مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش عالی

مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش عالی

کیفیت در آموزش عالی

امروزه ، موضوع کیفیت در دانشگاه ها یکی از اساسی ترین مباحث در حوزه آموزش عالی به حساب می آید . در سالهای اخیر ، سازمان ها و انجمن های جهانی هر کدام به موضوع کیفیت آموزش عالی و ارزیابی آن توجه اساسی داشته اند . بر طبق گفته سازمان یونسکو[1] ارزیابی باید فعالیت ها و عملکردها از جمله برنامه آموزشی ، نحوه ارائه آموزش ، پژوهش ، اساتید ، دانشجویان ، فضای آموزشی ، تأسیسات و تجهیزات و خدمات جانبی دیگر را در برگیرد . از این رو به منظور تحقق اهداف و رسالت های آموزشی ، پژوهشی ، خدماتی و رشد حرفه ای در دانشگاه ها نیازمند یک برنامه و مدیریت کیفی جامع است . بحث جدی در مورد کیفیت در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی از اواسط دهه 1960 یعنی زمانی که تقاضا برای مسئولیت پذیری و پاسخگویی دولتی شدت پیدا کرد ، عمومیت یافت و از ادبیات بسیار غنی و منسجم در جهان برخوردار شد و به دنبال آن نظریه پردازان بسیاری مفهوم کیفیت نظام دانشگاهی را از جنبه های مختلف مورد بحث و بررسی قرار دادند (خراسانی و همکاران ، 1389) .

در سال های اخیر ، دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی محور و منشأ تحول و توسعه در همه کشورها به خصوص در کشورهای در حال توسعه به شمار می روند . بنابراین شناسایی نقاط ضعف و قوت ، تشخیص فرصت ها و تهدیدها و تلاش به منظور رسیدن به وضعیت مطلوب و کسب جایگاه برتر از مهمترین وظایف دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی  می باشد . بنابراین دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی باید وضع موجود خود و میزان مطابقت آن با وضع مطلوب که همان اهداف می باشد را شناسایی کرده و به دنبال آن عدم مطابقت ها را تشخیص داده و برای برطرف کردن این شکاف و فاصله به چاره اندیشی بپردازند (رحمانی و فتحی ، 1387)

مطلب مرتبط :   نکات بسیار مهم در موفقیت تحصیلی فرندانمان چیست

کیفیت در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی با مسائل و مشکلاتی مواجه است . یکی از این مشکلات در رابطه با اهداف دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی است و مشکل دیگر اینکه دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی براساس رابطه بین آموزش دهندگان و یادگیرندگان و ذینفعان ، فرآیندی پیچیده و چند بعدی است . از این جهت که تعامل ورودی ها و خروجی ها و آنچه که به طور واضح خروجی ها را تعیین می کند ، مشکل است . چالش های موجود و پیش روی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی عاملی اساسی برای توجه به بحث کیفیت در نظام آموزش عالی است . در این ارتباط تأمین انتظارات بخش تقاضا و ذینفعان ( دانشجویان ، خانواده ها ، جامعه ، بنگاه های اقتصادی و سازمان های پیرامونی ) و وجود راهبردهای مدون در زمینه های آموزش ، پژوهش ، خدمات تخصصی و توسعه منابع ، فرآیندها و سیتم را ضروری می دانند ( باقری نژاد ، 1389) .

در صورتی که کیفیت دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی مطلوب نباشد ، آینده علمی و فنی کشور اطمینان بخش نخواهد بود . کیفیت پائین آموزشی ، هم چنین به فقر نیروی انسانی متخصص و ماهر می انجامد و در نتیجه اهداف برنامه های رشد و توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور با مشکلات عمده ای مواجه می شود و این امر دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی را زیر سؤال می برد ، چرا که نقش اساسی دانشگاه ها ، همانا در اتخاذ راهبردهای سنجیده جهت توسعه منابع انسانی و تربیت نیروی انسانی متخصص و ماهر جهت رشد و توسعه کشور است (نیستانی ،1389 ) .

مطلب مرتبط :   تجربیات برتر معلمان | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

2-17 مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش عالی

آموزش عالی در بسیاری کشورها ، بویژه جوامع غربی ، به سوی محیطی متمایل شده است که بازار در آن نقش مهمی ایفا می کند . در چنین محیطی ، تأمین خواست مشتری هدف اصلی مؤسسات محسوب می شود . بنابراین ، دانشگاه ها برای بقای خود ، راهی جز افزایش کیفیت و در عین حال کاهش هزینه ها ندارند . از طرف دیگر بنا به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران ، آموزش عالی وارد دوران جدیدی شده است که “رقابت” و “کیفیت” مشخصه های اصلی آن محسوب می شود . بنابراین آموزش عالی زمانی می تواند براساس نیاز ملی و در جهت گسترش فرهنگ و دانش مدیریت نوین استوار باشد که نظام مدیریتی با رویکرد مشتری محور و کیفیت گرا ایجاد شده باشد . ساختار و نظام مدیریت آموزش عالی از این لحاظ مورد توجه نظام مدیریت کیفیت واقع می گردد . مؤسسات آموزش عالی به عنوان پلی میان تولید کنندگان دانش و دانش پژوهان جهت پاسخگویی به تغییرات اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی خود نیازمند تحول جدی هستند (یزد خواستی و رجائی پور، 1388 ).

بر طبق گفته رجائی پور و همکاران (1388) مدیریت کیفیت فراگیر فرآیندی است که

متمرکز بر روی مشتری ها ، کیفیت محور ، متکی بر تیم ها که برای دستیابی به اهداف استراتژیک سازمان از طریق ارتقای مستمر فرآیندها ، توسط مدیریت ارشد سازمان رهبری می شود . ارکان فلسفی مدیریت کیفیت فراگیر عبارتند از : فرآیند گرایی ، مشتری محوری و بهبود مستمر (ص 74) .

مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش عالی عبارت است از فرآیند مستمر ایجاد بهبود و تحول در مدیریت آموزشی و نیروی انسانی ، ساختار سازمان ، برنامه ریزی آموزشی و درسی ، روش ها و فنون تدریس ، تجهیزات ، منابع و فضای آموزشی ، شیوه های برگزاری امتحانات ، تشخیص نیازهای جامعه و آموزش عالی در جهت انطباق به نیازها و خواسته های دانشجویان ، اولیاء و جامعه و تحقق کیفی اهداف آموزش عالی با مشارکت تمامی اعضاء سازمان آموزش عالی ( سعیدی پور ، 1384 ) .

مطلب مرتبط :   پرسش مهر 97 رئیس جمهور  ,بهترین پاسخ به پرسش مهر 98-1397 نوزدهم

مدیریت کیفیت فراگیر نگرشی نو به بهبود کارایی و انعطاف در سازمان است و یکی از اهداف اولیه آن درگیرسازی همه کارکنان ، اساتید و دانشجویان در همه بخش های سازمان یا دانشگاه ها به کار گروهی است تا خطاها شناسایی ، ردیابی و حذف شود و از این طریق از ضایعات جلوگیری به عمل آید (مهدوی و روحی ، 1387) .

[1] – UNESCO( United Nations Educational Social , and Cultural Organization )

Close Menu