امپراطوری عثمانی

امپراطوری عثمانی

دانلود پایان نامه

در شهرهای عراقی، مدارس قرآنی شیعه و سنی به سنت قدیمی، تحصیل شفاهی را ادامه می‌دادند که در برخی موارد خواندن و نوشتن نیز جزء تکمیلی مواد تحصیلی بود. مردی که در روستایی معلم می‌شد و در روستاهای شیعه، «ملا» و در روستاهای سنی، «شیخ» خوانده می‌شد، زندگی سختی را توأم با فقر بر می‌گزید.  

فقرزدگی مناطق روستایی بویژه مناطق شیعه و کردنشین به معنی آن بود که جز حس احترام والایی که مردم برای اشخاص پرهیزگار و اهل علم و آموزش قائل بودند، چیز زیادی برای معلم روستا وجود نداشت. در جوامع بسیار فقیر یا کوچک که نمی‌توانستند یک معلم تحصیلکرده داشته باشند، فردی که تحصیلات دینی داشت طی روندی غیررسمی رهبرمذهبی می‌شد. مردم در مقابل خدمات این مذهبیون به آنها پول می‌دادند. شیعیان مقید خمس و زکات خود را در اختیار مجتهدان قرار می‌دادن و آنها نیز این پول را بدون نظارت دولت صرف امور خیریه و تعلیمات اسلامی می‌کردند.
مدرنیزاسیون اجباری و اصلاحات
در طول قرن هجدهم، عراق، که بین راه هند قرار داشت. برای انگلیس اهمیت پیدا کرد. در اواسط قرن نوزدهم عراق به منطقه مورد توجه انگلیس تبدیل شد. دولت عثمانی در استانبول تحت فشار اروپای توسعه طلب مخصوصاً انگلیس در سال 1839 اقدام به انجام اصلاحاتی در جهت مدرنیزه کردن کشور کرد. اما عراق که از طرف عثمانیان یک محل تبعید به شمار می‌رفت تا سال 1869 فاقد مجری اصلاحات بود. در این سال «مدحت پاشا» به عراق فرستاده شد. او طی اقامت کوتاه سه ساله در عراق، قانون اصلاحات ارضی عثمانی (1858) و قانون ولایات عثمانی (1864) را به اجرا درآورد (همان، 29). قانون دوم سیستم تشکیلاتی استانی به سبک اروپا ایجاد می‌کرد و قانون اول زمین‌هایی را که قبلاً اموال قبیله‌ای مشترک در نظر گرفته می‌شدند، به نام افراد می‌کرد. افراد شهرنشین و مهم از نظر مذهبی و بازرگانی، که می‌دانستند چه زمانی زمینها واگذار می‌شود و ارزش این به نام کردن زمین چقدر است، سود برندگان اصلی اصلاحات ارضی بودند. کشاورزان خود یا نمی‌دانستند چه چیزی واگذار می‌شود و یا اگر می‌دانستند هم از این فرصت بهره نگرفتند، زیرا بیم داشتند که اگر نام آنها توسط دولت ثبت شود، مجبور به انجام خدمت اجباری شوند.
از جمله اصلاحات دیگر در اواخر سلطه عثمانیان در عراق، افتتاح دبستانهای ترک زبان و توسعه قانون مدنی بود. «انحصار مؤسسات قانونی کشور که در اختیار چند خانواده مذهبی ثروتمند، زمیندار و صاحب قدرت سیاسی بود و اعتبار مذهبی آنها امکان ادامه انحصار را به آنها می‌بخشید» محدود شد. نخبگان مذهبی در تلاشهای خود برای مقابله با اصلاحات عثمانیان ناموفق بودند اما خانواده‌های نخبگان سنی در مقابل، غرامتی را به صورت عضویت در شوراهای دولتی جدیدالتأسیس و انتصاب به مناصب بروکراتیک عالی دریافت کردند. اما روحانیون شیعه موفق شدند مانع ثبت نام شیعیان در مدارس دولتی شوند.
ترکها در کنار اصلاحات مادی ذکر شده، بعلاوه درصدد آن برآمدند تا با مشمول نمودن افراد بیشتر در نظام مالیاتی و اتخاذ درآمد مالیاتی بیشتر از استانها، مرکز امپراطوری خود را روز بروز قویتر نمایند، که این خود زمینه نارضایتی بیشتری در مردم عراق ایجاد می‌نمود و در همین سالیان، روز بروز بر ضعف آن و بحران مشروعیتش اضافه می‌گردید.
تضعیف تدریجی امپراطوری عثمانی، زمینه‌ساز نفوذ اروپائیان در منطقه بین‌النهرین گردید. سیاست‌های مبتنی بر قبیله‌گرایی عثمانی (آنچنان که ذکر شد)، که با علت وجودی دولت ملی بعنوان نهاد تولید کننده قدرت مادی سازگاری نداشت، موجب گسترش نفوذ دنیای غرب، بویژه استعمار کهنه کار انگلیس گردید.
کنسولگری انگلیس در بغداد، که از سال 1802م/ 1181 هـ تأسیس شده بود (سیف‌زاده، 42: 1379) بخوبی از این وضعیت به نفع خویش استفاده برد و با تحریک مردم عراق به جدایی طلبی، زمینه‌های سوء استفاده هر چه بیشتر خود را فراهم آورد.
اوج اختلافات و برجسته‌سازی هویتی ترک و عرب
انقلاب نظامی «ترک‌های جوان» در سال 1908 میلادی (1326هـ. ق) بوقوع پیوست و به منزله تسریع کننده جریان جدایی عراق از عثمانی عمل نمود. سردمداران این انقلاب که خود محصول نظام آموزشی غرب بودند (نقوی 66: 1377) با به راه انداختن جنجالهای شدید تبلیغاتی، در پی سست نمودن اعتقادات اسلامی مردم برآمدند، تا زمینه را برای پذیرش افکار وارداتی غرب هموار سازند.
تأکید بر هویت ناسیونالیستی ترک (تورانیگری)، و سعی در ترک سازی منطقه با تأکید بر قدرت نظامی این گروه که خود تحت تأثیر افکار «ضیاء گوکلپ» تئوریسین پان ترکیسم بودند (نقوی 69-68: 1377) بصورت سیاست کلی دولت عثمانی درآمد، و همین امر سبب بروز واکنش‌های پاتوبیولوژیک در جهان عرب زیر سلطه عثمانی گردید. تأسیس جامعه جوانان عرب در مقابله با این برجسته سازی شاهدی بر این مدعاست و بصره از سال 1913 به بعد، بصورت مرکزی برای نهضت‌های خودمختاری طلب بین‌النهرین درآمد.
در همین ایام، دولت بی کفایت قاجار و جهل دولتمردان آن به سبب ضعف ناشی از عدم شناخت و درک صحیح از اوضاع جهان و منطقه، عاملی بودتا رهبران ایران نتوانند دوباره بین‌النهرین را به تصرف ایران درآورند.
نقش علمای مذهبی در جدایی عراق از عثمانی
چنانکه آمد، تأکید بر هویت غربی وارداتی ناسیونالیستی در یک کشور اسلامی که مبنای هویت خود را از دین کسب نموده و مشروعیت حکومت نیز از طریق دین تعیین می‌گردد، سبب ناهنجاری در حیطه سیاسی و اجتماعی جامعه گردید، و به همین سبب، شیعه و سنی دو مقابل آن موضع گرفتند.
چنانکه آمد در سال 1913، مردم بصره که اکثراً شیعه بودند، تحت رهبری سید طالب نقیب، فرزند ارشد نقیب سنی بصره، تقاضا نامه‌ای را برای کسب استقلال امضاء نمودند (ویلی، 31: 1377). در همین ایام در ارتش عثمانی، انجمن‌های سری ناسیونالیست‌های عرب که بسیاری از آنان عراقی بودند، تشکیل گردید، و به مبارزه جدی و مخفیانه با تفکر ناسیونالیستی ترک پرداختند.
اگر چه علمای سنی مستقل نیز، در مخالفت با تفکر جدید ترک‌ها به مبارزه پرداختند. اما نقش علمای مسلمان شیعه در این زمینه محسوس‌تر و بسیار چشمگیرتر بود. چنانکه “حسن العلوی” می‌گوید، پس از جدایی نیز اسلام شیعی در عراق عهده‌دار همان نقش سیاسی بود که اسلام سنی در دیگر سرزمین‌های عربی و اسلامی برعهده گرفته بود (العلوی، 109: 1992).
قیمومیت بریتانیا بر عراق و جنگ جهانی اول
رقابت آلمان و انگلیس
هند از دیرباز مستعمره انگلیسی‌ها بوده و بعنوان پشتوانه عظیم مالی این دولت در سطح بین‌المللی مطرح بود و طبیعی می‌نمود که قدرت‌های رقیب، همچون آلمان، برای کم کردن قدرت انگلیس در سطح بین‌الملل، متوجه این سرزمین شوند. علاوه بر رقابت بر سر هند، کشف نفت نیز بر اهمیت استراتژیک منطقه خاورمیانه می‌افزود و این خود بتنهایی می‌تواند عاملی بر کشمکش‌های چندین ساله قدرتهای استعماری باشد.
اروپائیان به یمن درک علت وجودی دولت ملی به مثابه نهادی جهت تولید و بازتولید قدرت (اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نمادین) بی مهابا نسبت به ارزش‌های اخلاقی – معنوی توانستند سیطره خود را بر سراسر دنیا از جمله متصرفات عثمانی بگسترانند. آنچنان که سیف زاده می‌نویسد، بادیه نشینان عرب که بطور کلی از مفهوم دولت و مدلولات آن بی خبر بودند، به نام زیبای ملی‌گرایی، در واقع آتش بیار معرکه‌ای شدند که نه تنها موجب فروپاشی عثمانی، بلکه نابودی نقش کامل ارزش‌های پسینی ملی نیز شد. با تضعیف فزاینده عثمانی در سراسر قرن 19، از اواخر این قرن علاقه اروپائیان به آسیای صغیر، بین‌النهرین و هلال خصیب، (حاصلخیز) دو چندان گردید (45: 1379).
در همین راستا، دولت ملی آلمان در سال 1899م/1277هـ قراردادی با دولت عثمانی، مبنی ایجاد یک خط آهن، جهت اتصال اروپا به خاورمیانه، جهت تسهیل دسترسی به هند امضاء گردید (همان، 46) و این، خود ناشی از فریب دولت عثمانی و نخبگان آن به سبب تحقیر ناشی از عقب ماندگی آنان بود که مجذوب شعارهای فریبنده دولت آلمان در حال شکوفایی بود.
قدرت استعمار انگلیس که همچنان در عراق نفوذ داشت، اگر چه از لحاظ منزلت اجتماعی و مشروعیت در سطح پایین‌تری به سر می‌برد، اما همچنان دارای انگیزه و امکانات و تدبیر لازم جهت مقابله با قدرتهای در حال نفوذ، همچون آلمان بود.
در اینجا نیز سیاست دیرینه انگلیسی کار ساز افتاد، «تفرقه بیانداز و حکومت کن». در واقع این سیاست از دیرباز، دکترین اساسی سیاست خارجی انگلیس بوده و نقشی مهم در معادلات سیاسی بریتانیا در تعامل با کشورهای دیگر داشته است. بریتانیا با این حیله، ناسیونالیسم را از درون تهی نموده و آن را تبدیل به عاملی جهت پیشبرد اهداف اصلی خود بر ضد قدرت رقیب نمود و این موجب مسدود شدن طرح احداث راه آهن گردید.

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه ارشد درمورد صرفه جویی در هزینه ها

بستن منو