دانلود پایان نامه ارشد درباره
توانمندسازی، زنان سرپرست، زنان سرپرست خانوار، برابری جنسیتی

دانلود پایان نامه ارشد درباره توانمندسازی، زنان سرپرست، زنان سرپرست خانوار، برابری جنسیتی

و تربیت می تواند قدرت چانه زنی فقرا را افزایش دهد؛ آگاهی و اعتماد به نفس آن ها را پرورش دهد؛ آگاهی از قوانین و حقوق اجتماعی را ارتقاء دهد؛ و دست رسی و استفاده از منابع اقتصادی مانند مشاغل، زمین، اعتبار و اطلاعات را بهبود بخشد(جرجیس27،1999.(
بیشتر زنان سرپرست خانوار از نظر جایگاه فرهنگی و سطح تحصیلات در موقعیتی نیستند که بتوانند در جهان امروز با همه مسائل و معضلات اجتماعی، مسئولیت تربیت و پرورش جسمی و روحی فرزندانشان را به طور مطلوب عهده دار شوند . با توجه به اینکه خانواده های دارای سرپرست زن اغلب از نظر مالی در وضعیت خوبی نیستند و به خاطر کاهش هزینه مسکن در مناطقی سکونت می کنند که از نظر فقر مالی و به خصوص فرهنگی موقعیت خوبی ندارند و محیط مناسبی برای زندگی نمی باشد، در نتیجه این گونه خانواده ها دچا ر مشکلات فرهنگی خاصی می شوند(محمدی،1385)و این امر لزوم وجود آموزش مهارت های زندگی را در آن ها بیشتر می نماید.
زنان سرپرست خانوار به دلیل نقش های متعدد نسبت به زنان هم طراز خود، امکان تحصیلات کم تری دارند و نسبت باسوادی در بین آنان پایین است که خود مشکلا ت دیگری به وجود می آورد، از جمله این که این زنان به دلیل نیاز مالی به دنبال شغل هستند اما با توجه به پایین بودن سطح سواد شغل مناسبی نخواهند داشت . لذا مهارت آموزی از اقداماتی است که می تواند آمادگی آنان را برای اشتغال فراهم نماید . زنان بیوه و مطلقه احساس تنهایی، انزوا، طردشدگی و عدم درک از سوی دیگران دارند . درآمد پایین، ایفای نقش های چندگانه و بعضی موارد متعارض، فقدان حمایت های اجتماعی و نگرش های منفی نسبت به زنان سرپرست خانواده موجب تنش، فرسودگی و احساس ناتوانی در آن ها می شود که این امر به نوبه خود موجب بروز اختلالات روان شناختی در فرد می شود و به تبع بر فرزندان اثرات سوء بر جای می گذارد. در واقع بالا بودن میزان مشکلات روانی زنان سرپرست خانوار ناشی از شرایط اقتصادی اجتماعی آنان است و نه وابسته به جنسیت آنان . به دلیل بالا بودن هزینه مشاوره های اجتماعی این خانواده ها معمولاً به این مراکز مراجعه نمی نمایند، لذا ارائه آموزش های مهارت های زندگی، شهروندی و نگرش خلاق به زندگی و نیز آموزش مباحث حقوقی می تواند به این خانواده ها در رویارویی با مشکلاتی که برای آن ها آموزش ندیده و پرورش نیافته اند مفید و مؤثر باشد. مهارت های تخصصی نیز مهارت شغلی است که فرد برای انجام کاری فرا می گیرد(محمدی،1385).
طرح های درآمدزایی و وام
دسترسی به اعتبار)وام، اشتغال، طرح های درآمدزایی (باعث ایجاد تغییرات مهمی در زندگی زنان سرپرست خانوار و خانواده هایشان می شود . ازجمله این تغییرات افزایش استاندارد زندگی خود و خانواده و نیز سرمایه گذاری بیش تر بر سلا متی خود و تحصیلات فرزندانشان است . همچنین موجب کاهش خشونت مردان در خانواده می شود. پول جزء ضروری معیشت خانواده است و کسانی که بر آن کنترل دارند دارای قدرت قابل ملاحظه ای هستند. پروژه های توسعه ای که به دنبال کاهش فقر سطح خانوار و افزایش رشد اقتصادی هستند معمولا از توانمندسازی زنان در ارتباط با افزایش دسترسی زنان به اعتبار و تولید درآمد سخن می گویند. ارتباط بین فقر زنان و فقدان کنترل بر منابع و تصمیم گیری امروزه توجه سیاست گذاران، دولت ها و کشورهای علاقمند به توسعه را به خود جلب کرده است . تسهیل دسترسی زنان به درآمد از طریق تدارک اعتبارات یا پروژه های درآمدزایی به طور گسترده به عنوان اولین گام در فرآیند اطمینان از کنترل زنان بر منابع و تصمیم گیری مطرح می شود. شواهد مختلف حاکی از آن است که چنانچه زنان دارای درآمد باشند خانواده از امنیت بیشتری برخوردار خواهد بود، زیرا زنان بودجه را خردمندانه تر از مردان مصرف می کنند و بیش تر صرف رفاه خانواده می کنند تا مصارف شخصی خود.
کنترل بر منابع نشانه اصلی توانمندسازی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی زنان است .فرآیند توان افزایی، توانا نمودن زنان برای مشارکت برابر آن ها در فرآیند توسعه برای کنترل بر عوامل تولید در موقعیت برابر با مردان است(لانگه،1372). لانگه پایین ترین سطح توانمندسازی را دریافت منابع ضروری توسط زنان برای اطمینان از رفاه می داند و بالاترین سطح توانمندسازی را کنترل منابع در تمام حوزه های اجتماعی یا اقتصادی می داند. بسیاری از نویسندگان همکاری را برای توانمندسازی زنان مطرح نموده اند . از طریق تشویق فعالیت جمعی سازمان های زنان می توانند به آنان کمک کنند تا اهمیت خود را بشناسند و برای دست یابی به قدرت بیش تر کار کنند . آن ها همچنین فرصت های کسب مهارت های رهبری و مدیریت و توسعه شبکه های کاری برای زنان فراهم می نمایند. برای بسیاری از زنان این گونه سازمان ها مفید بوده است زیرا آگاهی و اطمینان به خودشان را افزایش داده اند. با حل مشکلات، کسب تجربه، کار جمعی آن ها از موقعیت پایین تر خود در جامعه آگاه می شوند و برای تغییر آن مستعدتر می شوند(هیمل استراند28،1990.(
مهارت آموزی به زنان و نیز درگیر کردن آنان در اداره سازمان ها باعث ایجاد اطمینان در آن ها می شود و به توانمندسازی روان شناسانه کمک می کند. گروه های زنان از طریق ایجاد محیط امن که زنان بتوانند نگرانی های خود را طبقه بندی کنند ، راه حل های خود را برای مشکلات جمعی توسعه دهند و توانایی های خود را بکاوند می توانند در توانمندسازی اجتماعی و سیاسی همکاری نمایند دسترسی به پول صرف نظر از کنترل بر آن بزرگ ترین چالش اغلب زنا
ن سرپرست خانوار می باشد. طبیعتاً اگر زنی قبل از حادث شدن سرپرستی خانواده از حیث مادی وابسته نباشد می تواند بر مشکلات اقتصادی فائق آید. از آنجایی که عمدتاً زنان سرپرست خانوار خانه دار بوده و دارای استقلال و تمکن مالی نمی باشند، پس از حادث شدن سرپرستی، موفق به کسب شغل مناسب و در آمد مکفی نمی شوند و در نتیجه به بخش مشاغل غیر رسمی، ساده و کم ارزش راه پیدا کرده و به تبع آن درآمد بسیار کم تر نسبت به مردان هم ردیف خود دریافت می کنند و در نتیجه پایین بودن سطح درآمد خانوار در این خانواد هها در مقابل بالا بودن هزینه های زندگی، آنان را به ورطه فقر می کشاند. لذا طرح های درآمدزایی (از جمله بازارچه های خوداشتغالی و گروه های همیار ) و نیز وام های بلاعوض و یا کم بهره می تواند کمک مؤثری در رفع مهم ترین مشکل این خانواده ها که تأمین معاش می باشد، ایفا نماید . البته چگونگی اجرای آن اهمیت فوق العاده ای دارد تا به توانمندسازی منجر شود و نه به وابستگی مجدد.
چارچوب نظری توانمندسازی زنان:
در ادبیات توانمندسازی، برای تعریف این مفهوم به مفاهیمی نظیر حق انتخاب، کنترل داشتن و دسترسی به منابع؛ احساس استقلال و اعتماد به نفس بیشتر اشاره شده است. کلر و ام بی وو (1991) توانمندسازی زنان را فرآیندی تعریف می کنند که به وسیله آن زنان برای سازماندهی خودشان توانمند می شوند و اعتماد به نفس خود را افزایش می دهند و از حقوق خود برای انتخاب مستقل و کنترل بر منابع که منجر به از بین رفتن جایگاه فرودستی ایشان می گردد دفاع می کنند(مالهاترا، 2002). توانمندسازی زنان به معنای کسب قدرت تفکر و اقدام آزادانه، توسعه احساس خود ارزشمندی، اعتقاد به توانایی ایجاد تغییرات مطلوب در خود، حق کنترل زندگی خود، حق انتخاب، قدرت چانه زنی، بالفعل نمودن همه پتانسیل¬های زنان و برابری در جامعه است. به طورکلی توانمندسازی زنان کنترل آنها بر زندگی خودشان در هر فرآیند و فعالیتی است (قلی پور وهمکاران ،1387). فارست توانمندسازی را به معنای به چالش کشیدن مناسبات سنتی قدرت بین زن و مرد و تلاشی برای باز توزیع قدرت و منابع جهت یاری به فقرا تعریف می کند (فارست،1991).
توانمندسازی به عنوان یک فن مدیریتی در واکنش به نیاز کسب و کار در سازمان ها در سطح جهانی به کار گرفته می شود (باربی و همکاران،1991، کانتر،1997) توانمندسازی را اعطای قدرت به افرادی می داند که در نقاط ناکارآمد سازمان حضور دارند. او قدرت را در یک پیوستار تجسم می کند که در یک انتهای آن افراد فاقد قدرت و در انتهای دیگر افراد توانمند قرار می گیرند. توانمندسازی با اعتماد، انگیزش، تصمیم گیری و به خصوص شکستن مرزهای درونی بین مدیریت و کارکنان ارتباط دارد. توانمندسازی با شکل های جدید سازمانی نظیر ساختار شبکه ای بیشتر همخوانی دارد.
توانمندی حاوی سه عنصر یا مفهوم مشترک در غالب تعاریف و مفاهیم است. نخستین عنصر، منابع است که شامل متغیرهایی مانند آموزش و اشتغال می باشد و به قول کبیر (2002) از عوامل تسریع کننده توانمندسازی به شمار می آید. دومین عنصر عاملیت می باشد، عاملیت زنان به این موضوع اشاره دارد که زنان را نباید فقط به عنوان دریافت کنندگان خدمات در نظر گرفت، بلکه خود زنان باید به عنوان بازیگران اصلی در فرایند تغییر به ویژه در تدوین انتخاب های مهم زندگی و کنترل بر منابع و تصمیماتی که تأثیر مهمی در زندگی ایشان دارند، در نظر گرفته شوند. این عنصر معرف اهمیت گفتمان از پایین به بالا نسبت به رویکرد از بالا به پایین است.
سومین عنصر دستاوردها یا نتایج و پیامدهاست که در اثر فرایند توانمندسازی ایجاد می شود. دستاوردها می تواند از برآورده شدن نیازهای اساسی تا دستاوردهای پیچیده تری مانند خشنود بودن، عزت نفس داشتن، مشارکت در زندگی اجتماعی و سیاسی و غیره را در برگیرد(سن، 1379). با توجه به تعاریف و اجزاء توانمندسازی زنان، اصولاً توانمندسازی یک فرایند محسوب می شود، یعنی معرف پیشرفت از یک موقعیت (نابرابری جنسیتی) به موقعیت دیگر (برابری جنسیتی) می باشد (مالهاترا، 7: 2002 ). این فرایند از سطح فردی (احساس ذهنی و توان عینی برای انجام امور) شروع می شود و تا سطوح اجتماعی (توان مشارکت در فعالیت های گروهی و جمعی)، سیاسی(کنترل بر تصمیمات سیاسی)، اقتصادی (توان کنترل تصمیم¬گیری های اقتصادی) و نهادی (به چالش کشیدن نهادها و ساختارهای نابرابر موجود) را در برمی گیرد(شکوری و همکاران، 1386).
دیدگاه های توانمندسازی زنان را در دو گروه می توان طبقه بندی کرد. گروه اول توانمندی را در سطح وسیعتری با موضوعات ساختاری مانند حقوق بشر و جامعه دموکراتیک و فرصت های برابر مرتبط می دانند. گروه دوم آن را به مشارکت در تصمیم گیری و دسترسی به منابع تولیدی محدود نموده و عمدتاً نیازهای عملی را مرکز توجه خود قرار می¬دهند. این دیدگاه که فایق آمدن بر بی قدرتی زنان را به بهبود وضعیت زنان ازطریق ارایه خدمات برای پاسخ به این نیازهای عملی و دسترسی آنان به خدمات بهداشتی، آموزشی و منابع حیاتی منوط می دانند؛ مورد انتقاد گروه اول قرار گرفته است. به زعم آنها تنزل دادن موضوع توانمندی زنان به موضوعات خاص و محدود، مغایر با چالش های موجود در فرودستی زنان است. حتی اگر در بعدی خاص بهبودی مشاهده شده، به هیچ وجه به معنای توانمندسازی زنان نبوده است. تداوم تبعیض ها و نابرابری ها مؤید عدم موفقیت این دیدگاه هاست. از اینرو به نظر منتقدین هر نوع رهیافت توانمندسازی زنان بایستی این دغدغه ها را مرکز توجه خود ق
رار دهد. (شادی طلب و همکاران، 1384). از اینرو هر نوع تلاشی درخصوص فقرزدایی زنان باید همه جانبه بوده و بر اصلاح نگرش ها و رفتارهای تبعیض آمیز و همچنین معطوف به خوداتکایی بیشتر زنان، مبتنی باشد. در این راستا، مبارزه با نابرابری های ساختاری و برآوردن نیازهای راهبردی به طور غیرمستقیم از طرق سازماندهی حرکت زنان و با تأمین نیازهای عملی همراه با افزایش آگاهی امکانپذیر خواهد بود که سبب به چالش کشاندن فقر و فرودستی زنان می گردد. با این نگاه به توانمندسازی، زنان موجوداتی صرفاً فقیر و نیازمند، ملاحظه نمی شوند، بلکه افزایش آگاهی از مناسبات قدرت و جنسیت، ایجاد احساس با ارزش بودن و ارتقاء توانایی و مهارت برای استفاده از حق انتخاب به منظور کنترل بر زندگی و اعمال نفوذ بر تغییرات اجتماعی به منظور ایجاد مناسبات عادلانه اجتماعی و اقتصادی محور توانمندسازی زنان قرار می گیرد. (شکوری و همکاران، 1386).
در تحقیق ارایه شده توسط شکوری و همکاران مفهوم توانمندی، دارای

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد درمورداعتماد به سازمان، جامعه شناختی، مدیریت ریسک

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu