نوآوری سازمانی

نوآوری سازمانی

نوآوری سازمانی:

در نظریه‌های تکامل اقتصادی، نزدیک به یک قرن است که نوآوری نیروی محرکه رشد و توسعه اقتصادی شناخته شده است. در سال‌های اخیر با ظهور اقتصاد دانش‌محور، نوآوری نقش حیاتی تر در تحول ساختارهای اقتصادی و اجتماعی پیدا کرده است، به طوری که در بعضی از مقالات از اقتصادهای پیشرفته امروزی به عنوان اقتصادهای مبتنی بر نوآوری یاد می‌شود. همچنین در نیم‌قرن گذشته سیاست‌گذاران علاقه و توجه افزاینده‌ای به توسعه سیاست‌های نوآوری مبتنی بر دانش به عنوان نیرومحرکه توسعه اقتصادی پیداکرده‌اند. به بیان دیگر امروزه عواملی چون تغییرات محیطی، پیشرفت‌های تکنولوژی و افزایش رقبا باعث شده است که کشمکش و رقابتی بی‌پایان بین سازمان‌ها به وجود آید. این در حالی است که سازمان‌ها با گرایش به پذیرش نوآوری بیشتر، در پاسخ به تغییرات محیطی و همچنین گسترش قابلیت‌های جدید که به آن‌ها برای دستیابی به عملکرد بالاتر کمک کی نماید، موفق تر خواهد بود. (چوپانی و همکاران،1391، ص 37-36)

بنابراین با پیچیدگی و رقابت رو به گسترش، نوآوری به عنوان یکی از مزیت‌های اصلی برای حیات شرکت‌ها محسوب می‌شود. همه سازمان‌ها برای بقا نیازمند ایده‌های نو و بدیع هستند. ایده‌های نو و بدیع همچون روحی در کالبد سازمان دمیده می‌شود وآنرا از نیستی و فنا نجات می‌دهد. ظهور نوآوری نه تنها سازمان‌ها را قادر می‌سازد نسبت به رقبا مزیت رقابتی به دست آورند بلکه ابزار سودمندی را برای ارتقای عملکرد سازمانی ارائه می‌کند؛ بنابراین همان طور که اهمیت و ضرورت نوآوری سازمانی در محیط‌های سازمانی به طور فزاینده‌ای در حال مطرح‌شدن می‌باشد، طیف کاربردهای آن نیز به طور پیشرونده ای در حال گسترش می‌باشد. (چوپانی و همکاران،1391، ص 37)

بعضی از محققان مانند ون دی ون[1] (1986) آن را به عنوان فعالیتی برای توسعه ایده، اجرا، واکنش و تغییر آن در صورت لزوم تعریف کرده‌اند. از نظر وی فرایند نوآوری بیش از ایجاد و یا ابداع ایده جدید است که شامل فعالیت‌های درگیر در توسعه و اجرا است در واقع، فرایند نوآوری به عنوان توسعه و اجرا ایده‌های جدید توسط افرادی که در طول زمان در تبادل به دیگران تغییر زمینه‌های نهادی و سازمانی و سازمانی مشارکت می‌کنند می‌باشد. از نظر افاه [2](1998) نوآوری استفاده از دانش فنی و اجرایی جدید برای ارائه محصول جدید و یا خدمت به مشتریان که شامل تجهیزات، محصولات، خدمات، فرآیندها، سیاست‌ها و پروژه‌ها می‌شود، می‌باشد.البته همسو با کارکردهای وسیع و گسترده نوآوری در سازمان‌ها،تعاریف متعددی نیز از سوی صاحب‌نظران مختلف از آن ارائه شده است. (چوپانی و همکاران،1391،ص38)

سوبرامانیام ویوندت [3](2005) نوآوری را شناسایی و استفاده از فرصت‌های جدید جهت ایجاد محصولات،خدمات یا فعالیت‌های کاری جدید تعریف می‌کنند.

نوآوری عبارت است از عملی و کاربردی ساختن افکار و اندیشه‌های نو ناشی از خلاقیت.

از نظر ون دی وی (1986) فرایند نوآوری بیش از ایجاد و یا ابداع ایده جدید است که شامل فعالیت‌های درگیر در توسعه و اجرا است. در واقع، فرایند نوآوری به عنوان توسعه و اجرا ایده‌های جدید توسط افرادی که در طول زمان در تبادل با دیگران تغییر زمینه‌های نهادی و سازمانی مشارکت می‌کنند، می‌باشد. (چوپانی و همکاران،1391، ص 38)

یا توجه به مطالب گفته‌شده نوآوری را می‌توان این‌گونه تعریف کرد: ایجاد دانش و ایده‌های جدید برای بکار بردن و تسهیل نتایج کسب‌وکار جدید، هدف‌گذاری برای بهبود فرایندها و ساختارهای داخلی تجارت و ایجاد محصولات و خدمات متحرک. در نتیجه نوآوری هر دو نوع نوآوری ریشه‌ای و توسعه‌ای را شامل می‌شود. (چوپانی و همکاران،1391، ص 39-38)

به علت رقابت شدید در بازار، جهانی شدن و انفجار تکنولوژی در سال‌های اخیر، نوآوری و تمایز به عنوان ضرورت برای هر کشوری است. همزمان دست‌یابی به موفقیت بازار و تقویت مزیت رقابتی، تجارت نیاز به گرفتن موقعیت‌های جدید، توسعه تولیدات، خدمات و بازارهای جدید است. نوآوری به عنوان اجرای ایده‌های جدید که ایجاد ارزش می‌کند تعریف شده است. این توصیف کلی اشاره به انواع مختلف نوآوری از قبیل توسعه تولید، به‌کارگیری تکنولوژی های فرآوری جدید و همچنین عملیات مدیریتی اشاره دارد. این به معنی قبول تولید و یا فرایندهای جدید برای افزایش رقابت و سود کلی براساس نیازهای مشتری است. (چوپانی و همکاران،1391، ص 39)

مطلب مرتبط :   عوامل موفقیت از دید برایان تریسی؛ ۹ دلیلی که شما رو به آرزوهایتان می رساند 

نوآوری عامل اصلی و رمز بقای سازمان است. به دنبال شدیدترین بحران اقتصادی جهانی که در 50 سال اخیر بی‌نظیر بوده، گزارش سازمان همکاری و توسعه اقتصادی[4](OECD)، پتانسیل نوآوری برای رشد اقتصادی بلندمدت را تشریح نموده است. نوآوری، محرک اصلی توسعه اقتصادی است و نقش مهمی در رقابت در سطوح ملی و سازمانی ایفا می‌کند. با توجه به شرایط پیچیده و پویایی که امروزه سازمان‌ها در آن رقابت می‌کنند، نیاز سازمان‌ها به نوآوری مستمر، بیش از پیش مورد توجه می‌باشد. (Hogan,Coote,2014,p1609)

ابداعات تولیدی هم شامل ارائه تولیدات و خدمات جدید به بازار وهم اصلاحات عمده در عملکرد یا خصوصیات کاربری خدمات و کالاهای موجود است. فرآیند نوآوری شامل تغییرات عمده در روش‌ها، تجهیزات و نرم‌افزار است. هر نوع روش تولیدی می‌تواند مثالی برای فرآیند نوآوری باشد. ابداعات بازاریابی برای افزایش فروش شرکت هدفی برای پاسخ به نیازهای مشتری با روشی موفق تر است، که بازارهای جدید یا موقعیت‌هایی را برای تولید شرکت در روشی جدید باز می‌کند. تکنیک های فروش جدید، روش‌های مالی جدید، می‌تواند به عنوان نوآوری بازاریابی دیده شود. نوآوری سازمانی می‌تواند به عنوان اجرای روش سازمانی جدید در عملیات تجاری، مکان سازمان یا روابط خارجی برای یک شرکت تعریف شود. نوآوری سازمانی در عملیات تجاری با واقعی سازی روش‌های جدید سازمانی کردن امور معمولی و روش‌هایی برای اجرای کار دخیل است.   (kalkan,et al,2014,p 701)

در محیط پویا و متغیر امروز که سر منشأ آن رقابت‌های فزاینده، جهانی ساز، ظهور تکنولوژی های جدید است، راه رشد، رسیده به عملکرد بالا و بقا در اقتصاد جهانی، نوآوری است. لازمه پیشگام بودن از رقبا، خواستن و توانایی سازمان برای خلق و تجاری کردن فرایندها، محصولات وسیستم های کسب‌وکار جدید است یا همان نوآوری است که به شرکت‌ها کمک می‌کند تا متفاوت باشند. (Leal-Rodriguez,et al,2014,p1)

نوآوری شرکت‌ها را قادر می‌سازد تا از خود در برابر سناریوهای نامشخص و ناپایدار محافظت نماید، شرکت‌ها را قادر به جستجوی فرصت‌های جدید و بهره‌برداری کارآمد تر از فرصت‌های موجود می‌کند. ماتزلر و همکاران[5] (2013) نوآوری برای شرکت‌هایی که در بحران اقتصادی فعالیت می‌کنند از اهمیت بسزایی برخوردار است. بعلاوه، نوآوری عامل اصلی در ایجاد و حفظ مزیت رقابتی شرکت می‌باشد که به نوبه خود عملکرد کلی شرکت را بهبود می‌بخشد. هرچه شرکت‌ها نوآورتر باشند، ساختار آن‌ها انعطاف‌پذیرتر خواهند بود در نتیجه، شرکت‌ها در می‌یابند که فرآیند سازگاری با محیط تجاری آسان تر می‌شود. این سازگاری شرکت‌ها قادر می‌کند فرصت‌ها را بهتر از رقبا استفاده نمایند. برای ایجاد ارزش اقتصادی، شرکت‌ها باید با ترکیب دانش جدید و نوآوری در عملیات خود، قابلیت خود را حفظ نمایند و این فرآیندی است که نیاز به مهارت‌های بسیار و شایستگی‌های لازم دارد. (Leal-Rodriguez, et al,2014,p1)

یک رویکرد نوآورانه سازمان‌ها را در یک محیط پویا و آشفته‌ای قرار می‌دهد و آن‌ها را مقدور می‌کند تا به مزیت رقابتی بلندمدت پایدار دست یابند. در نتیجه، نوآوری به عنوان یک استراتژی فعال نشان‌دهنده واکنش به تغییرات در بخش، پیشرفت‌های فناوری و یا پیش‌بینی نیازها و خواسته‌های جدید مشتریان است. هدف نهایی نوآوری، متمایز نمودن شرکت از رقبا و توسعه‌ی عملکرد مالی و تجاری سازمان می‌باشد. شرکت‌های کوچک می‌توانند نوآور تر باشند زیرا دارای انعطاف‌پذیری بیشتر، جامعه‌پذیری و ظرفیت بیشتری برای سازگاری با محیط می‌باشند. با توجه به نوآوری، اندازه شرکت‌های کوچک‌تر باعث ترویج همکاری و تشریک مساعی بین کارکنان می‌شود و مستلزم تلاش‌های کمتری برای هماهنگ‌سازی آن‌ها باشد. (Leal-Rodrigue, et al, 2014,p2)

مطلب مرتبط :   رسانه های تبلیغاتی جدید

تأثیر نوآوری‌های فناوری (محصول و فرایند) بر نوآوری سازمانی و تأثیر آن، از بحث‌های جامعی می‌باشند. همان طور که هرواز الیور وسمپر ریپول [6]مطرح نموده‌اند، علی‌رغم طبقه‌بندی نوآوری آسلو مانویل [7](2005) به چهار نوع (نوآوری محصول،نوآوری فرایند، نوآوری سازمانی و نوآوری بازاریابی) تا به امروز، تحقیقاتی در زمینه بررسی انواع نوآوری ، روابط بین آن‌ها و تأثیر ترکیبی  بر عملکرد نوآوری سازمانی صورت نپذیرفته است.(Hervas-oliver, et al ,2015,p1)

هرواز الیورو سمپر ریپول عنوان کردند که نوآوری تکنولوژی محصول و فرایند تأثیر متفاوتی بر نوآوری سازمانی دارد. در مطالعه آن‌ها این‌طور استدلال شده که منطق کسب سود حاصل از ادغام نوآوری فناوری و سازمانی ریشه در دیدگاه مبتنی بر منابع مدیریت استراتژیک دارد؛ بنابراین،قابلیت نوآوری فرایند تکنولوژیکی و سازمانی معمولاً یکدیگر را تقویت می‌کنند. هولن و همکاران (2014)[8]، درحالی‌که در مقابل، نیازی نیست که نوآوری محصول تکنولوژیکی همزمان و یا در راستای نوآوری سازمانی ارائه شود. نتایج نشان داده است که اختصاص مشترک فرایندهای فناوری جدید و نوآوری‌های سازمانی یک مزیت اساسی را ایجاد می‌کند که در صورت ارائه مجزای هر کدام می‌تواند از بین برود. (Hervas-oliver, et al,2015,p2)

نوآوری عامل اساسی در اقتصاد جهانی و پویای رو به رشد امروز محسوب می‌شود. نوآوری نه تنها امکان سازگاری با تغییرات سریع در محیط‌های فناوری، اقتصادی و اجتماعی شرکت را فراهم می‌آورد، بلکه ابزاری را برای رسیدن و شکل‌دهی فعال یک چنین تغییراتی ارائه می‌نماید؛ بنابراین، منبع مهمی از مزیت رقابتی و سرمایه و رشد شرکت را نشان می‌دهد. (Ganter, Hecker, 2014,p 1285)

نوآوری محدود به توسعه کالای جدید و فرایندهای تولید نمی‌باشد. از این رو، بسیاری از تلاش‌ها برای سازگاری با تغییرات محیطی ذاتاً غیر تکنولوژیکی است و بیشتر به نوآوری سازمانی ارتباط دارد و به عنوان اجرای روش نوین سازمانی از شیوه‌های تجاری شرکت، سازمان کار و یا روابط خارجی تعریف شده است که ابتدا در شرکت به کار نرفته و نتیجه تصمیمات استراتژیکی است که توسط مدیریت اتخاذ شده است.

(Ganter, Hecker,2014,p 1285)

نوآوری‌های سازمانی، پیش‌نیاز اصلی برای فرایندهای تحقیق و توسعه را ارائه می‌نماید، در حین افزایش همزمان کارایی این فرایندها، سطح نوآوری سازمانی و فناوری (به عنوان بازده فعالیت‌های تحقیق و توسعه) باید رابطه معنی‌داری باهم داشته باشد. نوآوری‌های سازمانی (برای مثال، تفویض حقوق تصمیم‌گیری، گردهمایی کیفی، کارگروه بین انضباطی، گردش شغلی برنامه‌ریزی‌شده، سیستم جمع‌آوری طرح‌های کارکنان، آموزش داخلی و خارجی و طرح‌های تشویقی) را در زمینه نوآوری تکنولوژیکی مورد بررسی قرارداد. این محققان، رابطه مثبتی را بین این شیوه‌ها و میزان نوآوری محصول و نوآوری فرایند شرکت مشاهده نمودند. (Ganter, Hecker,2014,p 1286)

فرآیند نوآوری شامل ۲ فعالیت اصلی است: خلاقیت و نوآوری. خلاقیت شامل ایده‌های جدید و مفید است درحالی‌که نوآوری شامل اجرای این ایده‌ها در فرآیندها و محصولات جدید است. این توالی، منطقی و نسبتاً آشکار است اما حتی نگاهی مختصر به تلاش‌های نو آوری سازمان‌ها نشان می‌دهد که آن‌ها برای حفظ فرآیندهای بی‌درد سر و متعادل نوآوری با چالش‌ها و موانع بسیاری رو برو می‌شوند. بررسی دقیق مطالعات تجربی پیشین نشان می‌دهد که رابطه بین خلاقیت و نوآوری در میان زمینه‌های تجربی و طرح‌های تحقیقاتی به طور قابل‌توجهی تغییر می‌کند. توضیح مستقیم برای این عدم هماهنگی این است که فرآیندهای نوآوری چندوجهی هستند و به وسیله تنش‌ها مشخص می‌شوند. فرآیندی که به موجب آن ایده‌های خلاق تبدیل به محصولات و خدمات جدید می‌شوند به شدت تحت تأثیر تغییرات بر حسب نهادها، فرهنگ‌ها، سازمان‌ها و محیط‌های خارجی قرار دارند. (Sarooghi,et al, 2015, p 1)

در سال‌های دور نوآوری واژه نامفهومی برای سازمان‌ها بوده است، اما امروزه تکنولوژی جدید بخش طبیعی از زندگی روزمره سازمان‌ها به شمار می‌آیند. این مفهوم برای اولین بار توسط شومپیتر[9] در سال 1934 در نظر گرفته‌شده که آن با توصیف نوآوری به رسمیت شناخته شده است و به عنوان فرایند ایجاد نام تجاری جدید، محصولات، خدمات و فرایند آن بر توسعه اقتصادی بوده است. هسته اصلی نوآوری بر ایده‌ها متمرکز است. افراد این ایده‌ها را ایجاد می‌کنند، نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند و یا آن را اصلاح می‌کنند؛ بنابراین می‌توان نوآوری را ایجاد تولیدات، خدمات، فرایندها و یا سیستم های جدید دانست که از ابتدا با یک ایده آغاز می‌شود و بعد از اجرای موفقیت‌آمیز به مرحله بهره‌برداری می‌رسد. همچنین باید نوآوری را انگیزه توسعه‌سازمانی دانست. به خصوص در محیط پویا و پیچیده، یک سازمان بدون نوآوری به احتمال خیلی زیاد دچار رکود می‌شود بنابراین استمرار نوآوری کلیدی برای توسعه دائمی است. (نوده،1391، ص 4)

مطلب مرتبط :   عوامل چاقی؛ ۱۰ دلیلی که تناسب اندام شما رو تهدید می کنه 

نوآوری به عنوان فرایندی رایج حتی در بخش‌های تأسیس‌شده می‌باشد و فرصت‌های اساسی ر برای سازمان‌ها در گرفتن بازارهای جدید و از بین بردن کسادی و رکود به وجود می‌آورد و تهدیدی برای تجارت‌های موجود می‌باشد. نوآوری بنیادی شامل نوآوری‌های منظمی است که برای ایجاد صنایع جدید، تولیدات یا بازارهای جدید به کار گرفته می‌شود. انواع متفاوتی از نوآوری توسط محققان شناخته شده است اداری وتکنیکی و فرایند، تکنولوژی و معماری و افزایشی و بنیادی. محققان درک کرده‌اند که نوآوری بنیادی درون یک سازمان تفاوت بسیاری با نوآوری افزایش دارد ونواوری بنیادی برای موفقیت‌های بلندمدت شرکت ضروری می‌باشد. (صفر زاده وهمکارن،1391، ص 79)

چالش اصلی سازمان‌ها، نوآوری است که فرایند تطبیق با بسیاری از تغییرات محیطی را تسهیل می‌کند. در واقع، نوآور بودن به سازمان در برخورد با محیط متلاطم خارجی کمک می‌کند که با پیچیدگی و تغییری که به سرعت در حال افزایش است مقابله کند. در چنین شرایطی، شرکت‌هایی که ظرفیت نوآوری دارند، قادرند که به چالش‌ها سریع تر پاسخ دهند، محصولات جدیدی را استخراج کنند و فرصت‌های بازار بهتری نسبت به شرکت‌های فاقد نوآوری به دست آورند. نوآوری یا ابداع، عملی و کاربردی ساختن افکار و اندیشه‌های نو و تازه ناشی از خلاقیت است. (مرادی و همکاران،1392، ص 61)

نوآوری سازمان عبارت است از پذیرفتن یک عقیده یا رفتاری که برای صنعت، بازار یا محیط عمومی سازمان تازگی دارد. نوآوری یک ماجرای چندوجهی است. ماراولاکیس[10] نوآوری سازمانی را بر اساس محصول، فرایند و نوآوری‌های اجرایی بررسی کرده است. پژوهشگران دریافتند که اکثر تحقیقات در زمینه نوآوری، بر نوآوری محصول در شرکت‌های تولیدی تاکید دارند. از دیدگاه سازمانی، موفقیت واقعی نوآوری در بازار اتفاق می‌افتد. ایجاد معیارهای بازاریابی نوآورانه برای کمک به شرکت‌ها در انتقال عقاید و محصولات خوب به سمت فروش و درآمد و عایدی مناسب، لازم و ضروری است. تغییر قوانین و مقررات مربوط به نوآوری استراتژیک، عامل کلیدی موفقیت بسیاری از مدیران بازار بوده است. به علاوه، شکرت ها باید قوطی بلندش تا فرهنگ مناسب، ساختار، محرک‌ها، سیستم ها و فرایندهای مناسبی را که منجر به تسهیل نوآوری می‌شوند پدیدآورند. (کمالیان و همکاران،1391، ص 4)

در حال حاضر، نوآوری سازمانی یکی از ارزشمندترین و پایدارترین منابع ایجاد مزیت نسبی برای شرکت‌های مختلف محسوب می شودواز اصلی‌ترین ابزار لازم توسعه شیوه‌های جدید سازمانی برای مدیریت کسب‌وکار به شمار می رود. امروزه، با در نظر گرفتن شرایط پویا و پیچیده فراروی سازمان‌ها در محیط رقابتی شدید، نیاز مستمر به توسعه نوآوری سازمانی بیش از هر زمان دیگری برای سازمان‌ها و شرکت‌های مختلف ملموس شده است. به نظر می‌رسد این پدیده می‌تواند نقش بسزایی در توسعه و تقویت فعالیت‌های خدمات مشاوره‌ای ایفا کند و موجب افزایش در آمد و پایدارسازی فعالیت آن‌ها شود. (رضایی، مغانلو،1393، ص 654)

[1] Van de Ven

[2] Afah

[3] Svbramanyam, Yvndt

[4] Organisation for Economic Cooperation and Development

[5] Matzler et al

[6] Hervaz Oliver,Sempere Ripoll

[7] Aslo Manual

[8] Hollen et al

[9] Schumpeter

[10] Maravelakis

Close Menu