اکمال، رسوله

اکمال، رسوله

دانلود پایان نامه

روایی پیدا کند یا یافته اما از آنها چشم پوشی کرده است.

فصل چهارم
نقد و بررسی دیدگاه المنار در مورد آیات ابلاغ و اکمال

گفتار اول: شأن نزول آیات
واقعه تاریخی شأن نزول آیات
اکثر قریب به اتفاق قرآن پژوهان مسلمان براین باورند که سوره مائده و در سر سلسله ان دو آیه ابلاغ و اکمال از آخرین کلمات وجملات دفتر نامه وحی اند.۱۲۷
بدین لحاظ عالمان اسلامی حدیث، تاریخ، تفسیر و کلام در آثارشان به ثبت زمان و مکان ماجرای نزول آیه ابلاغ و اکمال پرداخته‌اند‌ و لحظات گفتگوهای حضرت رسول اکرم? با اصحابش را گزارش داده‌اند‌ و مجموعه این مدارک و مستندات حکایت گر این قصه است:
پیامبر گرامی اسلام بعد از بازگشت از آخرین سفرش به خانه امن الهی در سال دهم هجری در مسیر راه و نزدیک به ظهر در روز دوشنبه به منطقه‌ای به نام غدیر خم رسید. در این وقت حضرت به همراهانش و کاروانیان دستور داد تا توقف نمایند و هر کدام از کاروانیان حاجیان که در حال برگشت به وطن خویش بودند، با فرمان رسول خدا? بازگشتند تا اخرین سخنان دل نشین و سفارشهای پیامبرشان را بشنوند. به تدریج به تعداد افراد افزوده شد و اجتماع بزرگی به وجود آمد. اصحاب برای حضرت سایبان و مکانی برپا نمودند و رسول بزرگوار اسلام نماز ظهر را به جماعت به همراه آن جمعیت فراوان اقامه فرمود. بعد از نماز حضرت برای خواندن خطبه بر بالای جهاز شتران- که از قبل آماده شده بود- رفت و سخنانی ماندگار و به یادگار برای همه امت مسلمان در تمام دوران بیان فرمود. متن خطبه چنین گزارش و به دست رسیده است:
“الحمد لله و نستعینه و نومن به و نتوکل علیه و نعوذ بالله من شرور انفسنا و من سیئات اعمالنا الذی لا هادی لمن ضل و لا یضل لمن هدی و اشهد ان لا اله الا الله و ان محمداً عبده و رسوله اما بعد یا ایها الناس قد نبانی اللطیف الخبیر انه لم یعمر نبی الا مثل نصف الذی قبله و انی اوشک ان ادعی فاجبت و انی مسئول و انتم مسئولون فماذا انتم قائلون؟ قالوا نشهد انک قد بلغت و نصحت و جهدت فجزاک الله خیرا قال الستم تشهدون ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و ان جنته حق و ناره حق و ان الموت حق و ان الساعه آتیه لا ریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور؟ قالوا بلی نشهد بذلک. قال: اللهم اشهد ثم قال: ایها الناس الا تسمعون؟ قالوا: نعم. قال فانی فرط علی الحوض و انتم واردون علی الحوض و ان عرضه ما بین صنعا و بصری و (صنعاء عاصمه الیمین و بصری من دمشق) فیه اقداح علی عدد النجوم من فضه فانظروا کیف تخلفونی فی الثقلین (الثقل کل شیی‏ء خطیر نفس) فنادی مناد و ما الثقلان یا رسول الله?؟ قال الثقل الاکبر کتاب الله طرف بید الله و طرف بایدیکم فتمسکوا به لا تضلوا و الاخر الاصغر عترتی و ان اللطیف اللخبیر نبانی انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض فسالت ذلک لهما ربی فلا تقدموهما فتهلکوا و لا تقصروا عنهما فتهلکوا ثم اخذ بید علی?فرفعها حتی روی بیاض اباطهما و عرّفه الیوم اجمعون فقال: ایها الناس من اولی الناس بالمؤمنین من انفسهم؟ قالوا: الله و رسوله اعلم قال ان الله مولای و انا مولی المؤمنین و انا اولی بهم من انفسهم فمن کنت مولاه فعلی مولاه یقولها ثلاث مرات (و فی لفظ احمد امام الحنابله اربع مرات) ثم قال اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله و ادر الحق معه حیث دار الا فلیبلغ الشاهد الغایب”
