پایان نامه ارشد رایگان درباره
روان شناختی، توسل به زور، نسبی گرایی

پایان نامه ارشد رایگان درباره روان شناختی، توسل به زور، نسبی گرایی

اشاره نمود:
۳-۳-۳-۱- وجود نکات اشتراک و افتراق و شناخت آن
شرکت کنندگان در یک گفتگو در قدم اول باید وجوه اشتراک و همچنین وجوه اختلافی داشته باشند تا اساسا گفتگو معنا پیدا کند و امکانپذیر گردد. (ملکیان، ۱۳۸۱، ص۱۲۹) برای ورود به عرصه گفتگو هر دو طرف باید از وجوه تشابه و تمایز با یکدیگر آگاهی و شناخت کافی داشته باشند در این میان نکته قابل توجه این است که اگر تنها بر عناصر تمایز بخش تکیه شود زیان آور خواهد بود و منتهی به عزلت فرد یا گروه خواهد شد (سروش،۱۳۷۸، ص۸۹).
۳-۳-۳-۲- احترام کامل به طرف مقابل و آزادی اندیشه او
ورود به عرصه گفتگو مستلزم حفظ احترام دیگری است. و صد البته این احترام نه تنها در ظاهر امر نیست بلکه هر یک از طرفین باید قلبا برای دیگری حرمت قایل شود و عمیقا باور داشته باشد که طرف دیگر هم با او برابر است. هر یک از طرفین باید همان قدر که آراء و عقید خود را ارجمند می داند آراء و عقاید دیگری را نیز محترم شمارد و در واقع باید در درجه اول وجود دیگری را به رسمیت شناخته باشد (ملکیان، ۱۳۸۱، ص۱۲۹)
این احترام تا اندازه ای است که حتی در صورت اهانت طرف مقابل نباید مانند او عمل کرد کسی که اهانت مى کند متاع خود را بر همگان عرضه کرده است، اگر ما نیز مانند او عمل کنیم نشان داده ایم که با او چندان تفاوتى نداریم. بنابراین نه تنها پیش دستى کردن در اهانت به حریف اخلاقاً مجاز نیست، مقابله به مثل نیز غیر اخلاقى است. در این جا نباید زشتى را با زشتى پاسخ داد. منطقِ: «زدى ضربتى، ضربتى نوش کن»، در گفتگوى حق جویانه و هدفمند، راهى ندارد. (ملکیان، ۱۳۸۱، ص۱۳۰)
هر طرف باید آمادگی این را داشته باشد که طرف مقابل را آنگونه که او خود را معرفی می کند بشناسد و از سوی دیگر نیز طرفین در بیان عقاید و نظریات خود آزاد باشند. (ابطحی، ۱۳۷۶، ص۱۱۹)اگر گفتگو در فضایی آزاد و بی پیرایه و به دور از شبهه صورت گیرد نفع آن بی استثنا به همه خواهد رسید. (اسدی، ۱۳۸۵، ص۶۳) حضرت مولانا نیز آزادی را از شرایط مهم گفتگو می داند. در عرفان مولانا هیچ کس و به هیچ وجه حق ندارد به بهانه های واهی و عناوین گوناگون از آزادی افکار و اندیشه های دیگری جلوگیری کند. (خالدیان، ۱۳۸۴، ص۸۷)
۳-۳-۳-۳- اقرار به جهل و تاکید بر تساهل
به گفته سقراط، بزرگترین شرط برای ورود به میدان گفتگو اقرار به جهل است. وقتی انسان به نادانی خویش آگاه و معترف باشد، نه خود را معیار حق و حقیقت می داند و نه دچار این پندار خام می شود که دیگر نیازی به تحقیق و تتبع ندارد پس دچار غرور نمی شود و آمادگی شنیدن دارد. (پایا، ۱۳۸۱، ص۲۷)
گفتگو زمانی تحقق می یابد که معتقد باشیم هر کس به مقتضای شرایط خاص خود از زاویه خاصی به حقیقت دست یافته و آن را به گونه ای مخصوص و منحصر به خود می بیند. (سروش،۱۳۷۸، ص۹۱) طرفین باید معتقد به نسبی گرایی بوده، باور داشته باشند چنین نیست که حقیقت مطلقا پیش آن ها باشد و طرف مقابل از آن بی بهره باشد یا بهره کمی برده باشد.(آقاجری، ۱۳۸۱، ص۹۴) بلکه چون مقصد دستیابی به حقایق تازه است باید به دیده انتقد در خود بنگرند و نقد و نظر دیگران را در باب خود صادقانه بشنوند و بپذیرند. (ملکیان، ۱۳۸۱، ص۱۳۰)
به عبارت دبگر یکی از عوامل گفتگو رهایی از قید تعصبات دینی و مذهبی است. حتیجدای از اقرار به جهل باید توجه داشت از نقاط مشترک اغلب ادیان تکیه بر مهرورزی است. اختلاف هایی که انسان ها بر سر مذاهب و معتقدات خود می کنند، با فطرت انسانی و اصول دعوت پیامبران موافقت ندارد. و این اندیشه به تساهل و تسامحی می انجامد که از زمینه های اساسی در گفتگوی ادیان است. (خالدیان، ۱۳۸۴، ص۸۵) اصولا کسی می تواند تن به گفتگو دهد که اهل تساهل و تسامح بوده و دیگران را اگرچه در نظر و عقیده با او مخالف باشند، دشمن نداند. (آقا جری، ۱۳۷۷، ص۹۴)
گفتگو باید نوعی شک و تردید منطقی را در بر بگیرد اما این شک و تردید الزاما به سستی و تردید در ایمان و عقاید شخصی نمی انجامد بلکه موجب می گردد فرد به بررسی باور های خود در زمینه ارزش ها بپردازد. (ابطحی، ۱۳۷۶، ص۱۱۸)
۳-۳-۳-۴- تکیه بر مشترکات
هنگامى گفتگو ممکن مى شود که پیشاپیش، فصل مشترکى در نظر گرفته و مورد قبول طرفین گفتگو واقع شود. نداشتن زبان مشترک، به تلاش براى گفتگوى میان دو شخص کور و لال مى انجامد. این یک، اشارت شخص لال را نمى بیند و آن یک نیز گفته هاى وى را نمى شنود. (آیزاکس۳۴، ۱۳۸۰، ص۲۴۳) گفت و گو باید از مسائل و نکات مشترک شروع شود.از اصولی مانند خدا، رسالت پیامبران، سعادت بشر، رابطه انسان با طبیعت، نگاه انسان به جاودانگی و آرامش نسل انسان. (آیزاکس، ۱۳۸۰، ص۲۴۳).
محمد علی ابطحی رئیس موسسه گفت و گوی ادیان در سخنرانی کنفرانس مشترک موسسه گفت و گوی ادیان و کلیسای پرسبیتری در خداد ماه ۱۳۸۳ به برخی از مشترکات ادیان اشاره نموده است:
“یکی از این اشتراکات را اعتقاد به خدا و معنویت میدانم، این چیزی است که در دنیای امروز جای طرح دارد و می تواند همه ادیان را تحت این نام جمع کند.
نکته دیگر، صلح از مشترکات همه ادیان است. یعنی هر کسی که به صلح فکر نمی کند، به راحتی می توانم بگویم که به دین فکر نمی کند. کسانی که به دین می اندیشند باید همه تلاش خود را انجام دهند که به صلح و راهکارهای واقعی آن در جهان بیندیشند.”
نکته دیگر نیز معنویت است. معنویت از نظر فلسفی و روان شناختی و … جامع تر از هر ویژگی دیگریست که تاکنون برای گفت و گوی ادیان مطرح شده. کمبود معنویت درد مشترک تمامی مذاهب و تلاش برای گسترش معنویت موضوعی مناسب برای آغاز گفتگو خواهد بود. (اسدی، ۱۳۸۵، ص۶۲)
۳-۳-۳-۵- فراموش کردن اتفاقات گذشته و تمایزات سیاسی اقتصادی
از دیگر مراحل بنیادین گفتگو فراموش کردن گذشته و خاتمه دادن به جر و بحث ها مجادله انگیز است. تا زمانی که طرفین یکدیگر را مورد بخشش قرار ندهند گفتگوی موثر میسر نخواهد شد. انسان نمی تواند با کسی که کینه و دشمنی او را در دل و ذهن دارد به تعامل بنشیند. (آیزاکس، ۱۳۸۰، ص۲۴۳) همچنین به منظور شکل گیری یک گفتگوی موثر باید ادیان از قدرت و سیاست فاصله بگیرند. لازم است گفت گو از دست سیاستمداران و قدرت ورزان خارج شود. (اسدی، ۱۳۸۵، ص۶۳)
“باید از سوء استفاده از دین در جهت اهداف سیاسی خودداری نمود و نگذاشت موضعگیری های سیاسی بی جهت از حمایت دین برخوردار شوند.” (ابطحی، ۱۳۷۶، ص۱۲۰) گفت و گوی ادیان همچنین نباید در بند اقتصاد و عقاید مادی گرایانه باشد. گفتگو باید بر اساس معنویت و روح کلی ادیان و درد های مشترک بشری صورت گیرد. (اسدی، ۱۳۸۵، ص۶۳)
۳-۳-۴- موانع گفتگوی ادیان
شکل گیری گفت و گویی موثر نه تنها وابسته به تحقق شرایطی است که بدان اشاره شد بلکه باید به دور از موانعی نیز صورت گیرد که در ادامه مورد بررسی قرار گرفته است:
۳-۳-۴-۱- برتر انگاشتن خود
مهمترین مانع گفتگو را می توان برتر انگاشتن خود نسبت به دیگران دانست در گفتگو باید از خود شیفتگی که نتیجه جهالت است پرهیز نمود. در غیر این صورت چنین تصوری موجب خواهد شد فرد سعی در اثبات خود داشته به نفی و محکوم کردن طرف مقابل بپردازد، چنین فردی قصد خواهد داشت که طرف مقابل را به صورت مطلق قانع کند و لذا تنها به ارائه اطلاعات خود می پردازد. فرد باید پذیرفته باشد که نه برای نفی و محکوم کردن دیگری آمده و نه برای اثبات برتری خود. (ملکیان، ۱۳۸۱، ص۱۳۵)
۳-۳-۴-۲- مطلق فرض نمودن حقیقت
اگر فرد یا گروهی دریافت خود از حقیقت را مطلق پندارد و دیگران را فاقد چنین موقعیت یا استعدادی بداند، نه تنها این تلقی مانعی برای گفتگو ایجاد می کند، بلکه چنانچه دینی برای خود جهت بسط و ترویج حقایق ادراک شده، معارف حاصل شده و شیوه های معمول زندگی رسالتی قایل بوده و دیگران را محکوم به پذیرش و تسلیم به آن – حتی با توسل به زور- بداند، علاوه بر امتناع از گفتگو ممکن است میان دو ملت و دو دین، برخوردی خصومت آمیز روی دهد. مبنای ستیزه، حقانیت خود و بطلان دیگری و غایت آن اثبات خود و نفی دیگری است. باطل و بی اعتبار انگاشتن دیگری، راه را بر هر گونه گفتگویی سد می کند. (آقا جری، ۱۳۷۷، ص۹۸)
“در گذشته ما گرد هم می آمدیم و با آنهایی که با ما تفاوت داشتند، بحث می کردیم، یا برای مغلوب ساختن حریف و یا به منظور یادگرفتن از او تا از این طریق بتوانیم با او به گونه ای موثر تر رفتار کنیم و یا حداکثر مصالحه کنیم. گاهی این مقابله حالت جدلی خود را آشکارتر نشان می داد و گاهی ظریف تر بود. اما همیشه هدف نهایی آن بود که دیگری را مغلوب سازیم. زیرا متقاعد بودیم که حقیقت مطلق تنها در دست ماست.” (سوئدلر، ۱۳۸۳،ص ۵۴)
چنین چیزی به وضوح نشان می دهد شرکت کنندگان در حقیقت در گیر یک گفت و گوی یک جانبه بوده اند همیشه سعی بر متقاعد ساختن دیگری در مورد حقانیت مطلق دین خود و آوردن آن ها به آن داشته اند. گفتگو یک ویژگی دیالکتیکی و دو طرفه دارد آن هم بر بنیاد همدلی و با هدف شناخت. (منصور نژاد، ۱۳۸۲، ص۱۶)
۳-۳-۴-۳- تکیه بر عناصر تمایز بخش
مانع دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد باید تکیه بر عناصر تمایز بخش است. البته این تاکید نیز می تواند ناشی از همان تعصب باشد و تعصب ورزیدن نسبت به آراء و عقیاد و باور های علمی ودینی همانطور که اشاره شد مانع بزرگی جهت گفتگوست(سروش،۱۳۷۸، ص۹۴)
۳-۳-۴-۴- اهانت به طرف مقابل و مسخ عقاید او
دشنام و ناسزا در همه جا نارواست، و در گفتگو – که هدف آن دستیابى به توافق طرفین یا حقیقت است – نارواتر؛ زیرا هنگامى که پاى دشنام به میان آمد و رگ هاى تعصب از جاى جنبید، حقیقت، پنهان مى گردد.کمترین زیان دشنام، دور ساختن طرفین از نقاط مشترک و نیز آزردن دیگران است. در این میان حتى اگر سخن حقى گفته شود، تحت الشعاع این مساله قرار مى گیرد و دیگر کسى به آن توجهى نمى کند. (آیزاکس، ۱۳۸۰، ص۲۴۳) هرگاه در گفتگو از اهانت استفاده شود، معناى ضمنى آن این است که از قوت برهان کاسته شده و امکان بهره گیری از عقل و خرد ارتباطى از دست رفته است. اهانت و تحقیر حریف، شایسته دانشوران و فرزانگان نیست. (آیزاکس، ۱۳۸۰، ص۲۴۳)
در گفتگو، طبیعى و اخلاقى است که هر کس دیدگاه رقیب را نقد کند. امّا آنچه غیر اخلاقى به شمار مى رود، آن است که کسى هنگام نقد نظریات حریف، آن را به نادرستى و به خطا و وارونه نقل کند و سپس آن را مورد حمله قرار دهد. مسخ عقاید حریف در گفتگو به شکل هاى گوناگونى صورت مى گیرد، از تحریف آشکار آن تا نقل ناقص که همه غیر اخلاقى است. (آیزاکس، ۱۳۸۰، ص۲۴۳)
۳-۳-۴-۵- استفاده از معیارهاى متفاوت
یکى از روش هاى رایج و غیر اخلاقى در گفتگو، دوگانگى در استفاده از معیارها و روش تحلیل است. به این صورت که

مطلب مرتبط :   منبع مقاله درموردنرم افزار، علامه طباطبائی

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu