ارتباطات میان فردی

ارتباطات میان فردی

دانلود پایان نامه

اولین تأثیر همان الگو گیری در پوشش به واسطه وابستگی دوستانه و ارتباط عاطفی بین آن‌ها ست. این موضوع به خصوص در زن‌ها که معمولاً رابطه عمیق‌تر و احساسی‌تری با دوستان خود برقرار می‌کنند شایع‌تر است. وقتی دو نفر با حجاب متفاوت به واسطه هر چه که تفاوتی نمی‌کند با هم ارتباط دوستانه بر قرار کنند امکان تأثیر گذاری این دو بر روی هم به شدت زیاد است و همین‌طور وقتی یکی از دو دوست تغییر محسوسی در پوشش خود ایجاد می‌کنند امکان سرایت این موضوع به دوست دیگر نیز بسیار زیاد است.  

دیگر تأثیری که رابطه های دوستی در موضوع پوشش می‌گذارد محدودیتی است که آیین‌های دوستی برای تغییر پوشش‌های افراد ایجاد می‌کند. به طور مثال وقتی در یک جمع دوستی که در محفلی مذهبی تشکیل شده است یکی از جمع، قصد تغییر محسوسی در حجاب خود را دارد، پوششی که آیین دوستی آن‌ها مطلوب می‌داند مانعی بزرگ برای این تغییر رفتار است. فردی که قصد این تغییر را داشته باشد با این نگرانی مواجه است که ممکن است در صورت تغییر در پوشش، از جمع دوستان طرد شده و یا همانند گذشته با او رفتار نشود. «زهرا 24 ساله» در پاسخ این سؤال که از کنار گذاشتن چادر می‌ترسید؟ می‌گوید:
«بله. ما در خانواده، محیط دوستان و بسیج و … هستیم که این چادر پذیرفته شده است و اگر من این را نپوشم ممکن است دیگر مقبولیت قبلی را نداشته باشم. من این شرایط را خودم انتخاب کردم ولی برای تعویض هم باید هزینه بدهم.»

مثال برعکس این موضوع در گفته های «آزاده» مشخص است :
«وقتی شما همیشه یک نوع پوشش داری و یک دفعه آن را می‌خواهی عوض کنی برای بچه‌ها و دوستان جای سؤال دارد، جای تعجب دارد. می‌گویند چرا این‌طوری شد؟ این تعجب و سؤال مانع از این می‌شود که من تغییر پوشش داشته باشم. با خودم می‌گویم حالا همه میگویند چرا یک دفعه این‌طوری شد؟
هزینه دیگری که دارد این هست که ممکن هست یک فکر های دیگری هم به آدم نسبت داده بشود. می‌خواهی بروی کجا؟ می‌خواهی توجه چه کسی را جلب کنی؟ داری ظاهر سازی می‌کنی؟ چون اول آن طور دیده شده، این پوشش متعلق او نیست و او هم متعلق آن پوشش نیست. حالا اگر این پوشش را دارد حتماً یک منظور و قصدی دارد. اگه بگویی همین طوری باز هم قانع نمی‌شوند و مدام سؤال می‌کند.»
کمترین تأثیر این موضوع ایجاد دلهره و اضطرابی است که در فرد به واسطه‌ی این تغییر ایجاد می‌شود موضوعی که «فائزه» در تشریح حالات دوستش که قصد با حجاب شدن را داشته است بیان می‌کند.
4-2-5- تأثیر در اقلیت یا اکثریت بودن بر پوشش
یکی از مسائل مکرر در زمینه حجاب سؤال‌های است که در مورد درصد مقایسه ای حجاب زنان ایرانی مطرح می‌شود. اینکه زنان ایرانی بیشتر محجبه هستند یا بی حجاب؟ زنان کلان شهرها گرایش بیشتری به بد حجابی دارند؟ و ده‌ها سؤال دیگر در همین زمینه.
پر واضح است که زنان در روستاها و شهر های کوچک گرایش بیشتری به حجاب و پوشش اسلامی دارند و هر چه به میزان پیشرفتگی شهر افزوده می‌شود از میزان گرایش به حجاب کاسته می‌شود به نحوی که با نگاهی که به سطح کلان شهر های ایران انداخته می‌شود به نظر می‌رسد نسبت افراد با حجاب به بی حجاب بسیار کم است.
به واقع چرا به نظر می‌رسد زن شهری و مدرن در کلان شهرها آنچنان که زنان روستایی و غیر کلان شهری به حجاب گرایش دارند به آن علاقه نشان نمی‌دهد. این موضوع ناشی از چیست؟
جالب است که اکثر آمار و ارقامی که از گرایش زنان کلان شهرها ارائه می‌شود موضوعی خلاف آنچه در ظاهر دیده می‌شود را نشان می‌دهد. به طور مثال پژوهش میدانی سازمان تبلیغات اسلامی مدعی است در شهر تهران 45 درصد زنان از چادر استفاده می‌کنند و 74 درصد آن‌ها موافق حجاب اسلامی هستند. (فرجی، حمیدی، 1384،147 و 194)
به نظر می‌رسد رفتار اجتماعی جامعه زنان در شکل گیری این تصور بسیار موثر بوده است. بسیاری از زنان محجبه دلیل این موضوع را این‌گونه بیان می‌کنند که آن‌ها فقط برای امور ضروری و بسیار محدود از خانه خارج می‌شوند و زمانی نیز که خانه را ترک می‌کنند سعی می‌کنند در کمترین زمان ممکن به هدف رسیده و به خانه بازگردند. آن‌ها معتقد هستند زنان بد حجاب یکی از تفریح‌های اصلی خویش را گشت و گذار در خیابان، جستجو در مراکز خرید و مراکز تفریحی قرار داده و این موضوع باعث این شده که زنان بد حجاب در جامعه کلان شهرها بیشتر از زنان محجبه دیده شوند.
آنچه از فهوای کلام دختران بد حجاب نیز بر می‌آید نیز تناقضی با این موضوع ندارد و به نظر می‌رسد بخشی از زنان بد حجاب وقت بیشتری برای خرید، تفریح و سرگرمی صرف می‌کنند و بخشی از خانواده های مذهبی و زنان محجبه در این زمینه دارای نوعی درون گرایی خانوادگی هستند و سعی می‌کنند وقت بیشتری را در منزل و در کنار خانواده باشند و افرادی که دارای حجاب بازتر هستند و در ظاهر اعتقادات مذهبی کمتری دارند وقت بیشتری را برای تفریح در سطح جامعه مانند پارک و مسافرت می‌گذارند.
این موضوع یعنی تصور در اقلیت بودن زنان محجبه جدای از اضافه کردن هزینه‌ی در اقلیت بودن به هزینه محجبه بودن، برای کسانی که متأثر از هر عاملی قصد گرایش به حجاب را دارند نیز این ذهنیت را ایجاد می‌کند که برای با حجاب بودن باید در اقلیت بود.
در اقلیت بودن خود به خود یک عامل منفی محسوب می‌شود زیرا همه انسان‌ها ذاتاً علاقه‌مند هستند در محیطی زندگی کنند که تفکر آن‌ها تفکر پذیرفته شده و مورد قبول اکثریت است. در اکثریت بودن به افراد حسی از جنس امنیت بیشتر و افزایش ارتباطات میان فردی خواهد داد.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه درباره دانشگاه تهران

4-2-6- برخوردهایی برای اصلاح حجاب
یکی از موضوعاتی که به نظر می‌رسد در فرآیند پوشش زنان ایرانی موثر بوده است تلاشی است که جامعه مذهبی ایران برای با حجاب شدن زنان ایرانی انجام داده است.
از آنجا که حاکمیت ایران پس از انقلاب، خود را یک حاکمیت دینی و مذهبی معرفی کرده و تلاش می‌کند گزاره های دینی را در بین مردم گسترش دهد، و قاعدتاً باید تلاش برای گسترش حجاب در بین زنان را نیز در دستور کار خود قرار داده باشد. برنامه های حکومتی در زمینه حجاب و تلاش افراد معتقد به حجاب برای گسترش آن موضوعی است که در این بخش قصد تحلیل آن را داریم.
نخست تلاش‌های حاکمیتی؛ این تلاش‌ها را می‌توان در دو قسمت تحلیل کرد، یکی نقش قانون اجباری شدن حجاب که بخش سلبی تلاش‌های حاکمیتی است و دوم تلاش‌های ایجابی یعنی فعالیت‌های فرهنگی و اقناعی جمهوری اسلامی است. قسمت اول خود بخش جداگانه و مطولی است که در بخشی دیگر به آن پرداخته شده است.
آنچه از شنیده‌ها و تصورات افراد بد حجاب پیرامون مجموعه تلاش‌های فرهنگی حکومتی در این زمینه بر می‌آید این موضوع است که غالباً معتقد هستند که فعالیت‌های فرهنگی در این زمینه یا وجود ندارد یا کارکردی معکوس داشته و آن‌ها را نه تنها به حجاب علاقه‌مند نکرده و سؤالات ذهنی آن‌ها را پاسخ نگفته است، بلکه بیشتر شکاف ذهنی آن‌ها را عمیق‌تر کرده است.
جالب آن است که بسیاری از افراد با حالتی از افسوس سخن از ناتوانی حکومت اسلامی در قانع کردن آن‌ها به استفاده از حجاب سخن می‌گویند. در واقع این‌گونه برداشت می‌شود که آن‌ها ذاتاً مستعد و علاقه‌مند به با حجاب بودن هستند اما از اینکه حکومت اسلامی تلاش اقناعی و منطقی برای با حجاب شدن آن‌ها انجام نمی‌دهد ناراحت هستند. در واقع بسیاری از افراد بد حجاب مشتاقانه آماده شنیدن استدلال‌ها و دلایل منطقی حاکمیت برای حجاب هستند و آن‌هایی هم که حتی حاضر به شنیدن نیستند دلیل این کار خود را یا تکراری و غیر منطقی بودن استدلال‌ها می‌دانند یا اینکه در چنان شرایط زندگی و معاش قرار گرفته‌اند که حتی فکر کردن به این موضوع را وقت تلف کردن می‌دانند. افراد اخیر بیشتر از افرادی هستند که در گزاره‌ها و مفاهیم اصلی‌تر دین تردید دارند و در واقع در دنیایی جدای از این دغدغه‌ها و سؤالات سیر می‌کنند که حال بخواهند از شیوه های اقناعی حاکمیت رضایت داشته باشند یا نداشته باشند.

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ مقاله قانون مجازات اسلامی

Close Menu