"اولی، الأمر"

"اولی، الأمر"

دانلود پایان نامه

یقُولُونَ نَخْشَی أَن تُصِیبَنَا دَآئِرَه۸۱” (آنگاه بیمار دلان را میبینی که در کار آنان میکوشند (و) میگویند میترسیم بلایی بر سرمان بیاید…)
تمام مفسران بر اساس روایات، اتفاق نظر دارند که مقصود از عبارت “الذین” و “یقولون” در آیه شریفه یک فرد بوده و آن “عبدالله بن ابی” است.۸۲
بنابراین مشاهده میکنیم در آیه شریفه لفظ جمع آمده و لکن مفرد از آن اراده شده است.
در اشعار عرب هم نمونه‌های زیادی مشاهده می‌شود که به دو بیت از شعر عرب از شاعر قرن دوم هجری، ابو عبیده از کتاب نصوص العرب اشاره می‌شود.
متی اذ املئت بطونکم و رأیتکم ابناءکم
و در جایی دیگر
و قلبتم طهرا لمجن لنا ان للئم للماجر الغب
که شکم‌ها و شما را به جمع آورده و اما منظور با یک شخص بوده است.۸۳
ب)میان به کار بردن لفظ جمع و اراده یک فرد از آن و بیان یک قانون و دستور عمومی و کلی با لفظ جمع که قابل انطباق بر یک فرد باشد، تفاوت است. اهل لغت و ادیبان، گونه اول از کاربرد را نمیپذیرند اما شکل دوم آن را پذیرفتهاند و کثرت کاربرد آن را در آیات نشانه صحت آن دانستهاند و درگذشته به نمونههایی از آیات اشاره شد که در آن از شکل دوم استفاده شده است. به این بیان که خدای متعال در صدد بیان یک قانون و دستور کلی بوده است و از این رو لفظ را به صورت جمع آورده اما اراده مفرد از آن کرده است.۸۴
ج) بسیاری از افرادی که خبر سبب نزول آیه شریفه را درباره امام علی? گزارش و به ما رسانیدهاند، از صحابیان و تابعان پیامبر گرامی اسلام? و از جمله هم عصران زمان نزول آیات هستند. این جمعیت بسیار، ناقلان حدیث سبب نزول آیه ولایت و افرادی هستند که به لغت و ساختار زبان عرب آشنا و آگاهند. حال اگر به کارگیری لفظ جمع و قصد فرد از آن ادب عربی آنان ناسازگار بود، هر آینه به اعتراض و اشکال بر این گونه استعمال و کاربرد میپرداختند و این در حالی است که در هیچ اثر تاریخی و روایی، اعتراض و اشکال صحابه و تابعان درباره این موضوع گزارش نشده است۸۵، و این خود نشانگر صحت کاربرد لفظ جمع و اراده معنای مفرد در زبان عرب و به خصوص قرآن کریم- که فصیحترین لغت آنان است، میباشد.
اشکال سوم: معنای رکوع در آیه خضوع است
اولاً: معنای اصلی و حقیقی “رکوع” انحنا است و کاربردش در ایمان به خدا و نفی عبادت بتان، یکی از کاربردهای خاص آن است. زمخشری در اساس البلاغه – که رشید رضا به کلام او استناد کرده است – چنین می‌گوید: شیخ راکع: منحن من الکبر و شیوخ رکع و منه رکع الصلاه. سپس می‌نویسد: و کانت العرب تسمی من آمن بالله و لم یعبد الاوثان راکعا.
از مقدم کردن معنای انحنا معلوم می‌شود که از نظر اساس اللغه، معنای اصلی رکوع انحنا است. لغویان دیگر به اینکه معنای اصلی و حقیقی رکوع انحنا است، تصریح نموده‌اند‌.
بر این اساس، رکوع در آیه را به رکوع در نماز معنا می‌کنیم.
ثانیاً: کلمه رکوع (به صورت فعلی و اسمی) در آیات دیگری از قرآن نیز بکار رفته است که در بیشتر آن موارد، مراد رکنی از ارکان نماز است و مفسران در جایی که قرینه‌ای بر خلاف نبوده است رکوع را به معنای انحنا در نماز دانسته‌اند‌. بله، در برخی آیات، به معنای خشوع و خضوع گرفته شده است، ولی برای آن قرینه‌ای ارائه داده‌اند‌.۸۶
درباره آیه مورد بحث نیز می‌گوییم: بر پایه کاربردهای قرآنی این کلمه باید رکوع را به معنای رکن نماز معنا کنیم و هیچ قرینه‌ای بر حمل آن به معنای خضوع نداریم. بلکه قرینه بر حمل به معنای اصلی وجود دارد؛ زیرا از طرق متعدد نقل شده است که آیه شریفه در شأن امیر المؤمنین? و پس از اعطای انگشتری از سوی آن حضرت? به فقیر در حال نماز، نازل گشته است.
اشکال چهارم: عدم استفاده‌ی علی? برای استدلال آیه ولایت به اثبات امامت و ولایت خویش
این اعتراض و اشکال به دیدگاه شیعه سخنی نادرست و ناشی از بیتوجهی یا تعصب بیاساس فرقهای است؛ زیرا در برخی از آثار روایی آمده است که امام علی? در ماجرای انتخاب خلیفه از سوی عمربن خطاب که عدهای از بزرگان اصحاب جمع شده بودند آن حضرت برای اثبات حقانیت جانشینی خویش بعد از پیامبر گرامی?، به همین آیه شریفه استناد جستند، هر چند ماجرای این واقعیت تاریخی به دلایل متعدد و مختلف- که این نوشتار در صدد یاد کرد آنها نیست- از ناحیه دانشمندان اهل سنت در آثارشان با بیمهری گزارش نشده و برای آیندگان پوشیده مانده است؛ اما دانشمندان امامیه داستان شورای برگزیده خلیفه دوم را در انتخاب جانشین بعد از خود نقل کردهاند و در یکی از همین گزارشها در این باره چنین آمده است؛ “شیخ طوسی به اسنادروایی خود از صحابی بزرگوار “ابوذر غفاری” نقل میکند که وی گفته است امیر مؤمنان? با عثمان، زبیر، عبدالرحمان بن عوف و سعد بن ابی و قاص در روز شورا مواجهه و گفتگو داشت و اخبار مختلف از رسول خدا? نقل میکرد و بر ضد تصمیم آنان در انتخاب خلیفه احتجاج میآورد و همگی وی را درباره سخنانش تصدیق مینمودند و از جمله دلایل آن حضرت که بیان فرمودند این مطلب بود: “آیا کسی از شما در حال رکوع (نمازش) زکات پرداخته است تا آیه “انما ولیکم الله” دربارهاش نازل شود؟” همچنین در روایت از سُلَیم بن قیس هلالی، (م ۹۰ ق) از محدثان، متکلمان و فقیهان عصر تابعین این گونه نقل گردیده است: امام علی? در جنگ صفین در حضور سپاهانش که گروهی از مهاجرین و انصار نیز حضور داشتند پس از حمد و ثنای الهی و بیان چندین دلیل از قرآن کریم بر اثبات حقانیت خویش، به آیه شریفه “انما
ولیکم الله… ” استناد جست که در بخشی از بیان آن حضرت چنین آمده است: “خدای متعال پیامبرش را دستور داد تا فرامین و احکامش را به شما بیاموزد و از مسائل ولایت و امامت را مانند نماز، روزه، زکات و حج برایتان تفسیر و تبیین کند.”۸۷
از آنچه آمد روشن میشود آن حضرت در مواردی به آیه ولایت به منظور اثبات حقانیت خویش استدلال و احتجاج نمودهاند، حال چگونه این مفسران گفتهاند که آن حضرت در هیچ موردی به این آیه استناد نکرده است؟

مطلب مرتبط :   منبع مقاله درمورد جنگ جهانی دوم

فصل سوم
نقد و بررسی دیدگاه المنار در مورد آیه اولی الأمر

گفتار اول: نظریه المنار در تفسیر آیه اولی الأمر
رشید رضا می‌گوید: اگر مقصود از “اولی الأمر” حضرات امامان معصوم? باشد لازمه قبول این سخن آن است که خدای متعال تکلیفی شرعی بر دوش بشر قرار داده که انجامش از قدرت و توان انسان بیرون است و به عبارت دیگر تکلیف مالایطاق پیش می‌آید و صدور چنین دستوری از ناحیه خدای متعال به لحاظ عقلی ناپسند و ناممکن است.
رشید رضا در این باره نوشته است:
“همانا این آیه و قبل از آن در برابر گفته کسانی وارد شده که بخشی از کتاب خدا نصیب آنها شده است… و خداوند (در این آیه) به فرمانبرداری از خود که همان عمل کردن به کتاب شریف (قرآن) باشد دستور می‌دهد و هم چنین فرمان داده تا فرمانبردار رسول خدا? که تفسیرگر آیات نازل بر وی است باشد و عبارت “أطیعوا الرسول” به جهت تأکید تکرار شده است… و اما درباره “اولی الأمر” میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد. پاره‌ای گفته اند: مقصود پادشاهان و حاکمانند؛ لیکن به شرط آنکه به کار حرامی دستور ندهند… ولی آیه کریمه مطلق و بی هیچ قید و شرطی آمده است.”۸۸
رشید رضا شروطی را برای “اولی الأمر” به معنایی که از آن اراده کرده است بیان نموده و در این باره چنین نوشته است:
ان المراد ب “اولی الأمر” جماعه اهل الحل و العقد من المسلمین و هم الامراء و الحکام و العلماء و الروساء الجند و سائر الرؤساء و الزعماء الذین یرجع الیهم الناس فی الحاجات و المصالح العامه هولاء اذا اتفقوا علی امر او حکم وجب ان یطاعوا فیه بشرط ان یکونوا منا و ان لا یخالفوا امر الله و لا بسنه رسوله التی عرفت بالتواتر و ان یکونوا مختارین فی بحثهم فیالامر و اتفاقهم علیه و ان یکون ما ینفقون علیه من المصالح العامه و هو ما لا ولی لاأمر سلطه فیه و وقوف فیه و اما العبادات و ما کان من قبیل الاعتقادات الدینی فلا یتعلق به امر اهل الحل و العقد بل هو مما یءخذ عن الله و رسول فقط … فاهل الحل و العقد من المؤمنین اذا اجمعوا علی امر من مصالح الامه لیس فیه نص عن الشارع مختاریه فی ذلک و لذلک غیر کرهین علیه بقوه احد و لا نفوذه فطاعتهم واجبه و یصح ان یقال هم معصومون فی هذا الاجماع و لذلک اطلق الامر بطاعتهم بلا شرط مع اعتبار الوصف الاتباع المفهوم من الآیه
مقصود از “اولی الأمر” جمعیت و گروهی از اهل حل و عقد مسلمانان هستند و اینان شامل پادشاهان، حاکمان، عالمان دینی، فرماندهان نظامی، و دیگر سرپرستان و میرانی است که برآوردن نیازها و مصالح عمومی مردم در دست آنان است. این افراد هر گاه دستور و حکمی را صادر کنند به چند شرط بر مردم واجب است از آن اطاعت کنند و این شرایط عبارتند از: ۱-این افراد و اصناف از مسلمانان باشند. ۲-مخالف دستور الهی و شنت نبوی فرمان ندهند. ۳-در دستوراتشان که بر آن اتفاق دارند آزاد مختار باشند. ۴-آنچه بر آن اتفاق دارند از مصالح عمومی جامعه باشد. ۵-کسی بر دستورات آنان نفوذ و سلطه نداشته باشد. ۶-آنچه دستور می‌دهند از امور عبادی و اعتقادی نباشد؛ زیرا این امور از خدای متعال و فرستنده اش گرفته می‌شود بنابراین اهل حل و عقد هر گاه بر موضوعی از مصالح عمومی امت اسلامی اتفاق نمودند به گونه‌ای که در آن باره نصی از قانون گذار شرعیت نباشد و اهل حل و عقد در صدور آن دستور آزاد باشند. در این صورت اطاعت از دستورات آنان بر مردم واجب است در نتیجه می‌توان گفت: “اولی الأمر” افراد و اصنافی هستند که در دستور اجماعی خود معصومند یعنی از هر گونه خطا و اشتباه و گناه به دورند از این رو خدای متعال در آیه کریمه بی هیچ قید و شرط و به طور مطلق دستور العمل به فرمان برداری از آنان داده است.۸۹
رشید رضا بیان می‌دارد، در ادامه آیه مورد بحث و گفت و گو عبارت “إِن تَنَازَعْتُم فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّهِ وَالرَّسُولِ” آمده است. خداوند متعال با این بیان حل منازعات و اختلافات میان مردم را با مراجعه به خود و پیامبرش یاد می‌آورد. پس اگر مراد از “اولی الأمر” امام معصوم باشد، لازم می‌آید تا کلام خدا این گونه بیان شود “إِن تَنَازَعْتُم فِی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّهِ وَالرَّسُولِ و الامام” و اما نیاوردن و تکرار نشدن این لفظ نشان از آن دارد که مقصود از “اولی الأمر” در آیه کریمه امام معصوم نبوده است.۹۰
رشید رضا می‌گوید، اگر مقصود از لفظ “اولی الأمر” در آیه شریفه امامان معصوم? است، چرا خدای متعال اسامی آنان را به صراحت در آیات قرآن کریم یاد نکرده است و از دیگر سو در اخبار نبوی از زبان و بیان نورانی پیامبر گرامی نام امامان معصوم? یادداشت نشده است، تا از این طریق مسلمانان به امامت و ولایت حضرات امامان? برسند و دیگر در این باره اختلاف ننمایند۹۱.
گفتار دوم: شأن نزول آیه
عموم مفسران شیعه امامیه درباره سبب یا شأن نزول آیه اولی الأمر مطلبی را بیان نکرده‌اند‌ و اگر در شماری از تفاسیر شیعه به این موضوع اشاره شده، گزارش آن مستند به مصادر روایی- تفسی
ری اهل سنت است. مفسران اهل سنت سه ماجرا درباره نزول آیه کریمه بیان نموده‌اند‌ که به یکی از آنها اشاره می‌شود:
مجاهد بن جبر مکی (۱۰۴ ق)، از مفسران عصر تابعین نقل نموده که آیه شریفه درباره امام علی بن ابی طالب? نازل شده است و ماجرا این گونه بوده که حضرت محمد? در مدینه علی? را جانشین خود قرار داد و آن جناب به حضرت رسول? فرمود: “آیا تو مرا بر زنان و کودکان خلافت می‌دهی؟” رسول بزرگوار? خطاب به علی? فرمودند: “آیا نمی خواهی منزلت تو در نزد من همچون مقام هارون در نزد موسی باشد؟ آنگاه که موسی از خدای متعال درخواست کرد تا هارون را جانشین در میان بنی اسرائیل قرار دهد و چنین فرمود: “قَالَ موسَی لأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمی وَأَصْلِحْ وَلاَ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمفْسِدِین۹۲” (موسی به برادش هارون گفت: جانشین من در میان قومم باش. و (آن‌ها را) اصلاح کن! و از روش مفسدان، پیروی منما!) پس خدای متعال ولایت و سرپرستی کار مردم را در زمان حیات پیامبر گرامی در مدینه به امام علی? واگذار کرد و او را جانشین خود قرار داد و درباره وی فرمود: “اولی الأمر منکُم”.

مطلب مرتبط :   منابع تحقیق درمورد ویژگی های معلم

گفتار سوم: مقایسه نظریه المنار با تفسیر مهم عامه
آیه اولی الأمر و مفسران اهل سنت
عموم مفسران اهل سنت با اعتقاد و اعتماد به نقش سیاق و پیوستگی محتوایی میان آیات قبل و بعد اولی الأمر بر این باورند که:
خدای متعال بعد از آنکه در آیات پیشین والیان و حاکمان را به انجام ادای امانت و برقراری عدالت در داوری و قضاوت سفارش و دستور داده‌اند‌، در آیه مورد بحث مردم را به اطاعت و فرمان برداری از خویش و رسولش فرمان می‌دهد و می‌فرماید: “أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَاولی الأمر منکم” بر شما واجب است تا اوامر و نواهی الهی و همچنین آنچه را پیامبر از احکام به شما امر و نهی کرده است، اطاعت نمایید. در بیان همین فراز آیه شریفه برخی از مفسران اهل سنت احتمال داده‌اند‌ مقصود از اطاعت خدای متعال اطاعت او در واجبات و اطاعت از رسول خدا در مستحبات است، ازاین رو گفته‌اند‌ جمله “أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَاولی الأمر منکم” دلیلی بر اعتبار و حجیت کتاب و سنت است.۹۳
نکته شایسته توجه آن است که مفسران اهل سنت در تفسیر عبارت “أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ” اختلاف نظر ندارند ولی دیدگاه‌های مختلفی را در تفسیر و تعیین معنای مقصود از “اولی الأمر” بیان نمودند و آنها عبارت از: ۱-حاکمان و والیان ۲-فقیهان و عالمان دینی ۳-صحابیان پیامبر گرامی اسلام ۴و ۵-

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو