پایان نامه رایگان درباره 
قرآن کریم، نهج البلاغه، امام علی (ع)، کثرت گرایی

پایان نامه رایگان درباره قرآن کریم، نهج البلاغه، امام علی (ع)، کثرت گرایی

یا گروهی، افراد را هنگام قضاوت و داوری، از حالت بی طرفی خارج و زمینه ی تبعیض و ظلم و ستم را فراهم می کنند.
پی روی از ظن و گمان
خداوند دراین‌باره می فرماید: “و ایشان را به این (کار) معرفتی نیست، جز گمان (خود) را پی روی نمی کنند و در واقع، گمان در (وصول به) حقیقت هیچ سودی نمی رساند.”(نجم، ۲۸)
کلمه “علم” به معنای تصدیق صد در صد است که مانع از تصدیق به ضدش باشد، به خلاف لمه ی “ظن” که به معنای تصدیق- مثلاً- شصت درصد است که چهل درصد احتمال خلاف نیز در آن هست. حق جز به علم (اعتقاد مانع از نقیض) و یا به عبارت دیگر، احتمال صد در صد درک نمی شود و غیر علم، که یا ظن است و یا شک و یا وهم، حقیقت چیزی را نشان نمی دهد. پس هیچ مجوزی نیست که انسان در درک حقایق به آن اعتماد کند. (طباطبایی، ۱۳۹۷، ج۱۹، ص۴۲).
در این آیه، اعتقاد مشرکان به زن بودن فرشتگان باطل اعلام شده است؛ زیرا مبنا و اساس این اعتقاد- و در واقع، قضاوت و داوری- ظن و گمان مشرکان بود و آن ها در این زمینه هیچ علم و دانشی نداشتند.
کثرت گرایی
گاهی در قضاوت ها و داوری ها، بدون دلیل، نظر اکثریت مبنای صدور حکم قرار می گیرد. برای مثال، در قضاوت در خصوص اشخاص، به راحتی مطالبی به آن ها نسبت داده می شوند و وقتی علت را جویا شویم، می گویند: اکثریت یا بسیاری از مردم این طور می گویند؛ یعنی دلیل جز نظر اکثریت یا بسیاری از مردم صحیح باشد، جای بحث نیست؛ اما آیا نظر اکثریت همواره صحیح است تا قضاوت بر مبنای آن حق باشد؟
قرآن کریم آراء و منطق اکثریت را زیر سوال می برد و می فرماید: “و به راستی، بسیاری (از مردم، دیگران را) از روی نادانی، با هوس های خود گم راه می کنند.” (انعام، ۱۱۹) “و اگر از بیشتر کسانی که در زمین هستند پی روی کنی، تو را از راه خدا گم راه می کنند. آنان جز از گامن (خود) پی روی نمی کنند و جز به حدس و تخمین نمی پردازند.” (انعام، ۱۱۶)
بیشتر مردم روی زمین را کافران و گم راهان و کمتر آن ها را اهل دین و ایمان تشکیل می دهند. از این آیات برمی آید که در دین خدا و معرفت حق، کمی و زیادی جمعیت اعتباری ندارد؛ زیرا ممکن است حق با اقلیت باشد، نه اکثریت (طبرسی، ج۲، ص۳۵).
بیشتر مردم تابع هوای نفس و ظن و گمان هستند و راه و روش آبا و اجداد خود را حق می دانند و از آن ها پی روی می کنند. (علوی حسینی موسوی، ۱۳۷۶ هـ ق، ج۱، ص۵۹۸).
تعصب
انسان به هرچه دل بستگی داشته باشد نسبت به آن تعصب پیدا می کند و تعصب انسان را از بی طرفی خارج می کند و در چنین حالتی، امکان داوری صحیح و عادلانه از بین می رود؛ زیرا بی طرف ماندن یکی از مبانی درست قضاوت کردن است.
در بسیاری از موارد، انسان نسبت به خود و اعمالش قضاوت صحیحی ندارد؛ زیرا انسان به خودش علاقه ی شدیدی دارد و همین علاقه ی شدید و تعصب، موجب می شود عمل بدش در نظر خودش خوب جلوه کند و نتواند حقایق را آن چنان که هستند، درک کند.
حضرت علی (ع) شیطان را پیشوای متعصب ها و سرسلسله ی متکبران معرفی می کند: شیطان بر آدم (ع) به خاطر خلقت او از خاک، فخر فروخت و با تکیه به اصل خود، که آتش است، دچار تعصب و غرور شد. (متقی هندی، ح۵۹ به نقل از نهج البلاغه، خطبه ی ۱۹۲)
جدال با حق
اگر انسان تسلیم حق باشد، وقتی حق بر او عرضه گردد با آن جدال نمی کند. آنچه انسان را درعرصه های گوناگون به انحراف می کشاند، موضع گیری در مقابل حق و حقیقت است؛ چنان که گروه زیادی این چنین هستند؛ پیشاپیش در مقابل حق موضع گیری می کنند و- به اصطلاح- روحیه ی حق ستیزی دارند و به هیچ وجه، نمی خواهند حق را بپذیرند و حتی سعی می کنند حق را باطل جلوه دهند تا مجبور به پذیرش آن نباشند.
وجود چنین عاملی باعث می شود که روند قضاوت و داوری کاملاً عوض شده در مسیر باطل قرار گیرد؛ زیرا کسی که از حق بدش می آید مسلماً تحمل پذیرش حق و قضاوت بر اساس آن را نخواهد داشت؛ چنان که در قرآن کریم آمده است: “… خدایا اگر این همان حق از جانب توست، پس از آسمان بر ما سنگ هایی بباران یا عذاب دردناک بر سرمان فرود آور.” (انفال، ۳۲)
این آیه نشان می دهد وقتی انسان با حق و حقیقت عناد پیدا کند به جایی می رسد که حاضر است بمیرد، حق را نبیند و به حقانیت آن اعتراف نکند (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ص۵۰).
معایب داوری در قوانین
۱- عدم دقت و احساس مسئولیت داوران: همان طور که انتخاب داوران از میان توده مردم به دلیل سادگی و مبرا بودن از تشریفات رسیدگی، مفید و جالب می باشد از سوی دیگر همین سادگی و آسان گیری گاه با عدم دقت و عمق نگری همراه است و بخصوص اینکه داور یا داوران همانند قضات احساس مسئولیت نمی کنند و همین موجب می شود که دقت کافی و لازم را در رسیدگی و صدور رأی معمول ندارند.
۲- پیچیدگی طرق شکایت از احکام داوری: از طرفی طرق شکایت از احکام داوری بسیار غامض و پیچیده است و افراد عادی نمی توانند در مقابل آراء غلط اعم از اینکه سهواً یا عمداً به اعتراض پرداخته و محاکمه دادگستری موضوع را مطرح سازند چرا که مستلزم اطلاعات حقوقی در سطح وسیعی است.
۳- عدم استدلال در رای داوری: گرچه طبق ماده ۴۸۲ ق.آ.د.م رأی داور باید موجه و مخالف با قوانین موجد حق نباشد ولی عملاً داوران به دلیل حقوقی نیستند و از میان توده مردم انتخاب می شوند لذا چندان آشنایی به میان مطالب با منطق و استدلال ندارند.
۴- هزینه زیاد داوری: یکی دیگر از معایب داوری هزینه زیاد آن است چراکه معمولاً داوران در مقابل اخذ حق‌الزحمه حاضر به قبول داوری می شوند و گاه همین امر نیز سبب عدول از داوری می شود چون داوری هم مثل دادرسی است نهایتاً هزینه بردار است ولی تردید نسیت که هزینه داوری بیش از هزینه دادرسی است.

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد رایگان دربارهکاهش بحران، اجتماعی و فرهنگی، حل و فصل اختلافات، ارزش های اجتماعی

فصل دوم

شرایط و صفات داور و داوری از منظر فقه و حقوق

مبحث اول: شرایط و صفات داور
گفتار اول: شرایط و صفات داوراز نظر فقه عامه و امامیه
در اسـلام نـسـبت به شرایط قاضى بسیار سخت گیرى شده و این امر نشانگر اهمیتى است که اسلام براى قضاوت قائل است . امیرمؤ منان (ع) در عهدنامه جاوید خود به مالک اشتر ویژگى هاى یک قاضى خوب را چنین بیان مى فرماید:
بـراى قـضـاوت در مـیـان مـردم بـهـتـریـن را بـرگزین ؛ کسى که از عهده قضاوت برآید و اصحاب دعوا نتوانند نظر خود را بر او تحمیل کنند و چون به خطاى خود آگاه شود از آن بـازگـردد، نـه آنـکـه بر اشتباه خود پافشارى نماید، طمع کار نباشد و در مواضع شک درنـگ کـنـد تـا حقیقت برایش کشف شود، حجّت و دلیـل را بـیـش از همه فراگیرد و در کشف حقیقت از همه بردبارتر باشد و وقتى که حقیقت روشـن شد از همه قاطع تر باشد. همین که موضوع را تشخیص داد در صدور حکم تاءخیر نورزد و از ستایش دیگران گمراه نگردد. عده این گونه افراد اندک است . از نظر فقه امامیه کسی می‌تواند منصب قضا را به عهده بگیردو دعاوی مردم را حل و فصل کند که علاوه بر شرایط قاضی که باید مؤمن، عالم، عادل مترس، حاذق، پاکدامن، شجاع، صبور و حلیم باشد و کار خود را از بهترین عبادات بداند و از زیادی کار خسته و آزرده نگردد و پاداش رنج خود را به حساب خدا بداند (۳۰) و غیر مجتهد منصوب باید به مسائل مربوط به قضاوت احاطه کامل داشته باشد (۳۱)و نیز به عقود و ایقاعات، حدود، دیات و قصاص، موازین تشخیص دعاوی مسموع از غیر مسموع و احکام اقرار و بینات و یمین و شناسایی موارد هر یک و دیگر امور مرتبط به قضا معرفت داشته باشد. (۳۲) صاحب جواهر الکلام، شیخ محمد حسین نجفی،(۳۳) معتقد است که قاضی باید یا مجتهد باشد یا مأذون از طرف مجتهد جامع الشرایط تا حکمش قاطع و لازم الاتباع باشد ؛ و غیر مجتهد منصوب باید به مسائل مربوط به قضاوت احاطه کامل داشته باشد و معرفت به عقود و ایقاعات، حدود، دیات و قصاص، موازین تشخیص دعاوی مسموع از غیر مسموع و احکام اقرار و بینات و یمین و شناسایی موارد هر یک و دیگر امور مرتبط به قضا را داشته باشد. (۳۴) لذا منصب قضاوت حتی برای مجتهدان نیز کار بسیار دشوار و از خطیرترین مسؤولیت‌ها شناخته شده است و از آنجا که منصب قضا در رابطه با جان، آبرو و مال مردم است، باید به اهلش واگذار شود. (۳۵)اما یک قاضی باید شرایطی داشته باشد تا بتواند به درستی و به طور کاملا عادلانه براساس احکام الهی به قضاوت بپردازد. این ویژگیها بطور مختصر شامل مواردزیراست:
۱- کمال عقل: کمال عقل و رسیدن به حد بلوغ ؛ پس اگر کسی بالغ نباشد یا عقلش کامل نباشد نمی‏تواند قضاوت کند
۲- ایمان: یعنی اعتقاد به اصول دیانت و مذهب
۳- طهارت مولد: یعنی باید حلال زاده باشد.
۴- ذکوریت : باید مرد باشد و زنها حق قضاوت ندارند. (البته در این مقوله بین فقها اتفاق نظر نمی باشد
۵- عدالت: باید عادل باشد ، یعنی دارای قوه‏ای باشد که ازمعاصی احتراز کند وکسی که گناهکار باشد حق قضاوت ندارد.
۶- عالم به احکام قضاوت: باید عالم به احکام قضاوت باشد و قانون اسلام را از روی اجتهاد بداند.
۷- داشتن قوه ضبط: باید قوه ضبط و حفظ داشته باشد ؛ پس اگر نسیان بر او عارض ‏شده و کم حافظه حق قضاوت ندارد
بند اول : صفات مختص داوران
قضاوت و داوری صحیح مرتبه ای از مراتب ولایت است و شاخه ای از شجره ریاست عامه که برای پیامبر و جانشینان او مقرر شده است. (جواهر کلام ، ص ۹) برخی مسلمان بودن و داشتن دانش شرعی را از شرایط ضروری برای احراز منصب قضا ذکر کرده اند(ماوردی ، ۱۹۹۶ ،صص ۹۸-۱۰۲).محقق حلی در کتاب شرایع بلوغ، عقل، ایمان، عدالت، پاکی تولد علم (اجتهاد) و مرد بودن را از جمله صفات قضات معرفی کرده است(محقق حلی ، ۱۳۶۰،ص ۱۶۲۳). امام خمینی (ره) نیز در کتاب تحریر الوسیله بلوغ، عقل ،ایمان،عدالت،اجتهاد مطلق، مرد بودن،پاکی،تولد و اعلم بودن در بلد را شرط دانسته اند(خمینی ،۱۴۰۳،ج۲،ص ۳۶۷). امام علی (ع) هم در طی نامه ای که به مالک اشتر در سال ۳۸ هجری هنگامی که او را به فرمانداری مصر برگزید در مورد شرایط داوران سفارشاتی به مالک نمودند: ( پس از میان مردم برترین فرد نزد خود را برای داوری انتخاب کن،کسانی که مرافعه فراوان آنها را به ستوه نیاورد و بر خورد مخالفان با یکدیگر او را خشمناک نسازد در اشتباهاتش پافشاری نکند، و بازگشت به حق پس از آگاهی برای او دشوار نباشد. طمع را از دل ریشه کن کند و در شناخت مطالب با تحقیق اندک رضایت ندهد و در شبهات از همه با احتیاط تر عمل کند و در یافتن دلیل اصرار او از همه بیشتر باشد و در مراجعه پیاپی شاکیان خسته نشود. در کشف امور از همه شکیباتر و پس از آشکار شدن حقیقت در فصل خصومت از همه برنده تر باشد کسی که ستایش فراوان او را فریب ندهد و چرب زبانی او را منحرف نسازد و چنین کسانی بسیار اندکند پس از انتخاب قاضی هرچه بیشتر در قضاوت او بیندیش و آنقدر به او ببخش که نیازهای او برطرف گردد و

مطلب مرتبط :   منبع مقاله با موضوع فقهای امامیه، علامه طباطبایی، امام رضا (ع)، پیامبر اسلام (ص)

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu