منبع مقاله درباره 
سلامت روان، ناسازگاری، دلبستگی ایمن، کیفیت روابط

منبع مقاله درباره سلامت روان، ناسازگاری، دلبستگی ایمن، کیفیت روابط

تعهد زوج ها نسبت به ثبات ارتباط را محکم می کند و به طور مثبتی با سازگاری و رضایت زناشویی مرتبط است ( هلر و وود۳۰، ۱۹۹۸). بر اساس تعریف باگاروزی صمیمیت، نزدیکی ، تشابه و یک رابطه شخصی عاشقانه یا هیجانی با شخص دیگر است که مستلزم شناخت و درک عمیق از فرد دیگر به منظور بیان افکار و احساساتی است که به عنوان منشا تشابه و نزدیکی به کار می رود (باگاروزی، ۲۰۰۱). روابط صمیمانه بین زوج ها عامل اساسی ای است که ما بر اساس آن می توانیم رضایتمندی زناشویی را درک کنیم (کلی و برگن۳۱، ۱۹۹۱;رابینسون و بلانتون۳۲، ۱۹۹۳) . پژوهشها نشان می دهند که کیفیت روابط صمیمانه در بین زوج ها پیش بینی کننده های نیرومند تری برای سلامت روانشناختی و جسمانی زوج ها به شمار می رود(ستیل۳۳،۱۹۹۷).
سطوح پایین صمیمیت ، اعتماد و رضایت از رابطه، اغلب نشانگر پیوند دلبستگی ناایمن است(هازان و شاور،۱۹۸۷). زوج های دارای پیوند دلبستگی ناایمن از طریق الگوهای هیجانی دفاعی ، که مانع در دسترس بودن ، اعتماد و پاسخگو بودن است، تعامل برقرار می کنند(جانسون ،۲۰۰۴).
چنین زوج هایی مستعد اضطراب دلبستگی و رفتارهایی از قبیل اعتراض، خصومت و احساس یاس و بی علاقگی می باشند(بالبی،۱۹۶۹؛به نقل از جانسون،۲۰۰۴).در مقابل ، پیوند دلبستگی ایمن به وسیله وابستگی هیجانی ، اعتماد و در دسترس بودن مشخص می شود. پیوند ارتباطی ایمن به عنوان یک پایگاه و سپر ایمن در مقابل ناراحتی و آشفتگی عمل می کند و در اثر تقویت و ایجاد دلبستگی ایمن در چرخه ی تعاملی زوج ها صمیمیت زناشویی نیز به طور قابل توجهی می تواند افزایش پیدا کند.
هنینگ۳۴ (۲۰۰۷) بیان می کند که صمیمیت از عناصر چند گانه ای تشکیل شده است کـه در طـول زمـان رشد می کنند و از الگویی مرحله ای تبعیت می کنند. این الگو با صمیمیت عقلانی (گفتگو و خود افشایی) شروع می شود ، با صمیمیت جسمانی ( گرفتن دست ، در آغوش کشیدن و رابطه جنسی) ادامه می یابـد و سپس صمیمیت عاطفی ( در دسترس بودن، حمایت کردن، بیان عاطفی و حساسیت متقابل) منجر می شود.
پژوهشها نشان می دهند که کیفیت روابط صمیمانه در بین زوج ها پیش بینی کننده هـای نیرومنـد تـری برای سلامت روانشناختی و جسمانی زوج ها به شمار می رود(ستیل ،۱۹۹۷). همچنین پژوهش ها بیانگر این واقعیت می باشند که برخورداری از صمیمیت در بین زوج های متاهل ، از عوامل مهم ایجاد ازدواج پایداراست (کرافورد ۳۵و رودا ، ۲۰۰۴) و اجتناب از برقراری روابط صمیمانه از عواملی است که موجب شکسـت در زندگی خانوادگی خواهد شد(بلوم ،۲۰۰۶ ).
۲-۱-۲-۲ نقش صمیمت در ازدواج و تداوم زندگی
طبق یافته های روان شناسی حدود ۷۵% از اوقات ما صرف ارتباطات انسانی می شود و بر همین مبنا کیفیت زندگی هر شخص بستگی به کیفیت ارتباطات او با دیگران دارد. ارتباط عامل گسترش روابط صمیمی است. در سطح کاربردی ارتباط به زوج ها اجازه می دهد که مشکلاتشان را مورد بحث قرار داده وحل کنند و موضوعات مهم زندگیشان را مورد بحث و بررسی قرار دهند.
برای مثال همسرانی که نمی توانند در قالب ارتباط صمیمی احساساتشان را برای یکدیگر بروز دهند احتمالا در جنبه های مختلف زندگی زناشویی دچار مشکل می گردند و یا زوج هایی که قادر نباشند عدم توافق را به توافق تبدیل کنند اغلب گرفتار چرخه ای از گرفتاری های تمام نشدنی می شوند که برای سال ها تکرار می شود.یک اصل مهم در روابط میان انسانها وجود دارد و آن این است که، تغییر چشم انداز، به تغییر احساس منجر می شود . طرز تفکر زن و شوهر، احساسات آنها را در قبال یکدیگر تعیین می کند. زمانیکه ارزشهای یکدیگر را نفی می کنند دلگیر می شوند و زمانیکه یکدیگر را با دید مثبت نگاه می کنند، خشنود می شوند.
در آغاز آشنایی زن و شوهر تحت تاثیر خصوصیاتی نظیر وضع ظاهر، جذابیت، خلق وخو و محبت های یکدیگر قرار میگیرند و بندرت اتفاق می افتد که در این زمان به جنبه های نظیر همکاری ومشارکت توجه کنند. ممکن است جذاب ترین همسرها از مهارت های لازم برای انجام وظایف زندگی زناشویی بی بهره باشند.
نداشتن مهارت های لازم و طرز تلقی های مناسب، روابط زن و شوهر را با مشکل مواجه می کند .اگر قرار باشد زن و شوهر به اهداف عملی زندگی زناشویی خود ( انجام وظایف روزمره، اداره امور مالی، اداره خانواده، تربیت فرزندان و …) و اهداف عاطفی (لذت بردن از اوقات فراغت، روابط جنسی، تبادل نظر، گفتگو های خودمانی) جامه عمل بپوشانند،به این مهارتها نیاز مبرم دارند.
تحقق این اهداف مستلزم روحیه ی همکاری و برنامه ریزی و تصمیم گیری مشترک و تنظیم منطقی، کار و اجرای موثر آن است وقتی زن و شوهر فاقد این مهارتها هستند و اطلاع چندانی از روشهای زندگی زناشویی ندارند، احتمال بروز اختلاف و ناسازگاری بر سر سیاستگذاری و اجرای این سیاستها زیاد می شود. وقتی این ناسازگاریها در فضای خود محوری ، تعصب و چشم وهم چشمی قرارگیرد، به برخورد و عناد کشیده می شود.
اغلب زوجها متوجه نیستند که یکدیگر را با توجه به معیارهای اخلاقی خود می سنجند و بی آنکه بدانند تحت تاثیر رفتار پدر و مادر خود عمل می کنند؛ درست به همان اندازه که از سوی پدر و مادر خود بد خطاب می شوند همسر خود را به بدی متهم می کنند و همان واکنش پدر و مادر خود را نشان میدهند.۳۶
وقتی که یک رفتار واحد برای زن و شوهر دومفهوم سمبلیک متفاوت دارد، احتمال برخورد و بروز اختلاف زیاد می شود. با تکرار این قبیل برخورد ها پیوند زناشویی مشترک و همچنین روابط عمومی میان زن و شوهر تضعیف می شود. در واقع اگر زن و شوهر بتوانند پس از فروکش کردن عصبانیت احساس خود را در لحظات برخورد شرح دهند وبگویند که رفتار دیگری را چگونه تعبیر کرده اند امکان حل مسئله زیاد می شود.۳۷
یکی از علل اختلافات زناشویی انتظارات متفاوت زن و شوهر از نقش یکدیگر در خانواده است. معنای زن و مادر بودن، شوهر و پدر بودن چیست؟ اغلب زوجها درباره دخل و خرج خانواده، فعالیت های اجتماعی، گذراندن اوقات فراغت و تقسیم کار در خانواده باورهای متفاوتی دارند. زن و شوهر با پیش فرضها و تعصبات گوناگونی درباره ی موضوعات عاطفی و فعالیت های زندگی تن به ازدواج میدهند. این انتظارات اغلب در اوایل سالهای زندگی و در دوران کودکی بوجود میآیند. بطور مثال شوهر با الگو قرار دادن پدر خود، از زنش انتظار دارد که نقش مادر او را ایفا کند و یا اگر رفتار والدین خود را دوست نداشته باشد، ممکن است در جهت مخالف پدر حرکت کرده، از همسرش انتظار داشته باشد که رفتاری متفاوت از مادر را اتخاذ کند.
در اوایل زندگی زناشویی معمولا توقعات مربوط به چگونگی روند زندگی مشترک تحت تاثیر عشق و رویاهای خوشبختی، هیجان و دلبستگی های عاشقانه قرار می گیرد. در نتیجه زن و شوهر تا زمانیکه مشکلی بروز نکرده، درباره ی کارهای اجرایی خانواده، که اغلب انتظارات متفاوت زن و شوهر را آشکار می سازد، بحثی نمی کنند.۳۸
با آنکه بسیاری از زوج ها شاکی هستند که بقدر کافی با هم وقت صرف نمی کنند ، اما مشکل اصلی مدت با هم بودن نیست، مسئله اینجاست که این فرصت با هم بودن چگونه میگذرد .اختلافات اصولی احتمالا برای زندگی مشترک مضر هستند ، اما بدتر از آن کم توجهی زن و شوهر به راضی کردن یکدیگر هنگام صرف غذا، هنگام حضور در مهمانی ها و در رختخواب است.
اگر در برخوردها و برداشت های زن و شوهر از رفتار یکدیگر، بجای آنکه یکدیگر را به بی انصافی متهم کنند علت اصلی رنجش را جستجو نمایند بسیاری از واکنش های بی تناسب از بین می رود و احتمال دارد به این نتیجه برسند که علت اصلی ناراحتی آنها به جای رفتار ناپسند همسر، حساسیت خود آنهاست. با این آگاهی شدت واکنش فرو کش میکند و جای سرزنش را برخورد سازنده می گیرد.
با تمرین می توان به افکار پنهان خود دست یافت. اگر دقت کنید وگوش به زنگ باشید می توانید افکار رنج آور مقدم بر افکار انتقاد آمیز را پیدا کنید. می توانید با اصلاح این رفتار احساس رنجش و عصبانیت را از بین ببرید و یا در نهایت آنرا تخفیف دهید.۳۹
یکی ازگرفتاری های ازدواج های ناموفق این است که زن و شوهر گمان میکنند روابط آنها بهبود پذیر نیست . این باور با از بین بردن انگیزه ی اصلاح رفتار و اقدامات سازنده، هر گونه پیشرفت در مناسبات زناشویی را متوقف میسازد. از سوی دیگر تجربه نشان میدهد که حتی اگر یکی از طرفین ازدواج ( زن یا شوهر) رفتار سازنده ای در پیش گیرد، نه تنها به بهبود رابطه ی آنها کمک می کند بلکه در رفتار همسرش نیز تغییرات مثبتی ایجاد میکند. ۴۰
ازدواج پیچیده ترین رابطه انسانی است . در روابط انسانی بین دو نفر کمتر پیوندی مانند ازدواج می تواند چنان احساسات عظیم و ابدی در اشخاص تولید کند ، یا آنچنان سریع بین دو قطب شادیهای حد اعلی و سردیهای حد اعلی حرکت کند . به طوری که دو موجودی که یک روز با امید و عشق بهم پیوسته اند روز دیگر از پله های محضر بالا می روند و دلیل جداییشان ” ظلم وخشونت بی حد روحی ” عنوان می شود . ۴۱
بیشتر مردم تصورهای نادرستی از زندگی زناشویی دارند و اطلاعات خود را در مورد ازدواج از کتابها ، مجلات یا فیلمهایی دیده اند که روابط زناشویی را به صورت ایده آل به آنها می نمایاند در حالی که مشکلات ، سختیها و عدم تفاهم با همدیگر را در زندگی زناشویی نادیده می گیرند و احساسهای تنفرو غیر خوب را نسبت به همدیگر پیدامی کنند. در حالیکه هیچ دو نفری در دنیا یک جور نیستند و فرض ایجاد یک رابطه کامل و همه جانبه رویا و سراب است . در ازدواج شخص نمی تواند با حرفهای مطلق و بی چون و چرا ، کار را از پیش ببرد همچنین به یک زن چون شوهر کرده و بچه دار شده ،نمی توان تحمیل کرد که باید یک زندگی توأم با خشونت و بدرفتاری را تحمل کند وروی خوشی را نبیند . اکثر افراد زمانی به فکر مشکلات ازدواجشان می افتند که به مراحل جدایی و طلاق نزدیک شده باشند در حالی که باید بررسی را به درون ازدواج برد و به حل منازعات و مشکلات زندگی زودتر از آنچه ممکن است اقدام نمود.
در زندگی زناشویی بین همسران معمولاً بازیهای خاصی جریان دارد که روابط آنها را با همدیگر شکل می دهد . بسیاری از این بازیها به دلیل مشکلات و عدم تفاهماتی است که در روابط انها وجود دارد .
بنابراین زوجی که در جستجوی راهی برای نجات ازدواجشان هستند لازم است اقدام به همکاریها و کوششهای مشترکی کنند که بالغ خود را از احساس غیر خوب و افکار آزارنده قدیمی آزاد نماید و واقعاً درک کنند چگونه افکار قدیمی و غیرمنطقی ارتباط امروز آنها را در هم می شکند .
کرو۴۲و ریدلی۴۳ ، به نقل از موسوی (۱۳۸۴)، این مطلب را این گونه بیان می کنند.
قبول این تصور که ازدواج منبع رفاه فردی است باعث شده است تا ازدواج بر اساس عشق مورد پذیرش جامعه قرار گیرد : “

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه با موضوع استان کرمان، عوامل بیرونی، جامعه آماری، تحلیل SWOT

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu