فرهنگ سازمانی، فناوری اطلاعات

فرهنگ سازمانی، فناوری اطلاعات

قوى ترین رابطه و تنوع شغلی از ضعیف ترین رابطه برخودار بودند. همچنین نتایج نشان مى دهد که بین سن افراد به عنوان یکى از ویژگى هاى شاغل و استفاده از فناورى اطلاعات، رابطه منفى وجود دارد. (اکبری و اسماعیل زاده، ۱۳۹۲)

قوچانی و بدری زاده در سال ۱۳۹۰ در مطالعه ای به بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی بر استقرار سیستم های اطلاعات پرداختند. آنها وضعیت سازمان را با استفاده از الگوی فرهنگ سازمانی “ویلینگ کی و ووک کی وی۳۵” توسط پنج متغیر تصمیم گیری گروهی، یادگیری، اشتراک قدرت، مشارکت و تحمل مخاطره بررسی نمودند. نتایج مطالعه آنها نشان داد که تأثیر فرهنگ تصمیم گیری گروهی، یادگیری، اشتراک قدرت، مشارکت و تحمل مخاطره در سازمان ها بر استقرار سیستم های اطلاعاتی معنی داری می باشد. (قوچانی و بدری زاده، ۱۳۹۰، ص ۸۴)

معلق و همکارانش در سال ۱۳۸۸ در مطالعه ای موردی، تاثیر فرهنگ سازمانی بر روی موفقیت پیاده سازی سیستمهای برنامه ریزی منابع سازمان را بررسی نمودند. آنها فرهنگ سازمانی را بر مبنای مدل “ویلینگ کی و ووک کی وی” به پنج دسته متغیر تصمیم گیری گروهی، یادگیری و توسعه، اشتراک قدرت، مشارکت، همکاری و پشتیبانی و تحمل مخاطره و تعارض شکسته و وضعیت سازمان در این زمینه بررسی نمودند. بر اساس نتایج تحقیق وجود فرهنگ مشارکت، همکاری و پشتیبانی، تحمل مخاطره و تعارض باعث موفقیت در پیاده سازی سیستمهای برنامه ریزی منابع سازمان می شود. همچنین مشخص شد که فرهنگ مشارکت، همکاری و پشتیبانی نسبت به فرهنگ تحمل مخاطره و تعارض از اولویت بالاتری در موفقیت پیاده سازی سیستمهای برنامه ریزی منابع سازمان برخوردار است. (معلق و همکاران، ۱۳۸۸)
۲-۳-۲- پژوهشهای انجام شده در خارج در زمینه فرهنگ سازمانی و فناوری اطلاعات و ارتباطات:
یک مطالعه که در سال ۲۰۱۰ به شناسایی ابعاد فرهنگ سازمانی در زمینه اتخاذ نوآوری تکنولوژیکی، یعنی علت دید، ترکیب ساختار سازمانی، مکانیسم های پشتیبانی، و رفتار نوآورانه کارکنان پزشکی پرداخته است، نشان داد که ابعاد فرهنگ سازمانی باعث عمل کردن یا فعال نمودن و یا مهار نوآوری های تکنولوژیک می شود. (لو۳۶ و همکاران، ۲۰۱۰)
پژوهشگران غالبا به فرهنگ ملی به عنوان عامل موثر بر پذیرش تکنولوژی استناد می کنند، اما هنوز تحقیقات اندکی به طور مستقیم چگونگی یا درجه تأثیر فرهنگ ملی بر پذیرش فن آوری اطلاعات را بررسی نموده اند. از تمام عوامل که باید در تصویب فناوری اطلاعات در نظر گرفته شود، احتمالا مجزا نمودن، تعریف و اندازه گیری فرهنگ سخت تر از سایر موارد می باشد. دانشمندان فناوری اطلاعات بارها به ابعاد فرهنگی توسعه یافته توسط هافستد با نفوذ ترین محقق در زمینه ارزش کار میان-فرهنگی اشاره کرده اند. (کاردون۳۷ و مارشال۳۸، ۲۰۰۸)
در سال ۲۰۰۹، گوو۳۹ و همکارانش نتایج مطالعه اکتشافی خود را که به بررسی تاثیر فرهنگ ملی و سازمانی در استفاده از فن آوری در زمینه های چند ملیتی پرداخته بود، ارائه دادند. آنها مطالعه خود را در سازمان های چند ملیتی آسیا با دفاتر مرکزی در استرالیا و شعبات در کره، مالزی و تایلند انجام دادند. مصاحبات آنها که بصورت چهره به چهره و ازطریق ایمیل انجام شد، نشان داد که فرهنگ سازمانی جهانی این سازمان های چند ملیتی ممکن است سازگاری استفاده از رسانه ها را بین ستادها و شعبات توضیح دهد. (گوو و همکاران، ۲۰۰۹)
همچنین ال-گهتانی و همکارانش در یک مطالعه درعربستان سعودی به بررسی اثر فرهنگ و پذیرش استفاده از فناوری اطلاعات پرداختند. مدلی که آنها ارائه دادند در جوامع غربی (جوامع با فرهنگ غربی) قابل استناد نبود. آنها نظریه یکپارچه پذیرش و استفاده از تکنولوژی که یک مدل پذیرش کاربر از فن آوری اطلاعات می باشد را مطرح نمودند. رویکردهای مختلفی برای مطالعه و بررسی اثرات فرهنگ سازمانی استفاده شده است. یکی از آنها اعمال روش های کمی برای شناسایی و اندازه گیری ابعاد فرهنگی ملی است. آنها به بررسی پذیرش استفاده از تکنولوژی در ۷۲۲ کارمندی که از برنامه های کاربردی کامپیوتر رومیزی استفاده می کردند پرداختند. آنها با استفاده از نظریه خود تفاوت های فرهنگی که پذیرش استفاده از تکنولوژی اطلاعات را در دو جامعه آمریکای شمالی و عربستان سعودی تحت تأثیر قرار می دهد را سنجیدند. آنها اثر مثبتی بین امید به عملکرد و قصد آن یافتند اما هیچ اثری از تعامل بین امید به عملکرد و سن و جنس وجود نداشت. تعامل منفی بین امید به تلاش و تجربه در قصد انجام کار نشان داد که با افزایش سالهای تجربه با کار کامپیوتری میزان سهولت استفاده از آن در پیش بینی رفتار و نیات مردم عربستان کم اهمیت تر می گردد. در فرهنگ است که بعد قدرت از راه دور مشخص می گردد. آنها استدلال کردند که افراد بیشتر تمایل به نشان دادن احترام به اقتدار و مطابقت با انتظارات دیگران در نقش های مهم و یا برتر را دارند. (ال-گهتانی و همکاران، ۲۰۰۷)
در سال ۲۰۱۰، شوکت و ظفر به بررسی تأثیر عوامل جامعه شناختی و سازمانی بر اتخاذ تکنولوژی اطلاعاتی در پاکستان پرداختند. آنها فاکتورهای فرهنگی، انسانی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را در ۴۸ شرکت، ۲۴ بانک (۱۲ بانک محلی و ۱۲ بانک خارجی) و ۲۴ کارخانه (۱۲ کارخانه محلی و ۱۲ کارخانه خارجی) پاکستان بررسی نمودند. آنها فرضیه خود را بر پایه این اصل که متغیرهای فرهنگی مهم ترین عامل در اجرای هر تغییری در تکنولوژی می باشندتعریف نمودند. نتایج بدست آمده نشان داد که ب
ه طور کلی، فرهنگ سازمانی در پیاده سازی و اجرای فن آوری اطلاعات درهمه سازمان ها نهفته است. امروزه مدیریت در جامعه کسب و کار جهانی چند ملیتی اغلب با تفاوت های فرهنگی که می تواند مانع از نصب موفقیت آمیز برای هر فن آوری جدید شود، روبرو می گردد. (شوکت و ظفر، ۲۰۱۰)

مطلب مرتبط :   جغرافیای شهری، برنامه‌ریزی شهری

ایندیج و همکارانش با انجام مطالعه ای در سال ۲۰۱۰ در کشور کنیا، بدون رد کردن مشکلات مربوط به طبیعت تکنولوژیکی، نشان دادند که بسیاری از مشکلات در اجرای سیستم اطلاعاتی مدیریت مالی سازمان ممکن است به عوامل سازمانی نسبت داده شود، که مربوط به فرهنگ سازمانی موجود در درون دولت است و فرهنگ سازمانی نفوذ قوی بر روی پیاده سازی و توسعه سیستم های اطلاعات مالی دارد. فرهنگ سازمانی می تواند ارتباط بین اتخاذ فن آوری و رشد سازمانی را پشتیبانی و در نتیجه می تواند یک عامل حیاتی موفقیت در توسعه و پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی گردد. شناسایی و درک معانی، هنجارها و قدرت در سازمانها هنگام توسعه و پیاده سازی یک سیستم اطلاعات بسیار مهم و مورد توجه می باشد. (ایندیج و همکاران، ۲۰۱۰)
همچنین مطالعه ای در سال ۲۰۰۱، عملکرد سیستم های اطلاعاتی از طریق فرهنگ سازمانی بررسی نمود. محققین تصمیم گرفتند روابط متقابل بین تکنولوژی اطلاعات، سیستم های اطلاعات و فرهنگ سازمان را بررسی نمایند. سپس برچگونگی تأثیر فرهنگ سازمانی بر روند خاص افتراق فرهنگ انفورماتیک و فرهنگ اطلاعاتی-دومی پیاده سازی و توسعه سیستم های اطلاعاتی را اجازه میدهد- تمرکز نمودند. در نهایت، بر انسجام فرهنگی که پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی نیاز دارد، تأکید نمودند. به منظور انجام این کار، آنها طوری برنامه ریزی نمودند که اندازه گیری درجه امکان سنجی فنی و مالی از سیستم های اطلاعات در خصوص تلاش های کمی و قابل اندازه گیری سازمان باید پیاده سازی آن را همراه با سازگاری این سیستم با فرهنگ موجود قبلی فراهم سازد. آنها با توجه به نیاز به تغییر فرهنگی، استدلال نمودند که بهترین انتخاب اجرای فرهنگ حبابی است. در این مقاله آنها سعی کرده اند تا ثابت کنند که سرمایه گذاری نقدی در فناوری اطلاعات/سیستم اطلاعات برای تولید نتایج مثبت در یک شرکت کافی نیست. یک جزء خاص در درون هر سیستم اطلاعاتی، یک انسان (به خودی خود به عنوان تعامل با دیگران در نظر گرفته شده) باید برای موفقیت چنین سیستم اطلاعاتی وجود داشته باشد. این صرفا مستلزم استفاده فنی از این تجهیزات نیست، اما به طور خاص از نظر کیفی، به عنوان رفتار سازمانی قابل درک می باشد. تجزیه و تحلیل ها از فرهنگ انفورماتیکی و فرهنگ اطلاعاتی در سازمان نشان داد که این فرهنگ اطلاعاتی است که اجازه می دهد شرکت بهترین سود را با بهره وری از فناوری اطلاعات/سیستم اطلاعات بدست آورد. متاسفانه، همه شرکت ها در یک وضعیت قرار ندارند و بعلاوه فناوری اطلاعات/ سیستم اطلاعات همان نسبت هزینه/ سود را برای همه آنها در پی ندارد. هم افراد و هم گروهها در برابر پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی مقاومت نشان دادند که نمی توان آنرا به دلیل پذیرش تغییرات فرهنگی دانست. بدون ممیزی و تلاش برای پیش بینی عواقب فرهنگی رفتار سازمانی مرتبط با شک پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی، اجرای چنین سیستمی با احتمال بسیار زیاد به شکست می انجامد، و مهم نیست که چقدر پول در این سیستم سرمایه گذاری شده باشد. (کلیور۴۰ و همکاران، ۲۰۰۱)

مطلب مرتبط :   تجارت الکترونیک، تجارت الکترونیکی

مأخذ: کلیور و همکاران، ۲۰۰۱
در کوتاه مدت، موفقیت سیستم های اطلاعات در درون یک شرکت توسط تلاقی داده ها، فن آوری اطلاعات و مردم (نه تنها از نقطه نظر فنی، بلکه به عنوان افراد در فرهنگ سازمانی) بدست خواهد آمد. اطلاعات به دست آمده از سیستم های اطلاعاتی برای هر نوع فرآیند تصمیم گیری به سه مولفه و ارتباط مناسب میان آنها بستگی دارد. (همان منبع، ۲۰۰۱، ص ۲۵۱)
رفتار کاربر کلیدی اثر مهمی بر روی عملکرد تکنولوژی اطلاعات دارد. با این حال، در مورد اثر تعدیلگری فرهنگ سازمانی بر رابطه بین دانش کاربر کلیدی، نگرش و عملکرد دپارتمان فناوری اطلاعات شناخت کمی وجود دارد. در سال ۲۰۱۲ مانهوی هوانگ۴۱ به بررسی این اثر پرداخت. در این مطالعه محققین برای آزمون اثر تعدیلگری مدلسازی خطی سلسله مراتبی (HLM) انجام دادند. نتایج نشان داد که در یک سازمان با فرهنگ کاربردی فناوری اطلاعات قوی، دانش کاربر کلیدی بر روی عملکرد بخش فناوری اطلاعات اثر بیشتری داشته، و نگرش اثر کمتری دارد. (هوانگ، ۲۰۱۲)
دیوید نیکلز۴۲ و همکارانش در سال ۲۰۱۰ به بررسی رابطه بین درجه تجانس فرهنگ سازمانی حاکم و سطوح بلوغ همترازی استراتژیک در سازمانها پرداختند. نتایج این مطالعه نشان داد که ارتباط معنی داری بین سطح مدیران از توافق بر فرهنگ سازمانی غالب و سطح بلوغ هم ترازی استراتژیک درشرکتهای نمونه وجود دارد. هر چه تجانس فرهنگ شرکت بیشتر بود، سطح بلوغ هم ترازی استراتژیک بالاتری در آنها وجود داشت. نتایج مطالعه دو پیامد برای زمینه سیستم های اطلاعات مدیریت را در نظر گرفت. اول، پتانسیلی که از بعد سوم دستیابی به هم ترازی فناوری اطلاعات کسب و کار و تجانس فرهنگ سازمانی پشتیبانی می کند. دوم، نتایج نشان می دهد که برای ادامه تحقیقات به بررسی های بیشتر پتانسیل این رابطه برای بهبود هم ترازی فناوری اطلاعات کسب و کار یک سازمان نیاز است. (نیکلز و همکاران، ۲۰۱۰)
در سال ۲۰۰۷ یک محقق شرقی با تکیه بر دیدگاه فرهنگی به بررسی توسعه فن
آوری های اطلاعات و ارتباطات از جمله برنامه ریزی و مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات، زیرساخت های سخت افزاری، منابع نرم افزار و خدمات، توسعه حرفه ای، و شیوه های آموزشی فن آوری های اطلاعات و ارتباطی-پشتیبانی در مدارس شرقی پرداخت. اگرچه استفاده از فن آوری های اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش از نگرانی های اصلی برای مربیان در سراسر جهان است با این حال، فرهنگ نفوذ قوی در طراحی، استفاده، و همچنین مدیریت اطلاعات، ارتباطات و سیستم های یادگیری دارد. با توجه به اینکه سنت فرهنگی شرق، همراه با سایر عوامل اجتماعی، مبتنی بر گروه تحت سلطه معلم و فرهنگ آموزشی سازمان یافته مرکزی شکل داده است، این مطالعه تاثیر فرهنگ آموزشی در استفاده از فن آوری، و همچنین نقش فناوری در تغییر تعلیم و تربیت را برجسته نمود و تعدادی از چالش های مهمی را که مربیان شرقی نیاز به مقابله با آنها را دارند نیز نشان داد. این چالش ها عبارت اند از: ۱) انتشار فناوری اطلاعات و ارتباطات به شیوه همه معلمان در تمام مدارس در هر دو مناطق در حال توسعه و توسعه نیافته؛ ۲) توسعه بخشیدن به مشارکت بین مدارس، موسسات تحقیقاتی، سازمانهای دولتی، و بخش های کسب و کار برای ایجاد زیرساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات مقرون به صرفه و ایجاد منابع نرم افزاری فن آموزش و پرورش صوتی؛ ۳) دوباره شکل دادن به جوامع حرفه ای که مایل به آزمایش ایده های جدید و فن آوری در بهبود مستمر و بازتابنده خدمت دارند؛ ۴) با سازماندهی فناوری اطلاعات و ارتباطات به تلاش سیستمیک برای تغییر مدرسه، کمک به تکامل فرهنگ یادگیری شرقی در عصر دانش. (ژانگ۴۳، ۲۰۰۷)
برس و همکارانش در سال ۲۰۰۸ به بررسی تأثیرات استراتژیک فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی، مدیریت دانش و اصول و فرهنگ یادگیری سازمانی حکومت الکترونیک در سازمانهای اداری عمومی پرداختند. آنها برای اولین بار یک مدل مفهومی از ارتباط فناوری اطلاعات و ارتباطات، مدیریت دانش و یادگیری سازمانی را توسعه دادند وسپس آن را بطور عملیاتی و تجربی بر روی سازمان های اداری عمومی اسلوونی آزمایش کردند. مدل آنها در سایر کشورهای در حال توسعه نیز قابل استفاده می باشد. اما آنها در این مدل با توجه به اثربخشی و بهره وری دولت الکترونیک از اطلاعات کاربران استفاده نکردند. آنها هیچ داده ای از شهروندان و رضایت کاربران بدست نیاوردند. این مطالعه ارتباط نسبتاً ضعیفی را بین فاکتورهای یادگیری سازمان نشان داد. (برس و همکاران، ۲۰۰۸)
پلیسکین۴۴ و همکاران (۱۹۹۳)، بر مفاهیم فرهنگ سازمانی که به درستی درک نمی شوند و موجب مقاومت در برابر اجرای فناوری اطلاعات می گردند، تمرکز نمودند.

مطلب مرتبط :   تجارت الکترونیک، تجارت الکترونیکی

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu