مدیریت زمان و شیوه های آن

مدیریت زمان و شیوه های آن

– مدیریت زمان

2-1-3-1- تعریف مدیریت زمان

یکی از بهترین راه‌های استفاده از زمان محدود و با ارزش به کارگیری دائمی و هوشیارانه از مدیریت زمان است. تمام افراد موفق، در یک موضوع با هم توافق داشته و بر آن تاکید دارند. که در مقاطع مختلف زندگی به طور جدی روی سرمایه زمان خود و استفاده‌های احتمالی و نتایج آن به تفکر پرداخته‌اند و نوعی مدیریت زمان را عمال نمودند. «مدیریت زمان، عامل اساسی در موفقیت هر سازمان محسوب می‌شود، چیزی که تاکنون توجه چندانی به آن نشده است. مدیریت زمان و مدیریت کار اساساً معطوف به انضباط فردی است. نظامی که انتخاب می‌کنیم تا ما را در استفاده بهتر از فرصتمان یاری کند.» (الکوک، 1380، ص 6)

خاکی مدیریت زمان را از دو بعد نگرشی و فنی اداری بررسی می‌کند: «بعد نگرشی نوع برخورد با زمان متاثر از ارزش‌های فرهنگی فرد و جامعه است که فرد در آن زندگی می‌کند. برای اصلاح این بعد، فرد باید با ورود در فرایند «خودانتقادی تکاملی» هوشیارانه با پدیده‌ها روبه‌رو شود و سعی کند که بر پایه اصول حاکم بر زندگی شخصی و کاری خود، زمان را به امور گوناگون به نحو بهینه تخصیص دهد و از این طریق بهره‌وری خویش را افزایش دهد و در بعد فنی اگر بپذیریم که زمان به عنوان اصلی‌ترین سرمایه بشری نیازمند به مدیریت و اداره کردن در راستای تحقق اهداف است، باید در جستجوی روش‌ها و فنونی برآمد که با استفاده و به کارگیری آنها امکان مدیریت بهتر فراهم آید. (خاکی، 1380، ص 6-7)

«مدیریت زمان یعنی این که کنترل زمان و کار خویش را بدست گیرید و اجازه ندهید که امور و حادثه‌ها شما را هدایت کنند، به تعبیر دیگر اگر انسان در رابطه با جریان‌های زندگی، انفعالی عمل کند، زمان او به شدت هدر خواهد رفت.» (خاکی، 1380، ص 24)

مدیریت زمان به عنوان وسیله‌ای است که می‌تواند شما را از جایی که هستید به جایی که می‌خواهید، برساند.

 

2-1-3-2- اهمیت مدیریت زمان

برای یک مدیر در سازمان، رسیدن به اهداف آن سازمان با کمترین ضایعات و بیشترین تولید و ارائه خدمات در مدت زمان کمتر، کار مهمتر دیگری را نمی‌توان برشمرد. رسیدن به این اهداف با استفاده بهینه و مطلوب از امکانات و منابع موجود امکان‌پذیر می‌باشد. در صورت عدم دسترسی به این اهداف در سازمان‌های اقتصادی و تولیدی ضررهای مادی و مالی پیش‌بینی می‌شود که قابل برگشت است. ولی آیا بعد از اجرای برنامه آموزشی نامناسب و یا مدیریت غیراثربخش یک مرکز آموزشی، می‌تواند زمان و عمر طی شده افراد را دوباره برگرداند. (زیدآبادی، 1384، ص 26)

در جامعه کنونی، مدیریت و برنامه‌ریزی کارآمد زمان فقط یک امر مفید نیست بلکه به یک امر ضروری و اجتناب‌ناپذیر بدل گشته است، که رسیدن به اهداف زیر به کسب این مهارت بستگی دارد:

1-   دستیابی به اهداف شخصی در زندگی.

2-   رسیدن به اهداف سر موعد تعیین شده.

3-  کاری پرثمر و رضایتبخش به جای کار پر تنش و بی‌فایده. (لوئیس، 1381،
ص 9)

زمان همیشه به عنوان یک منبع مهم قلمداد شده است. ما عادت کرده‌ایم که اتلاف وقت را بیشتر به گردن دیگران بیاندازیم و خودمان را د آن مقصر ندانیم. ما همواره به لوازم و تجهیزات بهتری نیاز داریم، افراد باید بهتر با ما در ارتباط باشند، آنها نباید در کارها وقفه ایجاد کنند و غیره … ما از کمبود وقت بیشتر به عنوان پوششی استفاده می‌کنیم که فقدان برنامه‌ریزی یا دوراندیشی، تاخیرها و یا فقدان ضرب‌الاجل‌های تعیین شده قبلی در کارمان را از نظر دور دارد، اما واقعیت این است که ما در یک دنیای آرمانی زندگی نمی‌کنیم و بدین ترتیب مجبوریم با زمان و دیگر منابعی که در اختیار داریم به بهترین نتایج دست یابیم. (زیدآبادی، 1384، ص 27)

«سازمان یافته بودن در فضا یا در زمان موضوعی است صرفاً درباره آماده بودن، درباره این احساس که نبض کارها را در اختیار دارید به طوری که می‌توانید از همه فرصت‌هایی که در زندگی به شما می‌دهد و از همه مشکلاتی که در این رهگذر سر راهتان سبز می‌شود به نحو احسن استفاده کنید. وقتی به مهارت‌های مناسب در مدیریت زمان دست پیدا می‌کنید. به جای این که مقهور زمان و مشکلات شوید، آن را جشن می‌گیرید و از آن به سود خود استفاده می‌کنید، می‌دانید چه چیزی را انتخاب کنید و متمرکز هستید. (مورگن استرن، 1380، ص 6)

 

2-1-3-3- مراحل مدیریت زمان

توسعه و تقویت کردن مدیریت زمان شامل سه مرحله کلی است که به طور تدریجی و نسبی فرد در آن پیشرفت می‌کند. این مراحل عبارتند از:

1- حساس شدن ذهن نسبت به یک سرمایه عادی شده‌ای به نام زمان

از کودکی در گوش ما خوانده‌اند که «وقت طلاست» و به گمان خویش ذهن ما را نسبت به زمان و چگونگی مصرف آن حساس و هوشیار ساخته‌اند، غافل از این که طلا را هم می‌شود ذخیره کرد، و هم می‌توان آن را دوباره به دست آورد، درحالی که زمان را نه می‌توان دوباره به دست آورد و نه ذخیره کرد. چنین واقعیتی بشر را به طور تجربی به سوی مفهومی به نام «مدیریت زمان» هدایت کرده است.

مطلب مرتبط :   خدمات نقاشی ساختمان

2- شناسایی آفات، راهزنان زمان و دلایل اتلاف وقت

اسلامی (1373) آفات وقت را در سه زمینه دسته‌بندی می‌کند:

الف) آفاتی که به خود فرد مربوط است:

به نظر او اصلی‌ترین عامل اتلاف وقت، روحیات و خلقیات فردی است و دو عامل اصلی را مهمتر می‌داند 1) غفلت از ارزش زمان، 2) اشتغال به امور غیرضروری. ضمناً پاره‌ای از آفات وقت را که اکثر افراد گرفتار آن هستند بدین شرح می‌داند: نداشتن برنامه و اولویت کاری، بی‌نظمی، عجله، بار بیش از توان، پرحرفی، بی‌تصمیمی و غیره.

 

ب ) آفاتی که دیگران عامل آن محسوب می‌شوند:

علاوه بر خود فرد، دیگران نیز می‌توانند عامل اتلاف وقت باشند و چون دیگران هم ممکن است به مشکلاتی که فرد دچار است، مبتلا شوند و همین امر باعث می‌شود که اگر فرد اصلاح شود دیگران بتوانند وقت او را تلف کنند برای جلوگیری از اتلاف وقت توسط دیگران باید قاطع و محترمانه برخورد کرد. بخش عمده‌ای از وقت یک مدیر توسط دیگران تلف می‌شود از جمله موارد عمده‌ای که می‌توان نام برد عبارتند از: کار دیگران، جلسات، مراجعان، مکالمات تلفنی …

ج) اتفاقات و اتلاف وقت

از دیگر عواملی که باعث اتلاف وقت فرد می‌شود، اتفاقات است. از آنجا که اتفاقات عمدتاً پیش‌بینی نشده هستند، می‌توانند برنامه روزانه فرد را به هم بزنند. در اتفاقات دو اصل مهم ذخیره وقت، یکی پیشگیری و دیگری اولویت‌بندی در اقدام است. اگرچه بعضی از اتفاقات اجتناب‌ناپذیر است و راهی برای جلوگیری از آن وجود ندارد. ولی اگر فرد پیشگیری‌های لازم را انجام دهد می‌تواند از بروز بعضی اتفاقات جلوگیری کرده و وقت خود را ذخیره نمایند. (اسلامی، 1373، 34-60)

3- جستجوی راه‌کارهایی برای جلوگیری از اتلاف وقت و به‌کارگیری تدریجی آنها

همیشه گفته‌ایم «وقت کافی نداشتم» درحالی که زمان کاملاً در اختیار شما بوده، اما مهارت‌های لازم برای تنظیم زمانتان را نداشته‌اید. آیا هیچ به خودتان اندیشیده‌اید که میزان ساعات روز کافی نیست؟ نگران نباشید، شما در این عقیده تنها نیستید، اکثر مردم در تنظیم وقت خود دچار مشکل هستند ولی به راستی چرا؟

اگر درصدد کنترل زمان خود هستید باید علت وجودی این تمایلات قوی را بشناسید و راه اصلاح رفتار خویش را فراگیرید، چرا که شما قادر به ریشه‌کن کردن این خصوصیات نخواهید بود، ولی می‌توانید آنها را تحت کنترل درآورید.
(خاکی، 1380)

2-1-3-4- مهمترین عوامل اتلاف وقت

1- مغشوش بودن مسئولیت با اختیار:

– ناتوانی در تعیین دقیق مسئولیت‌های خود

– تداخل کارها

– مسئولیت بدون اختیار

2- مراجعین پیش‌بینی نشده:

– فقدان برنامه برای دسترس نبودن خود

– انتظار افراطی مرئوسین برای ارجاع همه امور به شما

– ناتوانی در خاتمه دادن به ملاقات‌ها

3- تصور نادرست از برنامه‌ریزی:

– عدم اطلاع از اهمیت موضوع

– بی فایده انگاشتن برنامه‌ریزی با این تصور که تنها معدودی از روزها، مهم و حیاتی هستند.

– برنامه را در ذهن داشتن ولی آن را برای نوشتن مهم ندانستن

4- کارکنان ناکافی:

– فقدان آموزش کارکنان موجود

– محدودیت بودجه

5- اطلاعات ناقص:

– فقدان سیستم

– فقدان اختیار

6- فقدان انضباط شخصی:

– فقدان اهداف یا معیارها

– عدم پیگیری

7- ناتمام گذاشتن وظایف:

– فقدان اهداف، اولویت‌ها و ضرب‌الاجل‌ها

– پرداختن به امور فوری

– آشفتگی میز کار

8- بی‌نظمی شخصی:

– بی نظمی از نظر بعضی از افراد نشانه پرکاری، اهمیت داشتن و خطیر بودن مقام شخص است.

– نگرش نسبت به از دست دادن کنترل

9- ضعف در برقراری ارتباط با دیگران

– استفاده از مجرای غلط

– تفاوت‌های ارزش افراد

– فقدان ارزیابی واکنش‌ها

10- مصاحبت و خوش و بش کردن با دیگران

– نیاز به ایجاد تنوع در رُل انجام کار یا محیط کار

– تمایل به اطلاع ا زاوضاع

– تصور این که این کار برای حرفه شما مهم است. (خاکی، 1380، ص 120-121)

 

2-1-3-5- از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم می‌شوند

1- کارهای مهم و فوری: این کارها خود به خود انجام می‌گیرند.

2- کارهای مهم و غیرفوری: این دسته کارهایی هستند که افراد موفق و غیرموفق را از هم جدا می‌کنند و معمولاً افراد ناموفق آن را به تعویق می‌اندازند.

3- کارهای فوری و غیرمهم: این کارها در جهت اهداف سازمان نیستند اما انجام می‌شوند.

4- کارهای کم اهمیت و غیرضروری: بعضی افراد به خاطر ناتوانی در انجام کارهای مهم و فوری خود را به این کارها سرگرم می‌کنند.

موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به انتخاب بین کارهای مهم و غیرمهم است. پس برای موفقیت:

1-   از کارهای غیرمهم صرف‌نظر کنید.

2-   کارها را اولویت‌بندی کنید.

3-   راهزنان وقت را بشناسید.

4-   راه‌های ایجاد وقت را یاد بگیرید.

 

2-1-3-6- راه‌های ایجاد وقت

1-   زنده کردن وقت مرده (مثل زمان‌هایی که در انتظار هستیم)

2-   انجام کارها به طور همزمان

3-   تنظیم کردن وقت خواب

4-   نه گفتن به درخواست‌های غیرمهم

5-   عقب انداختن کارهای غیر مهم. (جعفری، 1384)

مطلب مرتبط :   چگونگی ثبت اختراع در ایران

2-1-3-1- تعریف مدیریت زمان

یکی از بهترین راه‌های استفاده از زمان محدود و با ارزش به کارگیری دائمی و هوشیارانه از مدیریت زمان است. تمام افراد موفق، در یک موضوع با هم توافق داشته و بر آن تاکید دارند. که در مقاطع مختلف زندگی به طور جدی روی سرمایه زمان خود و استفاده‌های احتمالی و نتایج آن به تفکر پرداخته‌اند و نوعی مدیریت زمان را عمال نمودند. «مدیریت زمان، عامل اساسی در موفقیت هر سازمان محسوب می‌شود، چیزی که تاکنون توجه چندانی به آن نشده است. مدیریت زمان و مدیریت کار اساساً معطوف به انضباط فردی است. نظامی که انتخاب می‌کنیم تا ما را در استفاده بهتر از فرصتمان یاری کند.» (الکوک، 1380، ص 6)

خاکی مدیریت زمان را از دو بعد نگرشی و فنی اداری بررسی می‌کند: «بعد نگرشی نوع برخورد با زمان متاثر از ارزش‌های فرهنگی فرد و جامعه است که فرد در آن زندگی می‌کند. برای اصلاح این بعد، فرد باید با ورود در فرایند «خودانتقادی تکاملی» هوشیارانه با پدیده‌ها روبه‌رو شود و سعی کند که بر پایه اصول حاکم بر زندگی شخصی و کاری خود، زمان را به امور گوناگون به نحو بهینه تخصیص دهد و از این طریق بهره‌وری خویش را افزایش دهد و در بعد فنی اگر بپذیریم که زمان به عنوان اصلی‌ترین سرمایه بشری نیازمند به مدیریت و اداره کردن در راستای تحقق اهداف است، باید در جستجوی روش‌ها و فنونی برآمد که با استفاده و به کارگیری آنها امکان مدیریت بهتر فراهم آید. (خاکی، 1380، ص 6-7)

«مدیریت زمان یعنی این که کنترل زمان و کار خویش را بدست گیرید و اجازه ندهید که امور و حادثه‌ها شما را هدایت کنند، به تعبیر دیگر اگر انسان در رابطه با جریان‌های زندگی، انفعالی عمل کند، زمان او به شدت هدر خواهد رفت.» (خاکی، 1380، ص 24)

مدیریت زمان به عنوان وسیله‌ای است که می‌تواند شما را از جایی که هستید به جایی که می‌خواهید، برساند.

 

2-1-3-2- اهمیت مدیریت زمان

برای یک مدیر در سازمان، رسیدن به اهداف آن سازمان با کمترین ضایعات و بیشترین تولید و ارائه خدمات در مدت زمان کمتر، کار مهمتر دیگری را نمی‌توان برشمرد. رسیدن به این اهداف با استفاده بهینه و مطلوب از امکانات و منابع موجود امکان‌پذیر می‌باشد. در صورت عدم دسترسی به این اهداف در سازمان‌های اقتصادی و تولیدی ضررهای مادی و مالی پیش‌بینی می‌شود که قابل برگشت است. ولی آیا بعد از اجرای برنامه آموزشی نامناسب و یا مدیریت غیراثربخش یک مرکز آموزشی، می‌تواند زمان و عمر طی شده افراد را دوباره برگرداند. (زیدآبادی، 1384، ص 26)

در جامعه کنونی، مدیریت و برنامه‌ریزی کارآمد زمان فقط یک امر مفید نیست بلکه به یک امر ضروری و اجتناب‌ناپذیر بدل گشته است، که رسیدن به اهداف زیر به کسب این مهارت بستگی دارد:

1-   دستیابی به اهداف شخصی در زندگی.

2-   رسیدن به اهداف سر موعد تعیین شده.

3-  کاری پرثمر و رضایتبخش به جای کار پر تنش و بی‌فایده. (لوئیس، 1381،
ص 9)

زمان همیشه به عنوان یک منبع مهم قلمداد شده است. ما عادت کرده‌ایم که اتلاف وقت را بیشتر به گردن دیگران بیاندازیم و خودمان را د آن مقصر ندانیم. ما همواره به لوازم و تجهیزات بهتری نیاز داریم، افراد باید بهتر با ما در ارتباط باشند، آنها نباید در کارها وقفه ایجاد کنند و غیره … ما از کمبود وقت بیشتر به عنوان پوششی استفاده می‌کنیم که فقدان برنامه‌ریزی یا دوراندیشی، تاخیرها و یا فقدان ضرب‌الاجل‌های تعیین شده قبلی در کارمان را از نظر دور دارد، اما واقعیت این است که ما در یک دنیای آرمانی زندگی نمی‌کنیم و بدین ترتیب مجبوریم با زمان و دیگر منابعی که در اختیار داریم به بهترین نتایج دست یابیم. (زیدآبادی، 1384، ص 27)

«سازمان یافته بودن در فضا یا در زمان موضوعی است صرفاً درباره آماده بودن، درباره این احساس که نبض کارها را در اختیار دارید به طوری که می‌توانید از همه فرصت‌هایی که در زندگی به شما می‌دهد و از همه مشکلاتی که در این رهگذر سر راهتان سبز می‌شود به نحو احسن استفاده کنید. وقتی به مهارت‌های مناسب در مدیریت زمان دست پیدا می‌کنید. به جای این که مقهور زمان و مشکلات شوید، آن را جشن می‌گیرید و از آن به سود خود استفاده می‌کنید، می‌دانید چه چیزی را انتخاب کنید و متمرکز هستید. (مورگن استرن، 1380، ص 6)

 

2-1-3-3- مراحل مدیریت زمان

توسعه و تقویت کردن مدیریت زمان شامل سه مرحله کلی است که به طور تدریجی و نسبی فرد در آن پیشرفت می‌کند. این مراحل عبارتند از:

1- حساس شدن ذهن نسبت به یک سرمایه عادی شده‌ای به نام زمان

از کودکی در گوش ما خوانده‌اند که «وقت طلاست» و به گمان خویش ذهن ما را نسبت به زمان و چگونگی مصرف آن حساس و هوشیار ساخته‌اند، غافل از این که طلا را هم می‌شود ذخیره کرد، و هم می‌توان آن را دوباره به دست آورد، درحالی که زمان را نه می‌توان دوباره به دست آورد و نه ذخیره کرد. چنین واقعیتی بشر را به طور تجربی به سوی مفهومی به نام «مدیریت زمان» هدایت کرده است.

مطلب مرتبط :   غرفه سازی نمایشگاهی و مدیریت هزینه های آن

2- شناسایی آفات، راهزنان زمان و دلایل اتلاف وقت

اسلامی (1373) آفات وقت را در سه زمینه دسته‌بندی می‌کند:

الف) آفاتی که به خود فرد مربوط است:

به نظر او اصلی‌ترین عامل اتلاف وقت، روحیات و خلقیات فردی است و دو عامل اصلی را مهمتر می‌داند 1) غفلت از ارزش زمان، 2) اشتغال به امور غیرضروری. ضمناً پاره‌ای از آفات وقت را که اکثر افراد گرفتار آن هستند بدین شرح می‌داند: نداشتن برنامه و اولویت کاری، بی‌نظمی، عجله، بار بیش از توان، پرحرفی، بی‌تصمیمی و غیره.

 

ب ) آفاتی که دیگران عامل آن محسوب می‌شوند:

علاوه بر خود فرد، دیگران نیز می‌توانند عامل اتلاف وقت باشند و چون دیگران هم ممکن است به مشکلاتی که فرد دچار است، مبتلا شوند و همین امر باعث می‌شود که اگر فرد اصلاح شود دیگران بتوانند وقت او را تلف کنند برای جلوگیری از اتلاف وقت توسط دیگران باید قاطع و محترمانه برخورد کرد. بخش عمده‌ای از وقت یک مدیر توسط دیگران تلف می‌شود از جمله موارد عمده‌ای که می‌توان نام برد عبارتند از: کار دیگران، جلسات، مراجعان، مکالمات تلفنی …

ج) اتفاقات و اتلاف وقت

از دیگر عواملی که باعث اتلاف وقت فرد می‌شود، اتفاقات است. از آنجا که اتفاقات عمدتاً پیش‌بینی نشده هستند، می‌توانند برنامه روزانه فرد را به هم بزنند. در اتفاقات دو اصل مهم ذخیره وقت، یکی پیشگیری و دیگری اولویت‌بندی در اقدام است. اگرچه بعضی از اتفاقات اجتناب‌ناپذیر است و راهی برای جلوگیری از آن وجود ندارد. ولی اگر فرد پیشگیری‌های لازم را انجام دهد می‌تواند از بروز بعضی اتفاقات جلوگیری کرده و وقت خود را ذخیره نمایند. (اسلامی، 1373، 34-60)

3- جستجوی راه‌کارهایی برای جلوگیری از اتلاف وقت و به‌کارگیری تدریجی آنها

همیشه گفته‌ایم «وقت کافی نداشتم» درحالی که زمان کاملاً در اختیار شما بوده، اما مهارت‌های لازم برای تنظیم زمانتان را نداشته‌اید. آیا هیچ به خودتان اندیشیده‌اید که میزان ساعات روز کافی نیست؟ نگران نباشید، شما در این عقیده تنها نیستید، اکثر مردم در تنظیم وقت خود دچار مشکل هستند ولی به راستی چرا؟

اگر درصدد کنترل زمان خود هستید باید علت وجودی این تمایلات قوی را بشناسید و راه اصلاح رفتار خویش را فراگیرید، چرا که شما قادر به ریشه‌کن کردن این خصوصیات نخواهید بود، ولی می‌توانید آنها را تحت کنترل درآورید.
(خاکی، 1380)

2-1-3-4- مهمترین عوامل اتلاف وقت

1- مغشوش بودن مسئولیت با اختیار:

– ناتوانی در تعیین دقیق مسئولیت‌های خود

– تداخل کارها

– مسئولیت بدون اختیار

2- مراجعین پیش‌بینی نشده:

– فقدان برنامه برای دسترس نبودن خود

– انتظار افراطی مرئوسین برای ارجاع همه امور به شما

– ناتوانی در خاتمه دادن به ملاقات‌ها

3- تصور نادرست از برنامه‌ریزی:

– عدم اطلاع از اهمیت موضوع

– بی فایده انگاشتن برنامه‌ریزی با این تصور که تنها معدودی از روزها، مهم و حیاتی هستند.

– برنامه را در ذهن داشتن ولی آن را برای نوشتن مهم ندانستن

4- کارکنان ناکافی:

– فقدان آموزش کارکنان موجود

– محدودیت بودجه

5- اطلاعات ناقص:

– فقدان سیستم

– فقدان اختیار

6- فقدان انضباط شخصی:

– فقدان اهداف یا معیارها

– عدم پیگیری

7- ناتمام گذاشتن وظایف:

– فقدان اهداف، اولویت‌ها و ضرب‌الاجل‌ها

– پرداختن به امور فوری

– آشفتگی میز کار

8- بی‌نظمی شخصی:

– بی نظمی از نظر بعضی از افراد نشانه پرکاری، اهمیت داشتن و خطیر بودن مقام شخص است.

– نگرش نسبت به از دست دادن کنترل

9- ضعف در برقراری ارتباط با دیگران

– استفاده از مجرای غلط

– تفاوت‌های ارزش افراد

– فقدان ارزیابی واکنش‌ها

10- مصاحبت و خوش و بش کردن با دیگران

– نیاز به ایجاد تنوع در رُل انجام کار یا محیط کار

– تمایل به اطلاع ا زاوضاع

– تصور این که این کار برای حرفه شما مهم است. (خاکی، 1380، ص 120-121)

 

2-1-3-5- از نظر مدیریت زمان کارها به چند دسته تقسیم می‌شوند

1- کارهای مهم و فوری: این کارها خود به خود انجام می‌گیرند.

2- کارهای مهم و غیرفوری: این دسته کارهایی هستند که افراد موفق و غیرموفق را از هم جدا می‌کنند و معمولاً افراد ناموفق آن را به تعویق می‌اندازند.

3- کارهای فوری و غیرمهم: این کارها در جهت اهداف سازمان نیستند اما انجام می‌شوند.

4- کارهای کم اهمیت و غیرضروری: بعضی افراد به خاطر ناتوانی در انجام کارهای مهم و فوری خود را به این کارها سرگرم می‌کنند.

موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به انتخاب بین کارهای مهم و غیرمهم است. پس برای موفقیت:

1-   از کارهای غیرمهم صرف‌نظر کنید.

2-   کارها را اولویت‌بندی کنید.

3-   راهزنان وقت را بشناسید.

4-   راه‌های ایجاد وقت را یاد بگیرید.

 

2-1-3-6- راه‌های ایجاد وقت

1-   زنده کردن وقت مرده (مثل زمان‌هایی که در انتظار هستیم)

2-   انجام کارها به طور همزمان

3-   تنظیم کردن وقت خواب

4-   نه گفتن به درخواست‌های غیرمهم

5-   عقب انداختن کارهای غیر مهم. (جعفری، 1384)

Close Menu