منبع مقاله درمورد
قرآن کریم، آیات قرآن، صحیفه سجادیه، تاریخ اسلام

منبع مقاله درمورد قرآن کریم، آیات قرآن، صحیفه سجادیه، تاریخ اسلام

به عنوان نمونه، در منابع روایى شیعه از آن حضرت روایت شده است که فرمود:
“مَنْ زارَنی حَیاً وَ مَیتَاً کِنْتُ لَهُ شَفیعَاً یَوْمَ القیامَهِ؛۳۸۳
هر کس مرا در زندگى و پس از مرگ زیارت کند در روز قیامت شفیع او خواهم بود.”
همچنین، در منابع روایى شیعه، از آن حضرت روایت شده است که فرمود:
“مَنْ زارَنی أَوْ زارَ أَحَدَاً مِنْ ذُریتی زُرْتُهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ فَأنقَذتُهُ مَنْ أَهوالها؛۳۸۴
هر کس من یا یکى از فرزندان مرا زیارت کند در روز قیامت او را زیارت خواهم کرد و از ترس‏هاى آن رهایى خواهم داد.”
در منابع روایى اهل سنت نیز از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمود:
“ما بَینَ قَبری وَ مِنْبَری رَوْضَهٌ مِنْ رِیاضِ الْجَنه؛۳۸۵
ما بین قبر من و منبرم بوستانى از بوستان‏هاى بهشت است.”
همچنین، در منابع روایى اهل سنت، از آن حضرت روایت شده است که فرمود:
“مَنْ زارَ قَبری بَعْدَ مَوْتی کانَ کَمَنْ زارَنی فی حَیاتی؛۳۸۶
هر کس قبر مرا پس از مرگم زیارت کند مانند کسى است که مرا در حال حیاتم زیارت کرده باشد.”
همچنین، در روایاتى از طریق اهل سنت تأکید شده است که صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله قبر مطهر آن حضرت را زیارت مى‏کرده‏اند.۳۸۷
استاد جعفر سبحانى در کتابى با عنوان الزیاره فى الکتاب و السنه به روایات فراوان اهل سنت در این باره اشاره کرده، و درباره سند و دلالت آن‏ها به تفصیل سخن گفته است.۳۸۸
از دیگر دلایل روا بودن زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و آله اجماع مسلمین است. بنا بر تعبیر برخى علماى اهل سنت، بسیارى از علما و فقهاى برجسته مسلمان به‏ اتفاق نظر مسلمین بر روا بودن زیارت روضه نبوى تصریح، و تأکید کرده‏اند که اختلاف نظر آنان تنها در وجوب یا استحباب آن است.
به این معنا که آیا زیارت قبر شریف پیامبر صلی الله علیه و آله واجب است یا مستحب؟! بنابراین کسى که در اصل روا بودن آن اختلاف نماید بر خلاف اجماع مسلمین سخن گفته است.۳۸۹
سلفیه در برابر این دلایل روشن چنین استدلال مى‏کنند که حتى اگر زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و آله عیناً شرک نباشد، ممکن است به ویژه در برخى عوام به شرک و غلو در جایگاه پیامبر صلی الله علیه و آله منتهى شود. لذا از باب سد ذریعه گناه و پیش‏گیرى از چنین عواقبى باید از زیارت قبر آن حضرت منع نمود! اما ناگفته پیداست که چنین منطق و استدلالى بسیار سست و غیر قابل قبول است، زیرا :
اولًا، عواقب منفى مورد ادعا مسلم نیست و نمى‏توان میان زیارت قبر مطهر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و غلو در آن حضرت ملازمه‏اى بر قرار نمود. بلکه چه بسا بتوان از زاویه دیگرى نگریست و گفت که زیارت قبر آن حضرت ممکن است به زنده ماندن تعالیم و یادآورى سنت آن حضرت کمک، و ارتباط معنوى امت با تاریخ اسلامى خود را تحکیم نماید. لذا از باب فتح ذریعه صواب (فراهم ساختن زمینه خیر) و رعایت مصلحت امت باید زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و آله را روا، بلکه بسیار نیکو دانست.
ثانیاً، به فرض پذیرش احتمال زیاده‏روى و انحراف باید گفت که احتمال کذایى به زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و آله منحصر نیست و همواره در رابطه با بسیارى از اعمال دینى و شعائر مذهبى مى‏تواند مطرح باشد.
روشن است که اگر چنین احتمالاتى مبناى حکم شرعى قرار گیرد بسیارى از اعمال دینى و شعائر مذهبى تعطیل خواهد شد!
۳-۱-۳. روا ندانستن شفاعت‏خواهى، توسل و استغاثه به پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت (علیهم السلام)؛
یکى دیگر از دیدگاه‏هاى نادرست سلفیه که انتقاد علماى شیعه و اهل سنت را برانگیخته است، روا ندانستن شفاعت‏خواهى، توسل و استغاثه از پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت (علیهم السلام) است.
شفاعت‏خواهى، توسل و استغاثه در اصطلاح معانى نزدیکى دارند. شفاعت‏خواهى از پیامبر صلی الله علیه و آله به معناى طلب وساطت و دعاى آن حضرت جهت آمرزش گناهان، و توسل به اولیاى خدا به معناى وسیله قرار دادن آنان براى تقرب به درگاه خداوند، و استغاثه از آنان به معناى مدد گرفتن از ارواح طیبه آنان است که بنا بر آیات قرآنى و احادیث نبوى و روایات فراوان اهل بیت (علیهم السلام) مشروعیت دارد. قرآن کریم در ضمن آیه‏اى مى‏فرماید:
“وَ لَوْ أَنهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَواباً رَحِیماً؛
و اگر آن‏ها هنگامى که به خود ستم مى‏کنند نزد تو بیایند و از خداوند طلب آمرزش نمایند و پیامبر برایشان طلب آمرزش نماید همانا خداوند را توبه‏پذیر و مهربان خواهند یافت.”
روشن است که طبق این آیه آمدن به نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و طلب وساطت و استغفار آن حضرت، و وسیله قرار دادن وى و یارى گرفتن از آن بزرگوار براى آمرزش گناهان روا شمرده شده است. و چرا چنین نباشد؟! در حالى که قرآن کریم فرستادن آن حضرت را رحمتى براى جهانیان مى‏داند:
“وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلا رَحْمَهً لِلْعالَمِینَ،۳۹۰ ”
و وجود آن بزرگوار را منشأ برکات فراوان و ایمنى از عذاب الهى یاد مى‏کند و مى‏فرماید:
“وَ ما کانَ اللهُ لِیُعَذبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما کانَ اللهُ مُعَذبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ؛۳۹۱
خداوند هرگز آنان را در حالى که تو در میانشان هستى عذاب نمى‏کند و همچنین هرگز عذاب‏کننده آنان نیست مادامى که استغفار مى‏کنند.”
از این گذشته، قرآن کریم بر امکان، وقوع و مشروعیت خصوص شفاعت پس از اذن الهى تأکید مى‏کند و مى‏فرماید:
“ما مِنْ شَفِیعٍ إِلا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ؛۳۹۲
هیچ شفیعى وجود ندارد مگر پس از اذن خداوند. لا یَمْلِکُونَ الشفاعَهَ إِلا مَنِ اتخَذَ عِنْدَ الرحْمنِ عَهْداً؛۳۹۳ یعنى: مالک شفاعت نیست مگر کسى که نزد خداوند عهدى دارد.”
و درباره فرشتگان مى‏فرماید:
“یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یَشْفَعُونَ إِلا لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ؛۳۹۴
از آن‏چه پیش روى و پشت سرشان است آگاهى دارد و آنان شفاعت نمى‏کنند مگر براى کسى که مورد رضایت باشد و آنان از بیم خداوند هراسانند.”
بنابراین، چه بى‏انصاف و گستاخند کسانى که طلب شفاعت از پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله و توسل و استغاثه به آن حبیب خدا را بیهوده مى‏دانند و ناروا مى‏شمارند! افزون بر این آیات، احادیث فراوانى در تأیید شفاعت‏خواهى، توسل و استغاثه به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و به طور کلى اولیاى خدا وارد شده است که بر شگفتى‏ دیدگاه بى‏پایه سلفیه مى‏افزاید. به عنوان نمونه، در منابع روایى اهل سنت از صحابى برجسته عثمان بن حنیف نقل شده است که گفت:
“مردى نابینا به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و گفت: از خدا بخواهید که مرا عافیت دهد! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: اگر بخواهى برایت دعا مى‏کنم و اگر بخواهى این کار را به تأخیر مى‏اندازم که برایت بهتر خواهد بود. مرد نابینا تقاضاى خویش را تکرار کرد، پس پیامبر صلی الله علیه و آله او را امر فرمود که به نیکى وضو بگیرد و دو رکعت نماز بگزارد و این دعا را بخواند:
اللهُم إنی أَسْأَلُکَ وَ أَتَوَجهُ إِلَیْکَ بِنَبِیکَ مُحَمد صلی الله علیه و آله نَبِی الرحْمَه، یا مُحَمد إِنی تَوَجهْتُ بِکَ إِلى رَبی فی حاجَتی هذه فَتُقضى لی اللهُم شَفعْهُ؛ یعنى: خداوندا! من از تو مسألت مى‏نمایم و به وسیله پیامبرت محمد صلی الله علیه و آله که پیامبر رحمت است به سوى تو توجه مى‏کنم، اى محمد! من به وسیله تو به سوى پروردگارم در مورد این حاجت‏ام توجه کردم تا برایم برآورده سازى؛ خداوندا! آن حضرت را شفیع من کن.”
این حدیث شریف که بسیارى از اهل سنت بر صحت و اعتبار روایى آن تأکید کرده‏اند،۳۹۵ در منابعى‏ چون مسند احمد بن حنبل،۳۹۶ منتخب مسند عبد بن حمید (د. ۲۴۹ ق)،۳۹۷ سنن ترمذى،۳۹۸ سنن ابن ماجه،۳۹۹ سنن نسائى،۴۰۰ صحیح ابن خزیمه (د. ۳۱۱ ق)،۴۰۱ مستدرک حاکم،۴۰۲ و منابع فراوان دیگر به چشم مى‏خورد و به روشنى طلب شفاعت، توسل و استغاثه از پیامبر صلی الله علیه و آله را مورد تأیید قرار مى‏دهد. افزون بر این، در منابع روایى اهل سنت روایات فراوانى گرد آمده است که از طلب شفاعت، توسل و استغاثه صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله به آن حضرت حکایت دارد.
بسیارى از صحابه براى برآورده شدن حوائج خود آن حضرت را واسطه مى‏ساختند و به دعاى آن بزرگوار دل مى‏بستند.۴۰۳ در منابع روایى شیعه نیز در این باره احادیث فراوانى وجود دارد. به عنوان نمونه، از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود:
“إِن لِرَسُولِ اللهِ صلی الله علیه و آله شَفاعَهً فی أُمتِهِ؛۴۰۴
یعنى: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله را درباره امت‏اش شفاعتى است.”
و در صحیفه سجادیه که از اصیل‏ترین منابع شیعى و کتب اسلامى است بارها شفاعت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مورد طلب و درخواست قرار گرفته است.۴۰۵
روشن است که بر خلاف پندار سلفیه، امکان شفاعت به عنوان لطفى الهى هرگز بسترى براى گناه و مشوقى براى نافرمانى نخواهد بود. زیرا چنان‏چه از آیات قرآنى به دست آمد، این لطف امید بخش موقوف به اذن خداوند و تنها شامل حال کسانى است که اجمالًا مورد رضایت باشند.
چنان‏چه از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که در ضمن حدیثى فرمود: فرشته پروردگارم به نزد من آمد و مرا میان ورود نیمى از امتم به بهشت و شفاعت مخیر نمود، پس من شفاعت را برگزیدم. برخى صحابه آن حضرت گفتند: از خداوند بخواه که ما را در شفاعت تو قرار دهد! آن حضرت فرمود: شما و هر که بمیرد در حالى که چیزى را شریک خدا قرار نداده است در شفاعت من هستید.۴۰۶
از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده است که در ضمن حدیثى فرمود:
“شفاعت پیامبر صلی الله علیه و آله و شفاعت ما با گناهان شما از بین مى‏رود، بنابراین، اى گروه شیعیان! با اتکاى به شفاعت ما گناه نکنید، زیرا به خدا سوگند کسى که گناهى کبیره انجام دهد مشمول شفاعت ما نمى‏شود تا آن‏گاه که درد عذاب را بکشد و ترس دوزخ را ببیند”.۴۰۷
و نیز از همان حضرت روایت شده است که در واپسین لحظات عمر شریف خویش خطاب به خویشان و شیعیان خود فرمود:
“إن شفاعتنا لا تنال مستخفاً بالصلاه؛۴۰۸
همانا شفاعت ما به کسى که نسبت به نماز خود کم‏توجه باشد نمى‏رسد.”
جالب است که بسیارى از سلفیه روا بودن شفاعت پیامبر صلی الله علیه و آله در روز قیامت را باور دارند، اما خواستن آن در دنیا را روا نمى‏دانند! در حالى که اگر

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد دربارهدوران کودکی، بزرگسالان، سلامت عمومی، عدم تعادل

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu