی می باشد. مشخص ترین ضایعه در سیستم لنفاوی، آتروفی عمومی زودگذر می باشد. تخلیه لنفوسیتهای تیموس شدیدتر از تخلیه لنفوسیت های بورس می باشد. گاهی بزرگ شدگی لوب های تیموسی در طی مراحل آخر بهبودی به دنبال عفونت تجربی که پس از هچ ایجاد شده باشد، دیده می شود. ازنظر بافت شناسی این لوب ها با قسمت مرکزی که به طور ناقصی با لایه نسبتا نازکی از لنفوسیتها احاطه شده است، مشخص می شوند. نکروز ایسکمیک سلولهای کبدی که به وسیله تانی گوچی و همکارانش مشاهده شده ، از سایر مطالعات بیماریزایی CCA گزارش نشده است. گوریو و همکارانش  به تورم ملایم تا متوسط در هپاتوسیت ها بین روزهای 20-12 پس از تلقیح اشاره کرده اند و نیز ظهور و از بین رفتن ضایعات بافتی را به دنبال تلقیح در روز اول با سویه MSBI-TK5803 نشان دادند. اولین ضایعات در مغز استخوان و تیموس 6 روز پس از تلقیح ظاهر می شوند. 12 روز پس از تلقیح، ضایعات اولیه در بورس، طحال و کبد مشاهده شدند. ضایعات دژنراتیو مغز  استخوان، تیموس، طحال، کبد تا 24 روز پس از تلقیح و در مورد بورس فابرسیوس تا 32 روز پس از تلقیح قابل شناسایی نیستند. گنجیدگی های کوچک ائوزینوفیلیک قسمت قشری تیموس و سلول های رتیکولر در عفونت های  تجربی تازه CIA توصیف شده اند.

احتمالا می تواند گنجیدگی ها را مخصوص عفونت CIA در نظر گرفت. گنجیدگی مربوط به CIA به ندرت در موارد عفونت تجربی و درمانگاهی دیده می شود و این استفاده تشخیصی آن را کاهش می دهد. در مقالات علمی هیچ اشاره ای به وجود گنجیدگی های داخل هسته ای در موارد کلینیکی نشده است. پاپ یکبار این گنجیدگی ها را در یک جوجه تجارتی مشاهده کرده است. گنجیدگی ها در داخل لنفوبلاستهای متورم بودند. این مورد از یک جوجه تخم گذار 8 هفته ای با ضایعات بورس ناشی از IBDV، مغز استخوان هیپوپلاستیک (رنگ پریده) و تیموسی با لوب های کوچک بود. ارتباط ذرات ویروسی CIA با گنجیدگی ها ناشی از CIA اثبات نشده است. گنجیدگی های عفونت CIA با گنجیدگی های پاروویروسی تفاوت دارند. گنجیدگی های پاروویروسی در قلب یافت می شوند ولی گنجیدگی های ناشی از CIA در قلب وجود ندارند. همچنین گنجیدگی های ناشی از CIA کوچکتر از کوچک ترین گنجبدگی پاروویروسی یافت شده در قلب می باشند.

گوریو و همکارانش (45)، گنجیدگی های داخل هسته ای ائوزینوفیلیک در سلول های بزرگ خونساز در مغز استخوان و در تیموسیت های متورم و سلول های رتیکولر هیپرپلاستیک در قشر تیموس در طی مراحل آخر فاز تحت کلینیکی بیماری یعنی در حدود 8 روز پس از عفونت مشاهده کردند.

تغییرات اساسی بافت شناسی در بافت هایی غیر از مغز استخوان عبارت بودند از تخلیه لنفوسیت ها از تیموس، طحال، بورس فابرسیوس و تانسیلهای سکوم و سپس هیپرپلازی سلولهای رتیکولر. تغییرات تیموس 4 روز پس از تلقیح مشخص شد. لنفوسیت های قشری تیموس از بین رفتند و به جای آن سلول های رتیکولر جایگزین شدند. لنفوسیت های قسمت مرکزی از نظر تعداد کاهش یافتند. تا آنجا که مشخص گردیده است، بهبودی حدود 20 روز پس از تلقیح با دوبارهسازی جمعیت لنفوسیت ها آغاز می شود. تخلیه لنفوسیت ها از طحال و بورس 4 تا 6 روزپس از ظهور آسیب های تیموس و مغز استخوان رخ می دهد. به علاوه گنجیدگی های  داخل هسته ای در لنفوسیت های طحال وبورس فابرسیوس مشاهده نشد. بنابراین حدس می زنند  که مکانیسم ایجاد ضایعات در طحال و بورس فابرسیوس با آنچه که در تیموس است، تفاوت داشته باشد. در کبد، تورم هپاتوسیت ها در اوج فاز کم خونی مشاهده نشده است.

1-10-پاتوژنز

پاتوژنز عفونت CIA با مطالعه بافت هایی که مبتلا می شود، نسبتا روشن شده است که این نتیجه ای از یافته های گوریو و همکارانش می باشد که بر اساس تحقیقات آنها، سلول پیشگاه خونساز در مغز استخوان و سلولهای پیشگام تیموسی در قشر تیموس 8-6 روز پس از تلقیح، اولین مکان هایی هستند که دچار لیز سلولی می شوند. به علاوه در مغز استخوان، پرواریتروبلاست های بزرگ شده، دژنراسیون سلول های خونساز و ماکروفاژهایی که سلول های خونساز تحلیل رفته را بلعیده اند، مشاهده شده است. گنجیدگی های ائوزینوفیلیک داخل هسته ای در سلول های تغییر یافته مغز استخوان و نیز تیموس یافت شده اند، اما اهمیت این گنجیدگی ها معلوم نیست. برعکس آنچه که در تیموس رخ می دهد، تخلیه سلول های لنفاوی و ندرتا نکروز بورس فابرسیوس، طحال و کانون های لنفاوی بافت های دیگر قبل از روز دوازدهمم پس  از تلقیح نشان داده نشده است. همزمان با شروع تشکیل آنتی بادی، دوباره سازی مغز استخوان با اریتروبلاست ها و پرومیلویسیت  و بهبود فعالیت خونسازی، 16 روز پس از تلقیح رخ می دهد.

پوآسا و همکارانش  نشان دادند که یک روز پس از تلقیح داخل عضلانی جوجه های یک روز  با CIA ویروس از کبد، طحال، بورس فابرسیسو، مدفوع و سرم جدا شد. 28-2 روز پس از تلقیح علاوه بر این اعضا، ویروس از تیموس و کلیه نیز جدا گردید. بالاترین تیترهای ویروسی 7 روز پس از تلقیح از تیموس، کبد و طحال به دست آمد. 49 روز پس از تلقیح، ویروس هنوزدر مدفوع و مغز وجود داشت. از پرندگانی که در سن 28 یا 42 روزگی تلقیح شوند، نتایج مشابهی بدست آمد، جز اینکه ویروس سریعتر ناپدید شده و از مغز و سرم جدا نشد. آنتی بادیهای خنثی کننده اولین بار 21 روز پس از تلقیح جوجه های یک روزه و در پرندگان پیرتر 7 روز پس از تلقیحح مشاهده می شوند. نقش آنها در حذف و از بین بردن ویروس نامشخص است.

تغییرات آسیب شناسی بافتی در ارگان های لنفاوی جوجه های یکروزه ای که از طریق داخل عضلانی تلقیح شوند ، بیان کننده این هستند که CIA در لنفوسیت ها رونوشت برداری می کند. تانی گوچی  اظهار کرده است که آنمی در پرندگانی که به طور تجربی عفونی شده اند، ناشی از ممانعت از عملکرد خونسازی مغز استخوان است که به علت تخریب لنفوسیت های تیموسی می باشد. اما گوریو و همکارانش  پیشنهاد کردند که CIA به طور مستقیم برای سلول های خونساز مغز استخوان سیتوتوکسیک است.

فاکتورهای موثر در پاتوژنز عبارتند از: میزان های مختلف ویروسی، روش های مختلف تلقیح، حضور آنتی بادی مادری، سن پرنده و عفونت های همراه با سایر ویروس ها که از اهمیت خاصی برخوردار است.

معتقدند CIA باعث تضعیف ایمنی می شود، اما در مورد اینکه چگونه در عمل سیستم ایمنی دخالت می کند، نظریات مختلفی وجود دارد. ممکن است تخلیه لنفوسیت ها دلیلی برای سرکوب ایمنی جوجه های جوان باشد. با توجه به تخلیه شدید لنفوسیت های تیموسی   و پراکندگی آنتی ژن های ویروسی در تیموس و مغز استخوان، به نظر می رسد که سلولهای لنفاوی تیموس سلول هدف CIA باشد. مطالعات ترکیبات شیمیایی بافت های لنفاوی و واکنش های آن در پرندگان آلوده به CIA نشان می دهند که لنفوسیت های قشری تیموس جزء اولین سلول هایی هستند که نابود می شوند.

از آنجا که مناطق وابسته به T-cell در ارگان های لنفاوی، از T-cellهای تیموس جمعیت دهی می شوند، بنابرایناز بین رفتن جمعیت سلول های تیموس توسط ویروس منجر به تخلیه قشر تیموس، طحال و ارگان های لنفاوی می شود.

از طرف دیگر، بهبودی و دوباره پر کردن ارگان های لنفاوی تخلیه شده و شروع پاسخ های ایمنی سلولی وخونی به ویروس بازتابی از افزایش حساسیت سلول ها به کان کاناوالین A (ConA) است که باعث افزایش فاکتور رشد سلول های T (TCGF) و افزایش دگرگونی و تقسیم لنفوسیت ها می شود.

در یک مطالعه مشاهده گردید که در روزهای 8 و 15 پس از تلقیح،CIA و دگرگونی و تقسیم لنفوسیت ها کاهش می یابد و پیشنهاد شد که احتمالا سلولهای پاسخ دهنده به کان کاوالین A (ConA) در طحال پرندگان کاهش پیدا کرده اند  و این اثرات زیان آور را ناشی از تخریب جمعیت سلول های تیموس توسط ویروس می دانند.

نقصان در دگرگونی و افزایش لنفوسیت ها به تحریک ConA شبیه بافته های اوتاکی و همکارانش است. او نیز کاهش پاسخگویی به فنوهماگلوتینین[4] را در 13-12 روز پس از تلقیح CIA در سن 1 یا 7 روزگی ثبت کرده است و نشان داد که این کاهش عمر کوتاهی داشته و تا 29-22 روز پس از تلقیح ادامه پیدا می کند.

واکنش لنفوسیت ها در این تحقیق تقریبا منحصر به T-cell است. کاهش دگرگونی لنفوسیت ها به دنبال عفونت جوجه ها با ویروس هایی که مشخص باعث سرکوب ایمنی می شوند، گزارش شده است. کاهش TCGF ممکن است مسئول کاهش دگرگونی و افزایش لنفوسیت ها باشد، چون لنفوسیت ها پس از فعال شدن توسط میتوژن ها برای رشد بیشتر احتیاج به فاکتور رشد TCGF T-cell دارند. T-cellهایی که با ماکروفاژهای دارای آنتی ژن سطحی یا اینترلوکین یک فعال شده اند، TCGF تولید می کنند.TCGF نقشی اساسی در بازنمودن پاسخ های وابسته به T-cell یا B-cell دارد. هرگونه مانع در تولید TCGF احتمالا موجب به مخاطره افتادن شدید توانایی میزبان در دادن پاسخ ایمنی کافی می شود. اگرچه اثبات شده تمامی زیر گروه های T-cell در شرایط مقتضی TCGF تولید می کنند اما به نظر می رسد که سلول های T-helper بزرگترین منبع تولید آن باشند چون T-helper نقشی حیاتی در افزایش B-cell ها بازی می کند. این مطلب میتواند کاهش پاسخ های آنتی بادی پس از عفونت CIA را توجیه کند. 8 روز پس از تلقیح در مقایسه با گروه کنترل، تیترهای انترفرون جوجه های تلقیح شده با CIAبه طرز معناداری بالاتر بوده است که عفونت ویروسی موجب آغاز تولید انترفرون شده و در روزهای 15، 22 و 29 پس از تلقیح نیز این انترفرون وجود داشته است. بلو و همکارانش دریافتند که فعالیت و تولید انترفرون در کشت سلول های طحال، توسط ConA که از نظر مقاومت در برابر حرارت و pH شبیه گاماانترفرون پستانداران است، تحریک می شود.

انترفرون علاوه بر نقش حفاظت کننده پس از عفونت ویروسی در تنظیم فعالیت های ایمنی نیز اهمیت دارد. بنابراین انترفرون می تواند باعث افزایش فعالیت های سیتوتوکسیک ماکروفاژ، T-cell سیتوتوکسیک، و سلول های NK[5] شود و می تواند موجب تغییر آنتی ژن های سطحی سلولی و دیگر گیرنده های سطحی، ماکروفاژها و دیگر سلول ها شود. در نتیجه هرگونه اثر ممانعت کننده روی تولید انترفرون، آلودگی ها را دور از دسترس پاسخ ایمنی در بدن میزبان نگه می دارد.

در سال 1992، رزنبرگر و کلود قدرت اثر CIA به تنهایی یا همراه با IBDV روی سیستم ایمنی جوجه های جوان با اندازه گیری تغییرات مقادیر هماتوکریت، نسبت وزن ارگان به وزن بدن و غلظت سلول های لنفاوی در روزهای 4، 7، 10، 14، 17، 21، 28 و 42 پس از تلقیح مورد مطالعه قرار دادند. تحت جمعیت لنفوسیت ها مشخص شد و در سوسپانسیون رنگ آمیزی شده، سلول ها با آنتی بادی مونوکلونال پن لنفوسیت T-cell(k55)های توکسیک (CTLA3)، سلول های T-helper (CT3) و سلولهای Ia-expressing (P2M11) و ماکروفاژها (p7) با بهره گرفتن از فلوسیتومتری شمارش شد. CIA موجب کاهش اساسی ولی زودگذر در مقادیر هماتوکریت، نسبت وزن تیموس به وزن بدن و نسبت وزن بورس فابرسیوس و طحال گردید. اما غلظت سلول های T سیتوتوکسیک، T-helper و Ia-expressing در مغز استخوان پرنده تلقیح شده با CIA تنها یا CIA همراه با IBDV در همین زمان افزایش یافت. نسبت T-helper به T-cytotoxic سلول های T در مغز استخوان افزایش یافت که نشان دهنده افزایش غلظت انتخابی T-helper بود. نسبت T-helper به T-cytotoxic در تیموس و طحال در طی لنفوسیتوپنی افزایش یافت که دلالت بر کاهش انتخابی T سیتوتوکسیک دارد. افزایش سلول های Ia-expressing در مغز استخوان ممکن است بازتای از افزایش تعداد سلول های T فعال شده باشد که آنتی ژن Ia را ارائه می کنند. ویروس بیماری عفونت بورس فابرسیسو به تنهایی موجب کاهش دائمی در سلول های Ia-expressing در بروس و طحال می شود و هیچ گونه تغییر قابل اندازه گیری در تحت جمعیت های لنفوسیت ها در مغز استخوان ایجاد نمی کند. تلقیح همزمان CIA و IBDV به جوجه ها علاوه بر نشان دادن علائم کلینیکی موجب طولانی شدن فاز حاد قبل از بهبودی یا مرگ و میر گردید.

مشخصه سرکوب ایمنی درجوجه های کم خون افزایش حساسیت به عفونت های باکتریایی و قارچی  و افزایش بیماریزایی آدنوویروسو رئوویروس  در جوجه هایی که عفونت همراه دارند، می باشد. این عفونت های ثانویه معمولادر شرایط تجربی ایجاد نمی شوند. مثال هایی از اینها عبارتند از ادم کشنده، درماتیت گانگرنی، کلی باسیلوز، آسپرژیلوزیس، و کریپتوسپوریدیوز.

در شرایط مشخص، ایمنی اکتسای توسط عفونت CIA تضعیف می شود

در یک مطالعه جوجه های یک روزه که با دو ویروس CIA، MDV[6] تلقیح شدند، ظرف 16 روز مردند که این جوجه ها هیپوپلازی مغز استخوان، تغییرات سلول های خونساز و آتروفی بافت های لنفاوی را نشان می دادند. جوجه های تلقیح شده با هر دو ویروس در سن4-1 هفتگی از کم خونی و آتروفی لنفاوی مردند، در صورتی که بیشتر جوجه هایی که با هر یک از این دو ویروس به تنهایی تلقیح شده بودند، زنده ماندند.

بسیاری از محققین نشان داده اند که CIA به تنهایی یا همراه با IBDV میتواند روی پاسخ ایمنی در برابر واکسیناسیون  علیه بیماری های ویروسی اثر بگذارد. این محققین معتقدند که شکست در برابر واکسیناسیون با هرپس ویروس بوقلمون یا سروتیپ IMDV تخفیف حدت یافته ممکن است در ارتباط با به مخاطره افتادن ایمنی وابسته به سلول های T که از افزایش بیماریزایی در جوجه های واکسینه شده با CIA نتیجه می شود، باشد. به منظور مشخص کردن نقص عملکردی ناشی از تغییرات غلظت و نسبت لنفوسیت ها پس از عفونت با CIA به تنهایی یا همراه با ویروس بیماری عفونت بورس در سیستم ایمنی جوجه های جوان کلود وهمکارانش  مطالعه ای انجام دادند که طی آن در آزمایشگاه افزایش لنفوسیت ها و در موجود زنده پاسخ به واکسیناسیون با چندین عامل ویروسی متداول در طبیعت در فواصل زمانی مختلف پس از تلقیح مورد بررسی قرار دادند.

تحریک کان کاوالین A (ConA) فیتوهماگلوتینین (PHA) و پوک وودمیتوژن(PWM[7]) روی لنفوسیت های طحال (SPL) جمع آوری شده از پرندگان کنترل تا 14-10 روز پس از تلقیح قابل مشاهده نبودف در حالی که عفونت CIA باعث تحریک بیشتر SPL با PWM در روز 17 پس از تلقیح و تحریک کمتر لنفوسیت های خون محیطی (PBL[8]) با PWM 14 روز پس از تلقیح در مقایسه با کنترل های آلوده نشده بودند که این افزایش و کاهش معنی دار می باشد. افزایش تحریک SPL[9]با ConA و PWM در پرندگانی که با IBDV به تنهایی تلقیح شده بودند، معنی دار بوده است و لنفوسیت های بدست آمده از پرندگانی که به طور همزمان با CIA و IBDV تلقیح شده بودند، به طرز معناداری پاسخ های کمتری داشتند. تأثیر روی ایمنی خونی و وابسته به سلولی پس از CIA و یا IBDV با ارزیابی پاسخ به واکسیناسیون علیه ویروس بیماری نیوکاسل(NDV[10])،  ویروس آبله پرندگان (FPV)، و ویروس لارنگوتراکئیت (ILTV) در طی فاز حاد عفونت CIA (دو هفته پس از تلقیح) مشخص شد.

پرندگانی که در سن یک روزگی با CIA عفونی شده بودند، در دوهفتگی واکسینه شدند که منجر به کاهش محافظت علیه NDV (85.7 %) و ILTV (7.1 %) در مقایسه با سطح محافظت در پرندگان کنترل ( به ترتیب 100  و 53.3 %) شد.

عفونت با ویروس بیماری عفونت بورس فقط باعث کاهش محافظت علیه NDV (60 %) گردید. عفونت همزمان با IBDV، CIA در سن بکروزگی منجر به کاهش بیشتر محافظت علیه NDV (33.3 %)، کاهش ملایم در محافظت علیه FPV[11] (87.5 %)، افزایش تعداد ضایعات ماندگار ناشی از واکسیناسیون با FPV و افزایش محافظت علیه ILTV (71.4 %) گردید.

در همین مطالعه پرندگانی که در سن دو هفتگی با CIA تلقیح شده بودند، در سن چهار هفتگی واکسینه شدند که منجر به کاهش ملایم آنتی بادی خونی NDV، توسعه ضایعات ماندگار ناشی از واکسیناسیون با (FPV) (17 %) و افزایش ایمنی نسبت به ILTV[12] در مقایسه با پرندگان کنترل (83.3 %، 66.7 %) شد.

جوجه های تلقیح شده با IBDV به تنهایی باعث کاهش شدید تیترهای آنتی بادی NDV و کاهش ملایم در محافظت علیه ILTV ایجاد می کند.

واکسیناسیون به دنبال عفونت همزمان در سن دو هفتگی منجر به افزایش درصد ضایعات ماندگار واکسیناسیون FPV شده (39 %) و موجب افزایش بیشتر ایمنی نسبت به ILTV می شود. (100%)

باکس و همکاران (4) گزارش کردند که در گله های تخم گذار که در سن 22 و 8 هفتگی سروکائورت شده بودند، پاسخ به واکسن کشته نیوکاسل را از بین برده ولی هیچ تأثیری روی پاسخ به واکسیناسیون با واکسن کشته برونشیت عفونی یا واکسن کشته IBDV نداشته است. در گله هایی که فاقد آنتی بادی ضد CIA بودند، هیچ تأثیری روی پاسخ به واکسیناسیون با واکسن کشته NDV دیده نشده است. رزنبرگر و کلود نشان دادند  که تجویز CIA در روز هچ به جوجه های SPF موجب کاهش پاسخ به واکسیناسیون با ویروس بیماری نیوکاسل (NDV) آبله طیور و لارنگوتراکئیت عفونی (ILT) می شود به جز در گروهی که با ILT واکسینه شده بودند، IBDV موجب تشدید افزایش حساسیت ایجاد شده در جوجه های تلقیح شده با CIA شد.

جوجه هایی که IBDV-CIA را در روز هچ دریافت کرده بودند به ویروس ILT که در سن 4 هفتگی به آنها زده شد نسبت به گروه شاهد واکسینه شده با ILT مقاومت بیشتری نشان دادند.

پرندگان SPF تلقیح شده در سن دو هفتگی با CIA و یا IBDV مقاومت بیشتری علیه NDV، آبله طیور و ILT نسبت به گروهی که در روز هچ واکسینه شده بودند، داشتند. رزنبرگر و کلود همچنین دریافتند که جوجه های گوشتی تجارتی که در معرض CIA و IBDV قرار گرفته بودند، تیترهای آنتی بادی پایین تری در واکسیناسیون با NDV و IBDV ننسبت به آنهایی که با CIA یا IBDV به تنهایی عفونی شده بودند داشتند. نشان داده شده است کهCIA تخریب بورس ایجاد شده توسط IBDV را تقویت می کند. ویلسون و همکاران پیشنهاد کردند که سرکوب ایمنی ناشی از تغییرات پاتولوژیک بورس ممکن است در رابطه با تخریب زمینه بورس باشد که محیط لازم برای تمایز B-cellها را نابود می سازد.

در جوجه های جوان،اولین و شدیدترین آسیب از دست دادن فولیکول طبیعی زمینه ای می باشد. احتمالا چون بروس فابرسیسو در افزایش و انتخاب موجودی آنتی بادی های اساسی، آماده سازی برای ایجاد سلول هایی که IgM تولید می کنند و نقش قطعی در سوییچ پروتئین های وابسته به هم (مثل ایمنوگلوبولین ها) دارای اهمیت است، بهمین علت موجب افزایش و تشدید افزایش حساسیت ایجاد شده در جوجه های تلقیح شده با CIA شد.

جوجه هایی کهIBDV-CIA را در روز هچ دریافت کرده بودند به ویروس ILT که در سن 4 هفتگی به آنها زده شد نسبت به گروه شاهد واکسینه شده با ILT مقاومت بیشتری نشان دادند.

پرندگان SPF تلقیح شده در سن دو هفتگی با CIA و یا IBDV مقاومت بیشتری علیه NDV، آبله طیور و ILT نسبت به گروهی که در روز هچ واکسینه شده بودند داشتند. رزنبرگر و کلود (93) همچنین دریافتند که جوجه های گوشتی تجارتی که در معرض CIAو IBDV قرار گرفته بودند تیترهای آنتی بادی پایین تری در واکسیناسیون با NDV و IBDV نسبت به آنهایی که با CIA یا IBDV به تنهایی عفونی شده بودند داشتند. نشان داده شده است که CIA تخریب بورس ایجاد شده توسط IBDV را تقویت می کند. ویلسون و همکاران پیشنهاد کردند که سرکوب ایمنی ناشی از تغییرات پاتولوژیک بورس ممکن است در رابطه با تخریب زمینه بورس باشد که محیط لازم برای تمایز B-cellها را نابود می سازد.

در جوجه های جوان اولین و شدیدترین آسیب از دست دادن فولیکول طبیعی زمینه ای می باشد. احتمالا چون بورس فابرسیوس در افزایش و انتخاب موجودی آنتی بادی های اساسی، آماده سازی برای ایجاد سلول هایی که IgM تولید می کنند و نقش قطعی در سوییچ پروتئین های وابسته به هم (مثل ایمونوگلوبین ها) دارای اهمیت است، به همین علت موجب افزایش و تقویت سرکوب ایمنی می شود.

پیر و همکاران نشان دادند که مقادیر بالای آفلاتوکسین در جوجه ها موجب کاهش IgG می شود. (83) مادرهای گوشتی که از آفلاتوسیکوزیس شدید کلینیکی رنج می برند، احتمالا مقادیر کمتری از IgG محافظت کننده به جوجه هایشان انتقال می دهد و میزان سرمی آن کاهش می یابد.

مایکوتوکسین های غذایی در غلظت های بالا ممکن است یک اثر مشابه داشته باشند. همچنین تریکوتسن و اوکراتوسین A برای طیور سرکوب کننده ایمنی می باشند.

[1]Infectious bursal disease

[2]Inclusion body hepatitis

[3]STC= Infectious Bursal Disease government standard challenge virus

[4]Phytohemagglutinin

[5]Natural killer cell

[6]Marek’s Disease Virus

[7]Pokeweed Mitogen

[8] Periferal Blood Lymphocyte

[9] Spleenic Lymphocyte

[10] Newcastle Disease Virus

[11]Fowl Pox Virus

[12] Infectious Laryngotreacheitis

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *