آیین دادرسی مدنی

آیین دادرسی مدنی

دانلود پایان نامه

 

– پیشین، ص421
– مهاجری، علی، مبسوط در آیین دادرسی مدنی، جلد سوم، ص327، انتشارات فکر سازان، چاپ اول، تهران، 1387
– شمس، عبد الله، همان، جلد دوم، ص415
-مهاجری، علی، همان، ص328
-حیاتی، علی عباس، همان، ص540
-کاتوزیان، ناصر، اعتبار امر قضاوت شده در دعوای مدنی، ص 74، نشر میزان،چاپ هفتم، پاییز 1386،تهران
– شمس، عبد الله، همان، جلد دوم، ص414
-نمونه رای اصراری حقوقی :به حکایت پرونده کلاسه 20/21-2235 این شعبه، خانم(ر-ب)با تقدیم دادخواستی به طرفیت آقای‌ (س-م)به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش‌ (طلاق)به لحاظ ترک زندگی مشترک و عجز از پرداخت‌ هزینه زندگی و تحقق عسروحرج از دادگستری تهران‌ تقاضای رسیدگی می‌نماید.
پرونده به شعبه 267 دادگاه عمومی ارجاع شده و دستور تعیین وقت و دعوت از طرفین صادر می‌گردد. پس از این موضوع،زوجه با تقدیم لایحه‌ای اعلام‌ می‌کند:«با توجه به اینکه همسر اینجانب درحال حاضر در ایران اقامت دارد و ممنوع‌الخروج می‌باشد؛اما با این‌ حال در آمریکا درخواست طلاق داده است و برای اثبات‌ اینکه وی در ایران اقامت دارد،نیاز به استعلام از اداره‌ گذرنامه می‌باشد که در چه تاریخی وارد ایران شده و وضعیت خروجی وی چگونه است.
اداره گذرنامه نیز در پاسخ به استعلام دادگاه اعلام‌ می‌کند: مشار الیه در تاریخ‌های 25 ابان 1378،26 مهر 1380 و 27 آبان 1382 از فرودگاه مهرآباد سابقه خروج‌ و در تاریخ‌های 28 مهر 1378،28 شهریور 1380،30 مهر 1382 و 22 شهریور 1383 از فرودگاه مهرآباد سابقه‌ ورود دارد.
احضاریه دادگاه در نشانی اعلامی در دادخواست به‌ خوانده ابلاغ قانونی می‌شود.خواهان با تقدیم لایحه‌ای‌ که به شماره 4085 مورخ 16 آذار 1383 ثبت شده است، اعلام می‌کند:«اینجانب و خوانده هر 2 مقیم آمریکا و هم‌اکنون ساکن اوهایو می‌باشیم.همسرم از 6 سال‌ پیش اینجانب و یگانه فرزندمان را ترک نموده و علاوه‌ بر ترک‌انفاق با رفتار ناهنجار از جمله ایراد ضرب و تهدید و ایجاد مزاحمت باعث شده است که به اجبار از دانشگاهی که در آنجا تدریس می‌کنم،مرخصی گرفته‌ و از آنجا که تامین جانی ندرام و نمی‌توانم در منزل‌ مسکونی خود اقامت داشته باشم،وی 3 ماه پیش لوازم‌ شخصی را جمع کرده و بعد از ترک ما،از دادگاه‌ اوهایو تقاضای طلاق نموده است.
مطابق مقررات شرع مقدس،مرد نمی‌تواند هم حقوق‌ واجبه زن خود را ایفا نکند و هم از طلاق او امتناع‌ نماید.
)به تصویر صفحه مراجعه شود) سوء معاشرت همسرم به حدی رسیده که زندگی‌ را برایم غیر قابل تحمل نموده است.بنابراین براساس‌ دلایل زیر و همچنین به علت عسروحرج اینجانب، تقاضای رسیدگی و صدور حکم طلاق را دارم
زوج به علت نداشتن شغل از پرداخت هزینه زندگی‌ عاجز است و از 6 سال پیش از پرداخت نفقه متعارف‌ اینجانب استنکاف نموده و زندگی بدین نحو برای‌ اینجانب موجب عسروحرج شده است.
سوء معاشرت نامبرده و ناهنجاری روحی وی و ترک زندگی زناشویی و نداشتن تامین جانی،زندگی‌ را برایم مشقت‌بار ساخته است.ازاین‌رو به اعتبار اشتراط به شرط حاصله در بندهای 2،4 و 11 ماده 8 سند نکاحیه،تقاضای رسیدگی و صدور حکم شایسته‌ را دارم.
قوانین مربوط به احوال شخصیه از قبیل نکاح و طلاق‌ در مورد تمامی اتباع ایرانی-و لو آنکه مقیم خارج باشند -مطابق با مقررات جاریه در ایران مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت،در صورتی که خوانده در قبال تقاضای‌ طلاق در آنجا تمامی اموال و حساب بانکی اینجانب را توقیف نموده و در حال حاضر درآمدی ندارم.بنابراین با توجه به دلایل یادشده تقاضای رسیدگی و محکومیت‌ خوانده نسبت به پرداخت نفقه معوقه جمعا به مبلغ 14 میلیون و 400 هزار ریال از قرار ماهانه 2 میلیون ریال و همچنین استدعای صدور حکم طلاق را می‌نمایم.
در جلسه مورخ 16 آذر 1383 خواهان حضور می‌یابد؛ اما خوانده حاضر نمی‌شود.خواهان اظهار می‌دارد:«22 سال است که با خوانده ازدواج نموده‌ام و دارای یک‌ دختر 21 ساله هستیم و چون تفاهم اخلاقی نداریم و خواهان بیکار است و تامین جانی ندارم،به‌حدی که‌ مجبور شده‌ام منزل مشترک را ترک کرده و در یک هتل‌ زندگی نمایم و ایشان هم زندگی مشترک را ترک نموده‌ و رفته است،ازاین‌رو در عسروحرج هستم.»دادگاه‌ قرار ارجاع به داوری را صادر می‌کند و دایره مددکاری‌ اجتماعی نیز اعلام می‌نماید که به منظور تحقیق در خصوص موضوع به نشانی خوانده مراجعه کرده؛اما هنگام مراجه خواهر زوج در منزل حضورنداشته و خواهرزاده وی طی تماس تلفنی اعلام نموده است که‌ (س-م)ساکن کشور امریکاست و هر زمان که به ایران‌ بیاید،به ما هم سر می‌زند و از نشانی دایی خود در کشور آمریکا اظهار بی‌اطلاعی کرده است.نظریه داور زوجه‌ مبنی وجود مصلحت در طلاق به شماره 4182 مورخ‌ 24 آذار 1383 ثبت می‌شود.2 شاهد نیز بر عدم پرداخت‌ نفقه از سوی زوج شهادت می‌دهند.زوجه تقاضای‌ تعیین داور برای زوج نموده و نظریه داور زوج-که از سوی دادگاه تعیین‌شده-حاکی است:«حدود 7 سال‌ است که زوج زندگی را ترک نموده و مجهول‌المکان‌ می‌باشد.زوج پیش از ترک زندگی تعهداتی به زوجه‌ داده که به آن عمل نکرده است.درحال حاضر زوجه‌ اصرار به طلاق دارد و از بقیه حقوق خود صرف‌نظر می‌نماید.مصلحت در طلاق است.»دادگاه به شرح‌ دادنامه غیابی به شماره 2874 مورخ 15 دی 1383 چنین‌ رای صادر نموده است:«با توجه به اظهارات فرزند مشترک طرفین دعوا مبنی بر عدم پرداخت نفقه به مدت‌ 6 سال از سوی زوج و بلاتکلیف رهاکردن همسر و فرزند و اینکه خوانده با وجود اطلاع از دعوای مطرح‌ شده در دادگاه حاضر نگردیده و دفاعی ننموده است و خود نیز با تقدیم دادخواستی از دادگاه آمریکا تقاضای‌ طلاق کرده و با عنایت به گواهی مددکاری مبنی بر ترک‌ زندگی و عدم پرداخت نفقه به مدت بیش از 6 ماه از سوی زوج و با توجه به شروط مندرج در سند نکاحیه‌ -که زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر داده تا در صورت احراز یکی از شرایط از جمله ترک‌ نفقه بیش از 6 ماه بتواند خود را به وکالت از زوج مطلقه‌ به هر نوع طلاقی بنماید و در ما نحن فیه،زوجه مبلغ 2 میلیون ریال از مهریه خود را برای اجرای صیغه طلاق به‌ زوج بذل نموده-و نظر به اینکه مساعی دادگاه و داوران‌ منتخب در انصراف زوجه از طلاق مثمرثمر تشخیص‌ داده نشده،با استناد به مواد 1119،1129و 1130 قانون‌ مدنی و نیز ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به‌ طلاق و همچنین بندهای 2 و 4 از شروط مندرج در سند نکاحیه،گواهی عدم امکان سازش به منظور اجرای‌ صیغه طلاق خلعی صادر شده و براساس آن به زوجه‌ اجازه داده می‌شود پس از قطعیت حکم و با مراجعه به‌ یکی از دفاتر ثبت طلاق و با بذل 2 میلیون ریال از مهر ما فی القباله به زوج و قبول بذل به وکالت از زوج،خود را مطلقه به طلاق خلعی نماید.
در ضمن فرزند مشترک زوجین کبیر بوده و دادگاه‌ در مورد حضانت وی مواجه با تکلیفی نیست.رای قابل‌ واخواهی است.
نمونه رای وحدت رویه: ولی طفلی بخواسته مبلغی بعنوان ضرروزیان ناشی‌ از جرم دادخواستی بطرفیت سه‌نفر به دادگاه شهرستان‌ مهاباد داده بتوضیح این‌که در نتیجه بی‌مبالاتی خواندگان‌ چشم چپ فرزندش نابینا شده….دادگاه مزبور خواند- گان را غیابا به پرداخت خواسته در حق خواهان محکوم‌ کرده است…در نتیجه پژوهش خواستن محکوم علیهم‌ دادگاه شهرستان رضائیه حکم بدوی را صحیح دانسته تأیید کرده است.
شعبه پنجم دیوان کشور بموجب حکم مورخ 14 ر 3 ر 46 رأی داده است،چون کورشدن چشم طفل ناشی از وجود تختخواب در پیاده‌رو مقابل مغازه تختخواب‌فروشی نبوده‌ ناشی از رفتن لوله آفتابه به چشم او بوده است ولی دادگاه‌ به پرونده توجهی نکرده اظهارنظر میکند،رسیدگی از جهات مزبور ناقص است.ازاین‌رو دادنامه فرجام خواسته‌ نقض و رسیدگی مجدد به شعبه دوم دادگاه شهرستان رضائیه‌ ارجاع می‌گردد.
شعبه دوم دادگاه شهرستان رضائیه با توجه به رأی‌ دادگاه جزایی که احد از محکوم علیهم را به اتهام بی‌مبالاتی‌ منجر به نقص عضو به حبس تأدیبی محکوم کرده بود دادنامه‌ فرجام خواسته را عینا استوار میکند.

مطلب مرتبط :   پایان نامه درباره سازمان همکاری شانگهای

Close Menu