ستایش و سپاس ویژه خدا است و از او یاری می‌جوییم، و به او ایمان می‌آوریم، و بر او توکل می‌کنیم. و از شر نفسهایمان و بدی کارهایمان به خدا پناه می‌بریم، همان کسی که هرکس را به بیراه رود راهنما نیست، و هر کس را به راه رود گمراه کننده نیست. سپس ای مردم! پروردگار باریک بین آگاه به من خبر داده است که هیچ پیامبری زندگی نکرده است مگر نصف زندگانی پیامبری که پیش از او بوده است و من نزدیک است که فراخوانده شوم و بپذیرم. هم من مورد سؤال و بازخواست واقع می‌شوم و هم شما، پس شما در پاسخ، گوینده چه پاسخی هستید؟
گفتند: گواهی می‌دهیم که تو رسالت خود را به ما رسانیده‌ای و نصیحت کرد‌های و در این راه به تلاش برخاسته ای، خدا تو را جزای خیر دهد. گفت: آیا شما گواهی نداده اید که هیچ معبودی جز خدا نیست، و اینکه محمد بنده و فرستاده او است، و اینکه بهشت او حق است و رستاخیز آمدنی است و هیچ شکی در آن نیست، و اینکه خدا همه کسانی را که در گورها خفته‌اند‌ بر می‌انگیزد؟ گفتند: آری، به همین اینها گواهی می‌دهیم. گفت: خدایا گواه باش! سپس گفت: مردم آیا نمی‌شنوید؟ گفتند: چرا. گفت: من زودتر بر سر حوض می‌روم، و شما بر سر حوض برای آب نوشیدن بر من وارد می‌شوید پهنای آن به اندازه فاصله میان صنعاء و بصری است، جامهایی سیمین به شمار ستارگان در کنار آن قرار دارد؛ نیک بنگرید، پس از من چگونه درباره دو گران سنگ با ارزش رفتار می‌کنید. فریادی برخاست که دو گران سنگ با ارزش چیست، ای پیامبر خدا؟ فرمود: گران سنگ بزرگتر کتاب خداست، یک سوی آن در دست خدای عزوجل است و سوی دیگرش در دست شما، بدان چنگ زنید تا گمراه نشوید، و گران سنگ دیگر که کوچک‌تر است عترتم می‌باشد؛ و پروردگار باریک بین آگاه به من خبر دادهاست که آن دو از یکدیگر جدا نخواهند شد تا اینکه بر سر حوض بر من در آیند و آن را از پروردگارم بر ایشان درخواست کرده ام؛ نه ازآن دو پیش بیفتید که هلاک شوید، و نه از آن دو کوتاه بیایید که باز هم به هلاکت می‌افتد. سپس دست علی را گرفت و بلند
کرد به طوری که سفیدی زیر بغل هر دو دیده شد و همه آن جمعیت او را شناختند، و گفت: مردم! چه کسی نسبت به مردم از خودشان اولی است (و شایستگی بیشتر برای سرپرستی آنان را دارد)؟ گفتند: خدا و فرستاده او بهتر می‌داند، فرمود: بی گمان خدا مولای من است و من مولای مؤمنان هستم، و من از خودشان نسبت به آنان شایسته ترم؛ پس هر کس که من مولای او هستم علی هم مولای او است. خدایا دوست بدار کسی که او را دوست داشته باشد و دشمن بدار کسی که او را دشمن داشته باشد، و محبت بورز به کسی که نسبت به او محبت بورزد، و کینه کسی را داشته باش که کینه او ا در دل داشته باشد، و کسی را یاری کن که او را یاری کند، و دست از یاری کسی بردار که او را یاری نکند و تنها گذارد، و حق را در جهتی بگردان که او بگردد! هان توجه داشته باشید؛ حاضران باید سخنان را به غایبان برسانند”.
پس از این سخنرانی، هنوز جمعیت پراکنده نشده بودند که این آیه نازل شد: “الْیوْم أَکملْتُ لَکم دِینَکم وَأَتْممتُ عَلَیکم نِعْمتِی”؛۱۲۸ “امروز دین شما را به کمال رسانیدم و نعمتم را بر شما تمام کردم. ” و رسول خدا? گفت: “اللهَ اکبَرُ علی اِکمالِ الدین، و اِتمام النعمه، وَ رِضَی الرَّبِ بِرِسالَتی، وَ الوِلایهِ لِعَلِی من بعدی؛ الله اکبر برای به کمال رسانیدن دین، و به انجام رسانیدن نعمت، و خشنودی پروردگار از رسالت من، و از ولایت علی پس از من”.
آنگاه حاضران به علی تبریک و تهنیت گفتند. پیش از همگان، ابوبکر و عمر به علی تهنیت گفتند و اظهار داشتند: “مبارک و گوارا باد تو را، ای پسر ابی طالب که به هر بامدادن و شامگاهان مولای من و مولای هر زن و مرد مؤمن شدی”.
بر پژوهندگان گرامی پوشیده نبوده و نیست که داستان غدیر خم با بیان یاد شده خبری است متواتر و یقین آور که از زبان ۱۱۰ نفر از صحابیان و ۸۴ تن از تابعان و در بیش از ۳۶۰ کتاب دانشمندان مذاهب مختلف اسلامی مختصر یا مفصل بازگو گردیده است.۱۲۹
شأن نزول آیه از زبان مفسران
مفسران مسلمان- شیعه و اهل سنت- با صراحت به بازگویی حدیث غدیر خم و جریان نزول آیه ابلاغ و اکمال پرداختند. مفسران شیعه به اتفاق و تعدادی از اهل سنت در تبیین آیات یاد شده و سبب نزول آنها اذعان و باور دارند که آیه ابلاغ و اکمال در ارتباط با ماجرای غدیر خم بر رسول گرامی اسلام نازل شده است. اکنون به منظور روشن شدن مطلب به عبارات گروهی از مفسران اشاره می‌شود:
الف: علی بن ابراهیم قمی
علی بن ابراهیم قمی (۳۲۹هـ.ق.) از عالمان نام آشنای امامیه در قدیمی‌ترین اثر تفسری ماندگار خود ماجرای غدیر خم را به تفصیل درباره نزول آیه ابلاغ، بیان کرده است. ایشان در بخشی از نوشته اش چنین آورده است:
رسول خدا? از مکه به قصد مدینه بیرون آمد تا در مکانی به نام غدیر خم اقامت گزید. آن حضرت در اینجا توقف کرد، در حالی که اعمال حج را به مردم آموخته بود و سفارشها را به آنها فرموده بود. در این هنگام بر حضرت آیه کریمه نازل گردید: “یا ایها الرسول بلغ… ” سپس آن جناب ایستاد و به ستایش خدای متعالی پرداخت و بر مردم خطبه خواند…”۱۳۰
ب: محمد بن حسن طوسی
شیخ الطائفه طوسی (۴۶۰هـ.ق.) در تفسیرش چند معنا برای آیه اکمال یاد و از جمله به بیان حضرت باقر? و صادق? استشهاد می‌کند که مراد از اکمال دین ولایت و امام علی? است که در روز غدیر خم، حضرت رسول? برای مردم بیان فرموده است. ایشان در این باره نوشته است:
از امام باقر? و صادق? روایت گردیده است آیه کریمه اکمال وقتی نازل شد که نبی اکرم?، علی? را در روز غدیر خم بعد از بازگشت از حجه الوداع به مقام امامت امت برگزید. اما ایشان در بیان سبب نزول آیه ابلاغ چند دیدگاه را نقل می‌کند. سپس با اعتماد به روایت حضرت باقر و صادق نوشته است که آن دو جناب فرمودند: وقتی خداوند متعال بر پیامبرش وحی کرد که علی? را به عنوان جانشین خود انتخبا و معرفی نما

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد درمورد دستورالعمل‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو