پایان نامه ارشد درباره
دوران کودکی، سبک مقابله، درونی سازی، وابستگی به مواد

پایان نامه ارشد درباره دوران کودکی، سبک مقابله، درونی سازی، وابستگی به مواد

نمودند(لازاروس وفولکمن،1987).
طبق نظر یانگ طرحواره‌های ناسازگار اولیه این ویژگی‌ها را دارند: 1- الگوها یا درون‌مایه‌های عمیق و فراگیری هستند. 2- از خاطرات، هیجان‌ها، شناختوارهها و احساسات بدنی تشکیل شده‌اند. 3- در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته‌اند. 4- در سیر زندگی تداوم دارند. 5- درباره خود و رابطه با دیگران هستند. 6- به شدت ناکارآمدند (طرحواره درمانی، یانگ، ترجمه حمیدپور واندوزا، 1389).
همان طور که یانگ گفته ‌طرحواره دارای ابعاد هیجانی، احساسات بدنی، خاطرات و شناختوارهها است. سیستم های متفاوتی برای ضبط هر یک از این موارد در مغز وجود دارد.
ابعاد هیجانی و احساس‌های بدنی طرحواره ‌درآمیگدال ‌ثبت میشوند و خاطرات و شناختوارههای همراه آن در هیپوکامپ و قشر عالی مغز ذخیره می‌شود. هیجانات و احساس‌های بدنی ذخیره شده در سیستم آمیگدال ویژگی‌های سیستم آمیگدال ‌را دارا هستند. سیستم آمیگدال ناهشیار است، سریع‌تر عمل می‌کند، خودکار است، خاطرات ‌هیجانی ثبت شده در آمیگدال پردوام و ماندگارند، سیستم آمیگدال از تفاوت‌های ‌شناخت دقیقی ندارد و سیستم آمیگدال از نظر تکاملی مقدم بر قشر مغز است (زودتر شکل می‌گیرد و تکمیل می‌شود). وقتی فرد با محرک‌هایی روبرو می‌شود که یادآور وقایع دوران کودکی او هستند‌ و در شکل‌گیری طرحواره ها نقش داشته‌اند، هیجان‌ها و احساس‌های بدنی همراه آن واقعه ‌به طور ناهشیار توسط سیستم آمیگدال فعال می‌شوند. هیجان‌ها و احساس‌های بدنی خیلی سریع‌تر از شناخت‌وارهها به کار میافتند. همچنین مؤلفه‌های شناختی طرحواره اغلب دیرتر از هیجان‌ها و احساس‌های بدنی شکل می‌گیرند. بسیاری از طرحواره ها در مراحل پیش کلامی به وجود می‌آیند. به خاطر همین بعد هیجانی طرحواره ها و مکان ضبط شدن آن‌ها است که افراد بسیاری ‌از مشکلشان شناخت کافی دارند اما در مواقع لزوم نمی‌توانند رفتار مناسبی داشته باشند و این یکی از نقص‌های درمان‌های شناختی است (یانگ، 1389).
2-5-2- شیوه شکلگیری ‌طرحواره
طرحواره ها در اوایل‌ زندگی شکل می‌گیرند، به حرکت خود ادامه می‌دهند و بنا بر اصل حفظ هماهنگی شناختی‌(حفظ دیدگاه باثبات در مورد خود و دیگری) خودشان را بر تجارب بعدی زندگی تحمیل‌ می‌کنند، حتی اگر هیچ‌گونه کاربرد دیگری نداشته باشند.
طرحواره برای بقای خودش می‌جنگد و فرد با آن احساس راحتی می‌کند. افراد به سمت وقایعی کشیده می‌شوند که با طرحواره‌هایشان همخوانی دارد و به همین دلیل تغییر طرحواره ها سخت است.
چهار دسته ‌از تجارب اولیه زندگی روند اکتساب طرحواره ها را تسریع می‌کنند:
1-   عدم ‌ارضا نیازها: می‌تواند منجر به شکل‌گیری طرحواره‌هایی همچون محرومیت هیجانی و رهاشدگی ‌شود.
2-   ارضا بیش از حد نیازها: می‌تواند منجر به شکل‌گیری طرحواره‌هایی همچون وابستگی/ بی‌کفایتی و استحقاق بزرگ‌منشی شود.
3-   آسیب دیدن و قربانی ‌شدن: می‌تواند منجر به تشکیل طرحواره‌هایی همچون نقص/شرم، بی‌اعتمادی/بدرفتاری و یا آسیب‌پذیری نسبت به ضرر شود.
4-   درونی سازی یا همانندسازی با افراد مهم زندگی.
علاوه بر این چهار دسته ‌تجارب، خلق و خو نیز در شکل‌گیری طرحواره ها تأثیر دارد. حتی خلق و خو در درونی سازی ‌با افراد مهم موثر است. خلق و خوی کودک تعیین می‌کند که آیا با ویژگی افراد مهم زندگی‌اش ‌همانندسازی می‌کند یا خیر. مثلاً کودک افسرده خو احتمال کمتری دارد که سبک خوش‌بینانه ‌والدین خود را در مقابل بدشانسی‌ها درون سازی کند زیرا رفتار چنین والدی آن قدر مخالف طبع کودک است که نمی‌تواند آن را جذب کند.
ابعاد خلق ‌و خو عبارتند از: پایدار یا بی‌ثبات، خوش‌بین یا افسرده خو، خونسرد یا مضطرب، حواس‌پرت یا وسواسی،‌پرخاشگر یا منفعل، بازیگوش یا تحریک‌پذیر، اجتماعی یا خجالتی اما نیازهای هیجانی هر انسان عبارتند از:
1-   دلبستگی ایمن به دیگران (شامل نیاز به امنیت، ثبات، محبت و پذیرش)
2-   خودگردانی، کفایت و هویت
3-   آزادی در بیان نیازها و هیجان‌های سالم
4-   خودانگیختگی و تفریح
5-   محدودیت‌های واقع‌بینانه و خویشتن‌داری
لذا تجاربی که فرد داشته و شیوه‌ی برآورده شدن نیازهایش و همچنین خلق و خوی فرد دست به دست هم می‌دهند تا یک طرحواره در فرد شکل بگیرد (یانگ، 1389).

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه درموردرفتار شهروندی، رفتار شهروندی سازمانی، مدیران مدارس، رضایت شغلی

2-5-3- تداوم طرحواره
طرحواره‌ها توسط سه سازوکار اولیه تداوم می‌یابند:
1- تحریف شناختی74: فرد از طریق تحریف شناختی بر اطلاعات همخوان با طرحواره توجه می‌کند و اطلاعاتی را که با طرحواره منافات دارند را نادیده می‌گیرد یا کم ارزش می‌شمارد.
2-   الگوهای‌ زندگی خود آسیب‌رسان:75 فرد درگیر الگوهای خود آسیب‌رسان، انتخاب‌های ناهشیارانه‌ای می‌کند و در موقعیت‌هایی می‌ماند و روابطی را برقرار می‌کند که منجر به برانگیختگی‌ طرحواره می‌شود و در عین حال از برقراری روابطی که منجر به بهبود طرحواره می‌شوند اجتناب‌ می‌کند.
3- سبک‌های مقابله‌ای ناکارآمد:76 بیماران در اوایل زندگی به منظور انطباق با طرحواره پاسخ‌های مقابله‌ای ناسازگاری به وجود می‌آورند تا مجبور نشوند هیجان‌های شدید و استیصال کننده‌ای را تجربه کنند. این کار معمولاً منجر به ‌تداوم طرحواره می‌شود. سه سبک مقابله‌ای ناکارآمد عبارتند از:
الف- تسلیم: وقتی بیمار تسلیم ‌طرحواره می‌شود به درست بودن طرحواره گردن می‌نهد و سعی نمی‌کند با آ
ن بجنگد و یا از آن اجتناب کند بلکه می‌پذیرد که طرحواره درست است و به گونه‌ای عمل می‌کند که صحت طرحواره ‌تأیید شود. این افراد بدون آگاهی از آنچه انجام می‌دهند الگوهای طرحواره خواست را تکرار‌ می‌کنند، به طوری که در بزرگسالی تجارب دوران کودکی را دوباره زنده می‌کنند. این افراد از نظر رفتاری معمولاً افرادی را به عنوان همسر انتخاب می‌کنند که با آن‌ها همانند والدین خشمگین‌ برخورد می‌کند.
ب- اجتناب: وقتی بیماران ‌این سبک را به کار می‌برند سعی می‌کنند زندگی خود را طوری تنظیم کنند که طرحواره ‌هیچ وقت فعال نشود. آن‌ها می‌کوشند با ناآگاهی زندگی کنند، انگار که اصلاً طرحواره‌ای وجود ‌ندارد. از فکر کردن راجع به طرحواره اجتناب می‌کنند و افکار و تصاویر برانگیزاننده طرحواره ‌را بلوکه می‌کنند. این افراد ممکن است به طور افراطی مشروب بنوشند، دارو مصرف کنند، روابط جنسی بی بند و بار داشته باشند، پرخوری کنند، اشتغال ذهنی اجبارگونه با پاکی و تمیزی پیدا ‌کنند، هیجان‌طلب یا معتاد به کار شوند.
این افراد معمولاً از موقعیت‌های بر انگیزاننده طرحواره ‌مثل روابط صمیمی اجتناب می‌کنند. همچنین این افراد از شرکت فعال در فرایند درمان ‌معمولاً اجتناب می‌کنند.
ج- جبران افراطی: وقتی بیماران این سبک را به کار می‌برند، از طریق فکر، احساس، رفتار و روابط بین فردی‌ به گونه‌ای با طرحواره می‌جنگند که انگار طرحواره متضادی دارند. آن‌ها سعی می‌کنند تا حد ممکن‌ با دوران کودکی خود یعنی زمان شکل‌گیری طرحوارهها متفاوت باشند. جبران افراطی را می‌توان‌ تلاش نسبتاً سالمی در جهت حمله متقابل علیه طرحواره در نظر گرفت که متأسفانه به هدف‌ خود دست نمی‌یابد و منجر به تداوم طرحواره می‌شود. جنگیدن علیه یک طرحواره تا زمانی سالم محسوب می‌شود که رفتار با موقعیت تناسب داشته باشد، به احساسات دیگران خدشه‌ای ‌وارد نکند و پیامد منطقی داشته باشد. با این حال جبران افراطی معمولاً در چرخه حمله متقابل گرفتار می‌آید.
چند عامل در استفاده از یک سبک مقابله‌ای موثر است. نقش خلق و خو در تعیین سبک‌های مقابله‌ای بیشتر از نقش آن در تعیین طرحواره است. مثلاً افراد دارای خلق و خوی انفعالی در هنگام فعال شدن ‌طرحواره به احتمال قوی یا اجتناب می‌کنند یا تسلیم می‌شوند و افراد با خلق و خوی پرخاشگری ‌بیشتر احتمال دارد از جبران افراطی استفاده کنند. خلق و خو در طول زندگی باثبات است مگر از طریق روانکاوی قابل‌تغییر باشد. عامل دیگر در استفاده از سبک‌های مقابله‌ای درونی سازی است. کودکان اغلب از رفتارهای مقابله والدی الگوبرداری می‌کنند که با او همانندسازی کرده‌اند.
سبک مقابله‌ای‌ و پاسخ‌های رفتاری جزوی از طرحواره نیستند. سبک مقابله‌ای ممکن است به صورت شناختی رفتاری یا عاطفی بروز کند اما جزوی از طرحواره نیست چون بیماران در طول زندگی از سبک‌های مقابله‌ای متفاوتی برای برخورد با یک طرحواره استفاده می‌کنند. مثلاً فردی در کودکی و نوجوانی در مقابل طرحواره نقص و اطاعت تسلیم شده اما در بزرگسالی دست به جبران افراطی‌ می زند (یانگ، 1389).

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه درموردحمایت سازمانی ادراک شده، رفتار شهروندی، حمایت سازمانی، رهبری تحول آفرین

2-5- 4- بهبود طرحواره
برای بهبود ‌طرحواره سه شیوه به کار می رود:
تکنیکهای‌شناختی77: بیمار با به کارگیری تکنیکهای شناختی یاد می‌گیرند در مقابل طرحواره استدلال کرده ‌و در سطح منطقی اعتبار طرحواره را زیر سوال ببرند.
تکنیکهای ‌تجربی78: بیماران در سطح هیجانی با طرحواره مبارزه می‌کنند. با استفاده از تکنیک های تجربی مثل تصویرسازی ذهنی و برقراری گفتگو، خشم و ناراحتی خود را نسبت به حوادث دوران کودکی‌شان‌ ابراز می‌دارند. همچنین راجع به نیازهایی که والدینشان برآورده نکرده‌اند صحبت می‌کنند. آن‌ها تصویرهای ذهنی دوران کودکی را به تصاویر وقایع ناراحت‌کننده فعلی ربط می‌دهند، خودشان را با طرحواره و پیام آن به طور مستقیم رویارو می‌سازند، با طرحواره مخالفت می‌کنند و یا با آن می‌جنگند.
الگو شکنی رفتاری79:‌درمانگر به بیمار کمک می‌کند تا برای جایگزین نمودن الگوهای رفتاری سازگار تر و جدید تر به جای پاسخ‌های مقابله‌ای ناکارآمد، تکالیف خانگی را طرح‌ریزی نماید. بیماران آمادگی این را پیدا می‌کنند که بفهمند تا به حال چگونه با انتخاب افراد خاصی به عنوان شریک زندگی، دوست و یا همکار و یا از طریق تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی، طرحواره‌های خود را تداوم می‌بخشیدند و یاد می‌گیرند که دست به انتخاب‌های سالم تری بزنند تا الگوهای خود آسیب‌رسان زندگی قدیمی‌شان را بشکنند.
طرحواره‌های به طور کامل بهبود نمی‌یابند، در عوض وقتی بهبود یابند از میزان فعال شدنشان و شدت عاطفه همراه آن کاسته می‌شود. همچنین مدت زمان فعال شدن آن در ذهن زیاد به طول نمی‌انجامد. لذا شدت‌ و میزان فعال‌سازی طرحواره ها ممکن است بهبود یابد و یا کمتر شود اما به ندرت بعد هیجانی طرحواره ها بهبود می‌یابد. پس از بهبود طرحواره ها بیماران به محرک‌های بر انگیزاننده طرحواره‌ها به شیوه سالم تری پاسخ می‌دهند، دوستان مطلوب تری انتخاب می‌کنند و نگرششان نسبت‌ به خودشان مثبت تر می‌شود؛ و سبک مقابله‌ای سازگار جانشین سبک‌های مقابله‌ای‌ ناسازگار می‌شود.
بهبود طرحواره ‌به کاهش تمام این موارد مربوط می‌شود: 1- شدت خاطرات مرتبط با طرحواره. 2- فعال شدن هیجانی‌ طرحواره. 3- نیرومندی احساس‌های بدنی. 4- ناسازگاری شناختواره (یانگ، 1950).
ست
اد مبارزه با مواد مخدر جمعیت افراد وابسته به مواد کشور را رقمی حدود 2/1 میلیون نفر تخمین زده است. این در حالی است که برخی از صاحب‌نظران، این آمار را بین دو تا پنج میلیون نفر تخمین زده‌اند(ماهیار، 1387).
بهره‌گیری ‌از روش‌های علمی درمان وابستگی به مواد از سال 1381 در کشورمان شروع شده است. هم اکنون اکثر متخصصین‌ و صاحب‌نظران درمان وابستگی به مواد بر این باور هستند که وابستگی به مواد یک اختلال روانی،‌ژنتیکی، جسمی و اجتماعی می‌باشد. بر این اساس تنوعی از درمان‌هایی دارویی، روان‌شناختی و مداخلات ‌اجتماعی برای کنترل آن طراحی شده است. آنچه که اهمیت دارد این است که فرد وابسته به مواد، بر اساس و مشخصات خاص خود به برنامه درمانی مناسب هدایت شود(نادری ، 1387).
با نگاهی واقع‌بینانه به مساله اعتیاد به مواد مخدر و سوءاستفاده از آن‌ها به راحتی در می‌یابیم که سوءمصرف مواد افیونی از قرن‌ها پیش وجود داشته است و اکنون نیز، تقریباً کشوری وجود ندارد که از سوءمصرف این‌گونه مواد در امان مانده باشد. اگرچه از دیرباز در تمامی جوامع بشری سوءاستفاده از مواد افیونی به عنوان عادتی غیراجتماعی و نامقبول تلقی شده است، اما با وجود این عدم مقبولیت طبقات مختلف اجتماع با این مساله به صورت جدی درگیر می‌باشند، به طوری که هم اکنون مردان و زنان

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد دربارهامثال و حکم، دوره قاجار

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu