پایان نامه با موضوع 
تصمیم گیری، پردازش اطلاعات، فراشناختی، راهبردهای شناختی

پایان نامه با موضوع تصمیم گیری، پردازش اطلاعات، فراشناختی، راهبردهای شناختی

گرینو۳۲ نام برد که پیوند مستقیم میان ساختار حافظه و حل مسئله را مطرح ساخت. بنابر دیدگاه وی حل مسئله، اطلاعات، تکنیک ها و ایده هائی را که می دانیم و از تجربه گذشته به خاطر می آوریم، به بازی می گیرد. این تجارب قبلی “محتوی حافظه” را تشکیل می دهد ، با وجود این حل مسئله مبین شکل منجر به فردی از پذیرش حافظه است چرا که یک راه حل اغلب از طریق تشکیل شبکه های ربطی و نه از طریق ذهنی پیدا می شود(سولسو، ۱۹۷۹ ؛ ترجمه: ماهر. ۱۳۷۱). مدل گرینو چهار چوبی فراهم می آورد که خود واجد یک سری مراحل می باشند، مراحلی که به عنوان پایه و اساس برای تحلیل تکلیف است. این مدل تنها پاسخگوی مسائل خاصی است ودر مقابل مسائل عام فاقد کفایت است. حل مسئله دراین مدل، متضمن دو مرحله اصلی است که ممکن است آنها همزمان رخ دهند یا در یک زمینه با هم همپوشی داشته باشند(ساراسون، ۱۹؛ ترجمه: نجاریان، ۱۳۷۵).
۲-۳ مراحل حل مسئله در مدل حافظه گرینو:
الف- ساخت یک شبکه (درخت)، شناختی که مسئله را باز می نمایاند.
ب- شناخت مجموعه ای از مناسبات ربط دهنده بین شبکه مسئله وشبکه مطلوب یا راه حل (شکل عملیات نخست (ساخت یک درخت شناسی) در حافظه رخ می دهد. این عملیات مشابه عملیات ریاضی است. ساختاری که درحافظه شکل می گیرد در یک فهرست سازمان یافته از متغیرهاست.
عملیات مرحله دوم: ساخت فهرست سازمان یافته ای از ارتباطات بین متغیرهای مشخص و خصوصیات مطلوب است که راه حلی برای مسئله ایجاد می کند، این فرایند دوم با استفاده از اطلاعات حافظه معنایی جهت تغییر ساختاری که در حافظه وجود دارد انجام می گیرد.

شکل ۵-۲ : باز نمایی شناختی مسئله از یک ساخت شناسی گرینو، ۱۹۷۳؛ به نقل از بهرامگیری، ۱۳۸۰).
حرف اصلی و اساسی گرینو این است که آزمودنی باید به طریقی برای تبدیل وضعیت موجود یا متغیرهای داده شده به وضعیت مطلوب یا متغیرهای ناشناخته راهی بیابد. مدل گرینو هنگامی جالبتر می شود که او جعبه بازیابی اطلاعات مربوط را جدا می کند و میان مشکلاتی که متضمن انواع متفاوتی از بازیافت هستد تمایز قائل می شود.
مسئله ای نظیر اینکه “پرستوها به کجا رفته اند” می تواند با بازیابی فرضیه های ذخیره شده ای مانند “پرستوها پرندگان مهاجر هستند” و “پرندگان مهاجر در زمستان به جنوب می روند” حل شود.
به طور خلاصه می توان گفت مدل گرینو یک چهار چوب مفهومی تدارک می بیند که در درک و فهم فرایندهای شناختی برای حل مسئله در زمینه پردازش اطلاعات بسیار مفید است.
میلر۳۳ و همکاران (۱۹۶۰) هم یک برنامه تحلیل وسیله-هدف چند منظوره به نامه TOTE-TEST(آزمایش-عمل- آزمایش- خروج) پیشنهاد کرده اند که برای حل مسئله قابل استفاده است(سارمسون،۱۹۶۰، ترجمه: نجاریان، ۱۳۷۵).

مطلب مرتبط :   پایان نامه رایگان درباره فقه امامیه، دادرسی مدنی، آیین دادرسی مدنی، آیین دادرسی

شکل ۶-۲ : واحد TOTE میلر و همکاران (۱۹۶۰، به نقل از ساراسون، ۱۹؛ ترجمه: نجاریان، ۱۳۷۵).

۲-۴ حل مساله و مؤلفه های فراشناختی
حل مسئله به عنوان یک ضرورت اساسی به مهارتهای ذهنی نیاز دارد. اما ورای این مهارتهای ذهنی، موارد دیگری نیز وجود دارند. گانیه( ۱۹۸۴؛ ترجمه: نجفی زند،۱۳۷۳) این موارد را به شرح زیر بر شمرده است:
۱- فرایندهای تفکر که راهبردهای شناختی نامیده می شوند. راهبردهای شناختی استفاده از متون مناسب (مهارت های ذهنی) را در زمان و ترتیب درست، امکان پذیر می سازند.
۲- مجموعه ای از طرحواره ها یا عناصری از اطلاعات کلاس مربوط به مسئله که به طور معنی دار با هم پیوند دارند به نظر می رسد نوع طرحواره ای که یادگیرنده را قادر می سازد تا افراد مساله را به شیوه معنی دار به مفاهیم کلی تر ربط دهند، آن نوع دانشی است که در حل بسیاری از مسائل مهم است (گاینه، ۱۹۸۴؛ ترجمه: نجمی زند، ۱۳۷۳).
تئوری شناخت اجتماعی پیشنهاد می کند برای این که احتمال عملکرد یادگیرندگان در خصوص استفاده از حل مسئله بالا رود آنها باید:
۱. استرسورهایی را که با آنها برخورد می کنند تشخیص دهند (درک موقعتیت).
۲. دانش ومهارت های لازم جهت اجرای مراحل فرایند حل مسئله را داشته باشند(توانایی رفتاری).
۳. باور کنند که استفاده از حل مسئله نتایج مفیدی دارد (نتایج انتظارات).
۴. ارزش بالای توالی های مورد انتظار حل مسئله را دریابند(نتایج پیش بینی ها).
۵. برای اجرای مراحل فرایند حل مسئله به استعدادشان اعتماد داشته باشند(خودباوری).
۶. به خودشان جهت استفاده از مهارتهای حل مسئله پاداش دهند(خویشتن داری).
(سولسو، ر. ل، ۱۹۷۹، ترجمه: ماهر، ۱۳۷۱).
در چند سال اخیر پژوهشگرانی نظیر شیگما تسا و کاتسومی۳۴ (۱۹۹۳؛ به نقل از فلاول۳۵ ، ۱۹۸۵) در آموزش ریاضی، به اهمیت مؤلفه های فراشناختی در حل مسئله پی برده اند. ایشان معتقدند آگاهی نسبت به اهمیت مؤلفه های شناختی و بالطبع تنظیم آنها نوعی و توانایی ذهنی است که از شناخت متمایز می گردد. این توانایی ذهنی فرا شناخت نام دارد و از مقاله نویسی حوزه علوم شناختی به شمار می رود. فلاول (۱۹۸۵) در تعریف فراشناخت می گوید فراشناخت هر گونه دانش یافعالیت شناختی است که موضوع آن فعالیت شناختی باشد یا این که فعالیت شناختی را تنظیم نماید(فاول ، ۱۹۸۵).
در واقع حل مسئله مهارت شناختی فوق العاده پیچیده ای است که در مقایسه با سایر فرایند های شناختی نظیر زبان آموزی تشکیل مفهوم، مستلزم سطح بالاتری از پردازش اطلاعات است. این فرایند سبب می شود که توجه، ادراک، حافظه و سایر فرایندهای پردازش اطلاعات به شیوه ای هماهنگ برای دستیابی به هدف بر انگیخته شوند، از این رو نهایت حل مسئله حتی در مورد تکالیف و مسائلی که ساختار روشن و تعریف شده ای دارند به عنوان یکی از پیچیده ترین شکل های رفتار آدمی تلقی می شود(نیول و سایمون۳۶، ۱۹۷۲).
۲-۵ حل مسئله/تصمیم گیری
حل مسئله سطح عمده ای از مهارت شناختی است و تفکری است که از مجموعه نگرش ها، رفتارها و مهارت هایی که می تواند آموخته شود تشکیل می شود. این بخش از مهارت های زندگی شامل دو فرایند حل مسئله است. ۱- فرایند خودکار یا اتوماتیک. ۲ – فرایند ارزیابی کننده، فرایند خودکار مربوط به روشی می شود که افراد مسائل خودشان را از طریق راهبردهای تجربه شده در گذشته حل می کنند، فرایندهای ارزیابی کننده رسمی تر و شکل یافته تر است و شامل شناسایی مشکل، ارائه راه حل ها، ارزیابی راه حل‌ها‌، انتخاب ها و تعیین پیامدهای آن ها و در نهایت انتخاب یک روش مناسب به وسیله ی فرمول بندی یک طرح یا برنامه جهت حل مشکل می باشد (فرانکنچت و بلاک ۳۷ ۱۹۹۵، به نقل از پیکلسمیر ، هوپر و دیگران). به نظر گازدا ۳۸ اگر چه اصطلاح حل مسئله و تصمیم گیری همراه با هم یک بُعد از مهارتهای زندگی را تشکیل می دهند اما بین آنها تمایز وجود دارد. اصطلاح حل مسئله در مورد اموری که دارای یک راه حل مناسب و مشخص هستند به کار می رود. اما اصطلاح تصمیم گیری بیشتر در مورد موقعیت هایی به کار می رود که با موضوعات و مسائلی که راه حل مشخص و مناسب ندارند، سر و کار دارند(داردن و گازدا، ۱۹۹۶)۳۹.
دزوریلا و گلدفرید۴۰ (۱۹۹۸) پنج مرحله را برای فرایند حل مسأله تعیین نموده اند. ۱ – تشخیص و درک کلی از مشکل. ۲ – شناسایی مشکل. ۳ – تولید راه حل های مختلف. ۴ – تصمیم گیری . ۵ – اثبات یا تائید راه حل .
در اکثر روش های تصمیم گیری دو مرحله قابل تشخیص وجود دارد:
الف – بررسی کردن که شامل جمع آوری اطلاعات ، تعیین ارزش ها ، تعیین اهداف ، ایجاد راه حل های مختلف و ارزیابی آن ها است.
ب _ انتخاب و به کارگیری یک راه حل مناسب که شامل فرایند انتخاب راه حل عملی، به کارگیری و اقدام است.
(فریدمن ۱۹۸۹)۴۱ معتقد است که در همه سبک های تصمیم گیری، سطوح مشخصی از تفکر و تصمیم قابل مشاهده است. بنابراین دو مرحله در فرایند تصمیم گیری به صورت ابعادی با سطوح متفاوت از پایین به بالا مطرح می شوند.
* تفکر سطح پایین: فقدان تفکر و عدم توجه به مشکل است.
* تفکر سطح متوسط: تفکر سطحی درباره مشکل ، ارائه راه حل های متناوب و همچنین وابستگی منفعلانه به نظرات دیگران.
* تفکر سطح بالا: تفکر عمیق در جهت شناخت مشکل ، انتخاب چندین راه حل، جهت ارائه راه حل نهایی و ارزیابی راه حل ها.
* تصمیم گیری سطح پایین: از بین راه حل ها ، انتخابی صورت نمی گیرد و به معنای فقدان تصمیم است .
* تصمیم گیری سطح متوسط: یک راه حل انتخاب می شود، اما سطح پایینی از احساس مسئولیت و تعهد وجود دارد و به معنای عدم ثبات تصمیم است.
* تصمیم سطح بالا: یک راه انتخاب می شود و در عین حال میزان بالایی از تعهد و مسئولیت در به کارگیری و انجام کامل و دقیق آن وجود دارد.

مطلب مرتبط :   پایان نامه با موضوع مسأله اجتماعی، عزت نفس، آموزش مهارت، روش تحقیق

۲-۶ پیشینه مقابله
طی سالها “مقابله” دامنه ای از مضامین و مفاهیمی را کسب نموده که اغلب همتا با مفاهیمی چون تفوق۴۲، سازگاری۴۳ و دفاع۴۴ بوده است بنابراین پژوهشگرانی که در این حوزه ها کار کرده اند از تعاریف های متفاوتی استفاده کرده اند. هان (۱۹۷۷) اظهار کرد که مقابله تلاشی است که فرد جهت حفظ واقعیت انجام می دهد هر چند این توصیف بیان کننده رفتاری آشکار است که به فرد اجازه می دهد تا احساس کنترل و موفقیت را در خود حفظ کند با این حال این دیدگاه خالی از اشکال نبود(رایس، ۱۹۹۲). به طور کلی، قبل از دهه ۸۰ و رواج اصطلاح “مقابله” روان شناسان ، زیست شناسان و زیست روان شناسان اصطلاح “تعادل یابی۴۵” و “سازگاری” را برای انسان و سایر جانداران را که در مواقع اضطراری و به خطر افتادن زندگی و تحریک شدن نیازهای روانی/جسمانی تلاش می کردند که “سازوکارهای سازگار شدن۴۶ ” را بیابند به کار برده اند. به عنوان مثال می توان به سازو کارهای دفاعی “من” در نظریه فروید اشاره کرد که غالباً ناخودآگاه هستند. در این نظریه، فرد در اثر کشمکش بین امیال درونی و مقررات بیرونی، دچار اضطراب می شود و برای رهایی یا مقابله با این حالت درونی ناخوشایند، ا ز سازو کارهای دفاعی مختلفی استفاده می کند که در اکثر موارد موجب سازگاری، رشد و موفقیت می شود(فرانکن، ۱۹۹۸).
البته اصطلاح “سازگاری” در این موارد، از لحاظ مفهومی، کلی تر از اصلاح “مقابله” در نظریه های سلیه ( ۱۹۷۴) و لازاروس (۱۹۸۰) و نیز قدیمی تر است زیرا، پژوهش در زمینه مقابله، فقط به دهه ۸۰ بر می گردد. ابتدا موس۴۷ (۱۹۷۵) پیرلین و اسکولر۴۸ (۱۹۷۸) و بعداً فولکمن و لازاروس (۱۹۸۰) به تحقیق پرداختند.
در سال ۱۹۸۰، فولکمن و لازاروس علاوه بر ارائه نظریه تبادلی استرس، به صورت گسترده و روشن به بررسی مقابله (شیوه ها، منابع و سازو کارهای آن) پرداختند. در سال ۱۹۸۱، موس و بی لینگز ۴۹، برا ی اولین بار، دست به طبقه بندی شیوه های مقابله (با تأکید روی پاسخ های مقابله ای) زدند. در سال ۱۹۸۶ مات نی۵۰ و همکارانش، سبک های مقابله را به صورت منسجم و با استفاده از نظری

مطلب مرتبط :   منبع مقاله با موضوع قرآن کریم، نهج البلاغه، امام علی (ع)، کثرت گرایی

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu