دانلود پایان نامه ارشد درباره
حق مالکیت، تعلیم و تربیت، ترک فعل، مباشر

دانلود پایان نامه ارشد درباره حق مالکیت، تعلیم و تربیت، ترک فعل، مباشر

ز آنچه که شارع ،وضع کرده است ،خواه حقوق به معنی اخص باشد خواه
تکالیف ،بنابراین در این معنی،استعمال علم حقوق در عصر ما صحیح است نه در معنی اخص » ۴
اقسام حق :
حقوق دانان اسلامی حقوق را موردتقسیمات گوناگون قرار داده اند که عمق مطالعات آنان را نشان می دهد.
«اول حق الله ودوم حق الناس ، در تعریف این دو گفته اند «حق الناس (یاحق العبد ویاحقوق آدمین )آن است که انسان بتواند آنرا ساقط کند ، جز این هرچه باشد حق الله است، مانند مجازات ها و مقررات خمس و زکات که همه حق الله است. اما اسقاط حق مالکیت نشان می دهد که حق مالکیت ،حق الناس است .حق الناس جنبه حق خصوصی دارد ولی حق الله جنبه حق عمومی دارد.»۵
۱-۱-۳ – رابطه حق و تکلیف
« ذالک بان الله هوالحق و ان ما یدون ما دونه هوالباطل»۶
حق کلمه ای است عام ، ضد باطل ، و به معنای عدیده اطلاق می شود .
«کاملترین مصداق آن وجود یگانه حق سبحانه وتعالی است ، ذات احدیت را حکمای اشراق ، نورالانوار و صوفیه ، حقیقه الحقایق گویند .»۷
حق به عناوین مختلف تعبیر شده ، از جمله می توان به معانی زیر برای حق اشاره کرد :
«راست و درست و بی کم و کاست ، مانند وعده حق جل شانه که حق و درست است»۸
بهره و نصیب و مال و ملک ، هنگامی که گفته می شود فلان چیزحق فلان شخص است
دوری از خطا و لغزش و پیروی از صراط مستقیم
آنچه که با موازین و کمالات مطلوب اخلاق تطبیق کند و آنچه که از روی عدل و انصاف درخور خواستن و رعایت آن ، لازم و واجب باشد .
قدرت یا معصیت یا اختیار و اقتدار و سلطه ای است که برای اشخاص و اجتماعات شناخته شده و بر مبانی اخلاق و عادت استوار است ، مانند حق حیات ، حق مالکیت و زوجیت ، حق رای و انتخاب کردن و انتخاب شدن و امثال آن
گاه هم حق به معناو مفهوم تکلیف به کار رفته است ،
چنانچه امام سجاد (علیه السلام) در رساله خود معروف به رساله حقوق ، اصل و ریشه حقوق را حقوق الهی دانسته و حقوق دیگران را متفرع بر آن برشمرده و به تفصیل در رابطه خلق با خالق و رابطه فرد با همنوع و رابطه انسان با نفس خود ، بحث نموده است .
پس برای هر انسانی حقی است و علیه او نیز حقی است و به عبارت دیگر احکام حقوقی به دو قسمت تقسیم می شود : ۱ – حق ۲ – تکلیف
«حق حکمی است که موجبات انتفاع مستقیم ذی حق را از موضوع آن فراهم و تکلیف حکمی است که مکلف را ملزم به انجام عملی می نماید که خود به طور مستقیم از آن منتفع نمی گردد و ظاهرا مشقت بار بودن آن نیز به همین خاطر است به عنوان مثال پرداخت مالیات ها در جوامع بشر ی یک تکلیف است در حالی که استفاده از مایملک توسط مالک یک حق می باشد.همچنین هر حقی در نقطه مقابل برای دیگران ایجاد تکلیف می نماید . وقتی می گوییم کسی حقی دارد از چیزی یا کسی بهرمند گردد ، درست به این معنی است که افراد دیگر مکلف هستند حق او را محترم بشمارند و مانع استیفای حق او نشوند.و اگر گفته شود افراد نباید در مال کسی بدون اجازه او تصرف نمایند این بدان معناست که مالک حق تصرف در اموالش را دارد .»۹
در نتیجه باید گفت :« هر تکلیف و مسئولیتی مستلزم حقی است و هر حقی ، تکلیف و مسئولیتی را به دنبال دارد . دو مفهومی که باید روبروی هم قرار گیرد «حق» و «تکلیف» است نه حق و حکم ، زیرا حق نیز از آثار حکم است و باید اینگونه تقسیمات را در انواع حکم جستجو کرد . حکمی که حق می آفریند و حکمی که تکلیف به بار می آورد و موقعیت های حقوقی ایجاد می کند.»۱۰
به عبارت دیگر« حق درجه ضعیفی از مالکیت است که برای « شخص » جعل شده است به گونه ای که اگر مشخص نباشد حق نیز نخواهد بود ولی در وضع حکم ، شخص مورد نظر نیست.»۱۱
علاوه بر این« شارع اسلام در حق « توانایی و سلطنت » را برای شخص در چیزی یا در مقابل کسی اعتبار کرده است ، اما در حکم جعل شارع صرفا رخصت انجام دادن فعلی یا ترتیب اثر دادن بر فعل یا ترک فعل انسان است.»۱۲
بنابراین ،« حکم فقط از طرف شارع جعل می شود . مکلف در آن سلطه ای ندارد ، برخلاف حق که شخص را بر انجام و ترک فعل قادر و مسلط می سازد.»۱۳
۱-۱-۴ – معنا و مفهوم تربیت
الف ) معنای لغوی :
«کلمه تربیت از ریشه کلمه « ربا ، یربو » گرفته شده است که معنای آن عبارت از رشد است و رباالولد را اینگونه معنا کرده اند : فرزند رشد ونمو کرد و یا ربی الولد : کودک را پرورش داده ، تربیت کرد ، بزرگ کرد.» ۱۴
و همچنین به معنای « پروردن ، پروراندن ، آداب و اخلاق را به کسی آموختن ، پرورش »۱۵ نیز آمده است .
ب ) معنای اصطلاحی :
در این زمینه شهید مطهری چنین می نویسد :
«تربیت عبارت است از پرورش دادن ، یعنی استعدادهای درونی که بالقوه در یک شی وجود دارد به فعلیت درآوردن و پروردن و لهذا تربیت فقط در مورد جانداران ، یعنی گیاه ، حیوان و انسان صادق است و از همین جا معلوم می شود که تربیت باید تابع و پیرو فطرت باشد.»۱۶
«تربیت هدایت و اراده جریان ارتقائی وتکاملی بشر است به گونه ای که به سوی الله جهت می دهد و یا تربیت عبارت است از احیای فطرت خدا آشنایی انسان و پرورش ابعاد وجود او در جهت حرکت به سوی کمال بی نهایت ».۱۷
و یا اینکه محمد التوفیق المقداد تربیت را اینگونه معنا می کند :
«تربیت مکتبی است که در آن مربی نفس متربی را ربانی می کند و مربی خود یقینا باید دارای نفس ربانی باشد و آن نفس ربانی را اعتقادات حقه ، منطق وجهت می دهد و بر آن شخصیت ربانی صفات شایسته و سیرتهای نیکو و اخلاق حسنه سایه می نهد و از آن نفس و آن شخصیت اعمال صالحه سر می زند و همین اعمال به آن وجود ، قوام و دوام می بخشد ، تا در شدائد احوال نفس از جای نرود و شکست نپذیرد .»۱۸
همانطور که جنسیت جنین توسط مولای حکیم مشخص می شود دوقلو و چندقلو شدن جنین نیز به دست اوست از طرفی اگر خداوند اراده کند زن یا مرد را عقیم می سازد و تمام این ها نشان دهنده این مطلب است که ما از خود هیچ نداریم و هیچ قدرتی جز قدرت مطلقه خداوند در هستی حکومت ندارد و اگر نعمتی هم به ما می دهد به سبب لطف و کرم بی منتهای اوست .
بنابراین اعتراض ما نسبت به موجودی که کوچکترین دخالتی در حیات و ممات و صحت و سقم او نداریم ریشه ای جز جهل و ناآگاهی ما ندارد که نه خود را شناختیم و نه ولی نعمت خود را که به قول حضرت امیر مومنان علی (علیه السلام) :
« من عرف نفسه ، فقد عرف ربه »۱۹هرکس خود را شناخت خدای خویش را هم شناخته است .
موضوع تربیت امروزه ، نه تنها در جوامع و خانواده های مسلمان مورد توجه قرار گرفته و هر پدر و مادری آرزو می کند که فرزندان خود را طبق رهنمود های صحیح و اصول و ارزش های الهی تربیت کرده و در نهایت فرزندی رشد یافته و کارآمد داشته باشد بلکه اهداف عالی و اخلاقی تعلیم و تربیت از مهم ترین دغدغه های جهانی است .
« بحث تعلیم و تربیت ، بحث ساختن افراد و انسان است یک مکتب که دارای هدف های مشخصی است و مقررات همه جانبه ای دارد و به اصطلاح سیستم حقوقی ، سیستم اقتصادی و سیاسی دارد ، نمی تواند یک سیستم خاص آموزشی نداشته باشد ، زیرا مکتبی که می خواهد در بین مردم یک طرح خاص اخلاقی یا اقتصادی و یا سیاسی را پیاده کند ، قطعا این ها را برای انسان ها می خواهد ، اعم از اینکه فرد انسان هدف باشد و یا جامعه انسانی .البته این مسئله اصالت فرد یااصالت جامعه خود مسئله ایست که باید بحث شود اگر هدف جامعه باشد باز هم این افراد هستند که به وسیله آن ها باید این طرح ها پیاده بشود ، پس به ناچار باید آموزش ببیند و طوری پرورش پیدا کنند که بتوانند همین طرح ها را در اجتماع پیاده نمایند و اگر هم هدف خود فرد باشد باز هم می باید طرحی و برنامه ای برای ساختن فرد وجود داشته باشد و اگر هم مکتبی مثل اسلام باشد که در آن اصالت فرد محفوظ است و هم اصالت اجتماع ، قطعا می باید برنامه ای برای ساختن افراد در دست داشته باشد ، هم از آن نظر که هدف بودن فرد ( اصالت خود ) تامین گردد و هم از آن جهت که باید فرد مقدمه ای و ابزاری برای اجتماع باشد . با توجه به همین نکته است که ضرورت می یابد که با اصول تعلیم و تربیت اسلامی آشنا بشویم.»۲۰
« یکی از حقوق فرزندان فراهم نمودن زمینه تربیت صحیح در وجود فرزندان می باشد و اگر زمینه های تربیت صحیح در فرزندان به وجود نیاید ، اعمال روش های تربیتی در آنان نتیجه نخواهد داد . چنان که سعدی با اشاره به اهمیت این نکات می گوید :
پرتو نیکان نگیرد هرکه بنیادش بد است تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است
نکته های مهم و لطیفی در امر تربیت فرزندان وجود دارد که والدین برتر به آن ها توجه کرده و در تربیت فرزندان این نکات سرنوشت ساز را مد نظر قرار می دهند . انتخاب پدر و مادر صالح ، غذایی که به طفل خورانده می شود، شرایط انعقاد نطفه، حالات و رفتار مادر در دوران بارداری، نامگذاری کودک ، چگونگی تامین نیازهای جسمی و روحی، توجه به شخصیت فرزند، عقیقه ، صدقه، دعا و نفرین والدین، نحوه گزینش دوستان، شیوه تشویق و تنبیه و ده ها عامل دیگر از جمله مسائلی هستند که در حالات، ویژگی های شخصیتی، خلق وخوی وخصلت های آینده کودک تاثیرداردوانتخابهای وی را درمسیر زندگی رقم می زند .
امام حسن مجتبی (علیه السلام) نیز با اشاره به اهمیت فراهم کردن زمینه های مناسب در تربیت فرزندان، تاثیر صفات وحالات روحی والدین راهنگام مباشرت یادآورشده وفرموده اگرلحظه مباشرت وانعقاد نطفه،دل آرام، گردش خون دررگ ها به صورت طبیعی وبدن خالی ازاضطراب باشدفرزندبه پدرومادرخودشبیه خواهدبود .
برخی از شاعران این حقیقت را در اشعار خود گنجانیده وتاثیر عوامل مختلف را در امر تربیت ، با آوردن تمثیلاتی نمایانده اند،داستان زیر یکی از همین موارد را بیان می کند :
پــدری با پسـرش گفـت بـه خـشـم کــه تــو آدم نـشـوی جــان پســر
گــرکـسان جـامـع خـیـر و شـرنــد از سـرا پــای تـو ریـزد هـمـه شــر
حیـف از آن عمـر که ای بی سر و پـا در پـــی تــربـیتـت کـــردم ســر
دل فــرزند از ایـن حـرف شـکـست بــی خـبــر روز دگــر رفـت سفــر
رفـت از پـیـش پــدر تـا کـه کـنـد بـهـر خـود فـکـر دگـر ،کـار دگـــر
چـند سـالی بـگذشـت وپـس از ایـن زنـدگی گشت بـه کامش چو شکـــر
عــاقـبت شـوکـت والـایـی یــافت حـــاکـم شهــر شـد وصــاحـب زر
چنــد روزی بـگذشـت و پس از این امــر فــرمـود بــه احـضــار پــدر
پــــــــدرش آمــــد از راه دراز

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد رایگان دربارهروان شناختی، توسل به زور، نسبی گرایی

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu