دانلود پایان نامه ارشد درباره
تعلیم و تربیت، تغییر رفتار، منابع انسانی، روابط انسانی

دانلود پایان نامه ارشد درباره تعلیم و تربیت، تغییر رفتار، منابع انسانی، روابط انسانی

نــزد حــاکـم شـد وبشناخت پســر
پســر از غـایـت خـودخـواهی وکبر بــه ســرا پــای وی افـکنـد نـظــر
گفـت ای پیــر ، شنـاسـی تو مـرا ؟ گفـت : کـی مـی روی از یــاد پــدر
گفـت : گفتـی کـه مـن آدم نشـوم حــالیـا ، حـشمـت و جـاهــم بنگــر
پیـــر خنـدیـد و سـرش داد تکـان گفـت : ایـن حـرف و برون شـد ازدر.
مـن نـگفتم کـه تـو حـاکم نشـوی گفتـــم : آدم نـشـوی جـــان پســـر۲۱
اکثر مردم درباره آدم با تربیت صحبت می کنند ولی غالبا یک یا چند جهت از خصوصیات فردی یا جمعی را در نظر دارند ، پاره ای تعلیم و تربیت را با اخلاق خوب مترادف قرار می دهند . دسته ای از اشخاص مبادی آداب را با تربیت تلقی می کنند . بعضی افراد روشنفکر را تربیت شده فرض می نمایند .
گاهی اشخاص دانشمند یا اشخاصی که در رشته ای اطلاعاتی کسب کرده اند را به عنوان افراد تربیت شده معرفی می کنند . زمانی سازگاری با جمع را دلیل باتربیت بودن تلقی می نمایند .
عامل تربیت همیشه ارادی و از روی قصد نیست ، گاهی مشاهده یک رفتار یا خواندن یک مقاله یا گوش دادن به یک سخنران بدون این که نویسنده قصد تربیت دیگری را داشته باشد یا خواننده قصد تربیت خود را داشته باشد در تربیت فرد و تغییر رفتار او تاثیر دارد .
” برودی ” استاد تعلیم و تربیت دانشگاه ایلینویز ، تعلیم و تربیت را به عنوان کنترل یادگیری مورد بحث قرار می دهد . ابتدا آنچه را که از مفهوم تعلیم و تربیت خارج است مانند اموری که در جریان رشد و تکامل خود به خود ظاهر می گردد و مربوط به وقایع بدنی می باشد ذکر می کند و سپس رابطه ی تعلیم و تربیت را با یادگیری بررسی می نماید . به نظر این استاد دانشگاه تعلیم و تربیت با یادگیری یکسان نیست به عنوان مثال یادگیری هایی بدون آگاهی یا به عبارت درست تر بدون دارا شدن فهم صحیح ، امری را می آموزد به هیچ وجه جنبه ی تربیتی ندارد از طرف دیگر تعلیم و تربیت جنبه ی ایده آلی دارد و مربی می خواهد آن چه را که فرد باید بیاموزد در وی رشد مید هد ، بنابراین آن دسته از یادگیری ها که تحت کنترل قرار دارد مورد بحث تربیتی است و با تعلیم و تربیت مربوط می باشد بنابراین از این جهت نمی توان یادگیری را از تعلیم وتربیت جدا ساخت.
پرفسور برودی پس از بیان این مطلب سه نوع تربیت را مورد بحث قرار می دهد :
_تربیت محیطی : این تربیت خود به خود صورت می گیرد ، تماس اجتماعی فرد با دیگران ، فراگیری اموری مثل خوردن غذای معین ، راه رفتن در پیاده رو می شود . چنانچه می بینیم در این جا پرفسور برودی این نوع یادگیری را که فرد بدون توجه و همچنین بدون نقشه فرا می گیرد با تعلیم و تربیت مترادف تلقی می کند ، این نوع یادگیری با یادگیری هایی که از طریق ایجاد عکس العمل مشروط صورت می گیرد تفاوتی ندارد بنابراین نباید آن را جزء انواع تربیت محسوب کرد .
_تربیت رسمی : در تربیت رسمی قصد یا عادت دادن یا هر دو واضح است و موسسه ای برای انجام وظیفه تشکیل می شود ، از نظر برودی موسسات تربیت کودکستان ، دبستان ، دبیرستان ، دانشگاه وظیفه ی تربیت رسمی افراد را به عهده دارند . تشخیص تعلیم و تربیت رسمی از غیر رسمی از نظر برودی چند فایده دارد ، اول اینکه فرد را متوجه توافق یا تضاد میان موسسات غیر تربیتی و موسسات تربیتی می سازد.
دوم اینکه فرق میان تربیت خود تربیت رسمی معلوم می گردد . در این بحث برودی تعلیم و تربیت را عبارت از جریان یا نتیجه جریانی می داند که در آن از طریق هدایت و کنترل یادگیری و از روی سنجش و تدبیر به عمل می آید.
از نظر برودی این تعریف، وظیفه ی مدرسه را مشخص می سازد و مانع تداخل وظیفه ی دیگر موسسات اجتماعی مثل خانواده ، سازمان های دینی و سیاسی و یا وظایف مدرسه خواهد داشت از طرف دیگر با توجه به این مفهوم می توان میان تدریس و یادگیری فرق گذاشت و وظیفه معلم را که کنترل یادگیری اموری معین است مشخص نمود و از این جهت مسئولیت وی را تعیین کرد . با این که تعلیم و تربیت صحیح از طریق یادگیری صورت می گیرد مع ذالک نمی توان این دو جریان را یکسان تلقی نمود . در تعریف برودی تعلیم و تربیت با یادگیری کنترل شده مترادف فرض شده است که در صورتی که واقعا این دو با هم فرق دارند یاد گرفتن مفاهیم ریاضی قوانین علمی ، مهارت ها و زبان و ادبیات در مدرسه تحت کنترل معلم صورت می گیرد . مع ذالک این گونه یادگیری بیشتر جنبه ی تعلیمی دارند نه تربیتی ، ممکن است شاگردی امور بالا را تحت کنترل معلم بیاموزد با وجود این از لحاظ تربیتی ضعیف باشد .
درست است که جامعه کار تربیتی را به طور عمده جزو وظایف مدرسه تلقی می کند اما این امر مانع از این نیست که گویندگان ووالدین نیز در تربیت صحیح افراد اقدام کنند . اصولا وظیفه ی همه ی آنهایی که به نحوی با مردم سروکار دارند و کار آن ها جنبه ارشاد و راهنمایی دارد ، تربیت افراد جامعه است ، بنابراین نمی توان وظیفه ی تربیتی را به منظور روشن ساختن مسئولیت اولیای مدرسه یا به عنوان تقسیم کار به مدرسه اختصاص داد .
_تربیت غیر رسمی : آنچه در خانواده یا در موسسات غیر تربیتی به فرد آموخته می شود و بیشتر جنبه ی عملی دارد به عنوان تعلیم و تربیت غیر رسمی تلقی می گردد در این قسمت پرفسور برودی ایجاد عادات معین یا عادت دادن افراد به امور مختلف را که در خانواده صورت می گیرد یا اطلاعاتی را موسسات مختلف در اختیار مستخدمین می گذارد جزو تعلیم و تربیت غیر رسمی محسوب می دارد .
باید توجه داشت که در هر موسسه ی اجتماعی چه خانواده و چه موسسات خصوصی یا دولتی ممکن است افراد را به طور صحیح تربیت نمود و ضمنا آن ها را برای انجام کارهای معین آماده ساخت تنها فرق اساسی میان این نوع تعلیم و تربیت مدرسی همان غیر رسمی بودن آن می باشد.
مفهوم تعلیم و تربیت از نظر «دیویی»«تعلیم و تربیت عبارت است از تجدید نظر در تجربیات و تشکیل مجدد آن ها به طوری که این جریان موجبات رشد بیشتر را فراهم سازد .
اگر تجربه فردی به عنوان آن چه فرد در جریان برخورد با محیط کسب کرده تلقی شود در این صورت مشاهده می شود که هر فرد در هر مرحله از رشد عادات ، تمایلات ، افکار ، اطلاعات ، نظر ، مهارت ها و درکی از امور مختلف دارد . جریان رشد فرد را با امور تازه مانند افکار تازه ، عادات جدید ، تمایلات تازه و اطلاعات تازه روبرو می سازد .
اگر فرد در اثر برخورد به امور تازه تجربیات گذشته را مورد تجدید نظر قرار دهد و تغییرات لازم را در آن ها به وجود آورد و سپس به تشکیل مجدد آن ها اقدام کند پیوسته در حال پیشرفت خواهد بود .
عین این جریان در مورد جامعه صدق می کند ، جامعه نیز در هر دوره یا مرحله آداب و رسوم مخصوص دارد ، افکار و عقایدی خاص در آن متداول است و میزان های اخلاقی و روابط انسانی در آن وضعی معین دارند .
«کار معلم در هر مرحله از تربیت کمک به افراد در ارزیابی و تجدید نظر در تجربیات و تشکیل مجدد آن ها است . وقتی کودک وارد کودکستان می شود یا بچه به دبستان داخل می گردد ، در اثر برخورد به محیط عادات ، عقاید ، نظر ها ، اطلاعات ومهارت هایی کسب کرده است ، کار مدرسه و معلم ضمن معرفی چیز های تازه ، کمک به افراد در ارزیابی اینگونه امور و تشکیل آن ها به صورتی که در جریان زندگی مفیدتر باشند می باشد .»۲۲
«معرفی امور اخلاقی و فرهنگی و ایجاد حس قدردانی نسبت به اینگونه امور جنبه تربیتی دارد تقویت روح انتقادی است امور دیگر را افراد می توانند خارج از مدرسه یا در موسسات دیگر کسب کنند ، نکته دیگر اینکه در هدف ها ی بالا فرق میان تعلیم و تربیت و عادت دادن روش نیست .»۲۳
وهمچنین « اولیچ » استاد دانشگاه « هاروارد » در کتاب فلسفه تعلیم و تربیت پنج جنبه برای تعلیم و تربیت تعیین می کند :
– «کفایت در یادگیری .
– افق یا دید گسترش یافته منظور مولف محدود نساختن فکر فرد به امور شخصی و توجه دادن وی به دیگران و ارزش های انسانی است .
– عادت دادن افراد در استفاده کامل از منابع انسانی .
– مساله واقعیت مربوط به ساختن مدرسه به زندگی عادی و آنچه از محیط مدرسه خارج است .
– توجه به دیگر موسسات تربیتی.» ۲۴
« اولیچ » تا حدی ارزش های انسانی را جزو جنبه های مهم تعلیم و تربیت محسوب می دارد اما وظایف تربیتی را به طور مبهم ، کلی وناقص بیان می دارد در موارد بالا نیز چنانچه که ملاحظه می شود تعلیم و تربیت و عادات دادن از هم متمایز نشده اند .
«فلیپ ج– فینکس تعلیم وتربیت را جریانی می داند که به وسیله ی آن افراد از روی قصد و اراده افراد دیگری را هدایت کنند.فینکس تعلیم و تربیت را امری که فقط به انسان اختصاص دارد معرفی می نماید بنابراین آنچه در مورد حیوانات دیگر صورت می گیرد از مقوله تعلیم و تربیت خارج می باشد . علاوه بر این تعلیم و تربیت به عنوان یک نوع جریان یا فعالیت تلقی شده است ، در این تعریف هدایت رشد مطرح شده ولی مولف منظور از هدایت و جهت آن را واضح نساخته است . نکته ی دیگری که در این تعریف به چشم می خورد جنبه ی ارادی تعلیم و تربیت است بدون تردید تاسیس مدرسه ، تربیت معلم ، همه از روی قصد و اراده صورت می گیرد و کار تعلیم و تربیت را منظم و از روی نقشه تربیت می دهد.عامل تربیت همیشه ارادی و از روی قصد نیست ، گاهی مشاهده یک رفتار یا خواندن یک مقاله یا گوش دادن به یک سخنران بدون اینکه نویسنده یا گوینده قصد تربیت دیگری را داشته باشد یا خواننده قصد تربیت خود را داشته باشد در تربیت فرد و تغییر رفتار او تاثیر دارد .»۲۵
محتوای یادگیری هایی که جنبه تربیتی دارد ، با آنچه آموزش یا تعلیمی دارد فرق می کند . روی این زمینه می توان هر یادگیری کنترل شده را تعلیم و تربیت تلقی کرد برای اینکه بحث روشن شود چند تعریف اساسی از تعلیم و تربیت را در ذیل می آوریم .
به نظر آقای دکتر علی شریعتمداری هر تعریفی از تعلیم و تربیت باید خصوصیات زیر را داشته باشد :
«مفهوم تعلیم وتربیت را به طور آشکار مشخص سازد .
مفهوم تعلیم و تربیت را با مفهوم اموری مانند کسب معلومات ، فراگیری مهارت ها و ایجاد عادات در هم نیامیزد .
مفهوم تعلیم و تربیت را طوری بیان کند که در مراحل مختلف زندگی یا مراحل مختلف تربیتی مثل کودکستان ، دبستان ، دبیرستان ، دانشگاه و بعد از فراغت از تحصیل قابل اجرا باشد .
مفهوم تعلیم و تربیت را طوری بیان کند که به عنوان اصل راهنمایی کننده در هر مرحله برای مربی و معلم مورد استفاده قرار گیرد .»۲۶
۱-۲- تعریف و خصوصیات کودک
۱-۲-۱-تعریف لغوی و اصطلاحی کودک
کودک در لغت به چند معنی آمده است :« کوچک و صغیر ، فرزندی

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد دربارهسلامت روان، سلامت روانی، سقط جنین، سیستم عصبی

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu