دانلود پایان نامه ارشد با موضوع
عقب ماندگی، سازگاری اجتماعی، آموزش مهارت، مهارت های زندگی

دانلود پایان نامه ارشد با موضوع عقب ماندگی، سازگاری اجتماعی، آموزش مهارت، مهارت های زندگی

دهد، درنتیجه سعی می کند تا از شدت هیجان بکاهد،این احتیاج به کم کردن هیجان عاطفی فرد را به قدم بعدی در سازگاری که عکس العمل است سوق می دهد.اگر در جریان سازگاری انگیزه سبب ایجاد محرومیت وتعارض نشود عکس العمل ممکن است سریع وقاطع باشد. دراین گونه مواقع رفتار ثابت است ولی اگر محرومیت وتعارض شدید ومکرر باشد شخص می کوشد تار اه های متعددی برگزیند وممکن است به رفتارهای متفاوتی متوسل شود مثلاً ممکن است به توجیه ، جبران، برون فکری وخیال بافی زیاده از حد دست بزند. وقتی شخص راه حل را پیدا کند از هیجان کاسته می شود. بنابراین می توان گفت سازگاری صورت گرفته است. ممکن است سازگاری فرد از نظر اجتماعی پسندیده وقابل قبول نباشد. قدم آخر در سازگاری عبارت است از تاثیر .اگر به رفتار فرد پاداش داده شود به احتمال قوی رفتار مذکور در آینده تکرار می شود واگر رفتار او باعث ناراحتی شده باشد از تکرار آن خودداری خواهد نمود(میرویسی، 1385).
اجتماعی شدن یک فرایند دو جانبه ی بین فرد وجامعه است.به همین دلیل فرایندی پیچیده به شمار می آید که ابعاد گوناگونی دارد. کسب مهارت های اجتماعی، چگونگی برقراری ارتباط باسایر افراد وسازگاری اجتماعی، از جمله ی این ابعاد هستند. از سازگاری اجتماعی تعاریف بسیار ی به عمل آمده است. اسلبی و گورا21 (1988؛ نقل از عابدینی، 1381) سازگاری اجتماعی را مترادف با مهارت اجتماعی می دانند. از نظر آنان مهارت اجتماعی عبارت است از : توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینه ی خاص اجتماعی به طریق خاص که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند باشد. در حالی که اسلوموسکی و دان22 (1996) سازگاری و مهارت اجتماعی را فرایندی می دانند که افراد را قادر می سازد تا رفتار دیگران را درک و پیش بینی کنند، رفتار خود را کنترل و تعاملات اجتماعی خود را تنظیم کنند.
عوامل متعددی در سازگاری شخصی و اجتماعی افراد نقش دارند که نظریه و دیدگاه های مختلف تربیتی، روان شناختی و جامعه شناختی برآن تأکید کرده اند. ایواتا و همکاران(2000) در مروری جامع عوامل مؤثر در سازگاری اجتماعی را به شش دسته ی عمده تقسیم می کنند که هریک از آن ها نیز به عوامل جزیی تری تقسیم شده اند. این عوامل عبارتند از:
الف) محرمیت های جسمانی ناشی از نقص عضو،تغذیه ی نادرست وبد، محرومیت از خواب وخستگی روانی، فرایندهای عاطفی آسیب زا وآسیب های مغزی.
ب) عوامل روانی ـاجتماعی ـ محیطی نظیر تغییرات سریع و مهم اجتماعی نظیر بیکاری، جنگ ،بلایای طبیعی، ازهم پاشیدگی کانون خانواده، فقر واعتیاد.
ج) عوامل تربیتی نظیر الگوهای نادرست خانوادگی، فقدان رابطه ی والد ـ کودک، طرد کردن فرزندان، حمایت افراطی، محرومیت های عاطفی، خودمختاری بیش از حد کودک، انتظارات و خواسته های غیر واقع گرایانه ی والدین و کمبود ارتباط.
د) ساختار خانوادگی ناسازگار در خانواده های بی کفایت، از هم پاشیده، ضداجتماعی وآسیب روانی اولیه و عدم ثبات عاطفی و روانی والدین بخصوص مادر.
ه) فشارهای ناشی از زندگی جدید صنعتی مانند رقابت های ناسالم، تقاضاهای شغلی وتحصیلی وپیچیدگی های زندگی جدید.
و) عوامل ژنتیکی و ارثی نظیر اختلالات جسمی، روانی وعاطفی ارثی که زمینه را برای رفتارهای بزهکارانه و ناسازگاری اجتماعی فراهم می کنند.
هرچند که برای شناسایی عوامل مرتبط با سازگاری اجتماعی تلاش های نظری وتجربی زیادی صورت گرفته است، اما این تلاشها کمتر متوجه شناسایی نقش نظام باورها، ارزش ها، سنن وآداب ورسوم و نگرش های افراد در سازگاری شخصی و اجتماعی آنان بوده است، هم چنین بیشتر متوجه جمعیت عمومی بوده است تا اقشار خاصی از جامعه وبه ویژه دانشجویان. این در حالی است که پژوهش های متعدد و مشاهدات مراکز مشاوره ای نشان داده است که عوامل نامساعدی مانند اضطراب، تنش، تشویش و عدم اعتماد به نفس، سازگاری شخصی، اجتماعی پیشرفت تحصیلی دانشجویان را تهدید می کند و نه تنها موجب می شود که تعدادی ازآن ها نتوانند به موقع دوره ی تحصیلی خود را به اتمام برسانند، بلکه سبب دگرگونی روحیه ی آنان شده و نوعی نگرانی ، ناپایداری هیجانی وحتی گاه پاره ای مشکلات عصبی ـ روانی رابرای آن ها ایجاد می کند وسازگاری روان شناختی و اجتماعی آن ها را به شدت به مخاطره می اندازد(روشن، 1369؛ قهاری، 1381).

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه درموردرفتار شهروندی، رفتار شهروندی سازمانی، مدیران مدارس، رضایت شغلی

9-2عقب ماندگی ذهنی
در سال های اخیر، زمینه عقب ماندگی ذهنی در کانون فعالیت های جدی و فشرده قرار گرفته است. انجمن عقب ماندگی آمریکا(AAMD) توسط فردی به نام «هبر» در سال 1959 و سپس با تجدید نظری در سال 1961 تعریف جامعی از عقب ماندگی ذهنی به شرح زیر ارایه داده است:
«عقب ماندگی ذهنی مربوط می شود به کنش (عملکرد) یا پایین تر از حد متوسط عمومی هوش که در دوران رشد ظاهر شده و همراه با اختلالاتی در رفتار سازشی است». در تعریف فوق منظور از«درجه هوشی پایین تراز حد متوسط» این است که نمره فرد در یک آزمون تراز شده کنش هوشی در بین 16% پایین جمعیت گروه سنی خود قرار گیرد. ومنظور از «دوران رشد» از زمان تشکیل نطفه و بارداری تا 16 سالگی است.
دوازده سال بعد در سال 1973 انجمن مزبور با مطالعات و تحقیقاتی که به عمل آورده بئد در تعریف 1961 خود از عقب ماندگی ذهنی تجدید نظر نموده و تعریف دیگری توسط”گروسمن” ارایه می دهد:
«عقب ماندگی ذهنی مربوط می شود به کنش عمومی هوشی که به طور معنی دار یا قابل ملاحظه ای کمتر از حد متوسط بوده و با نقایصی در رفتار سازشی توأم است و در دوران رشد پدیدار می شود».
طبق قلنون
بهداشت روانی انگلستنا، عقب ماندگی ذهنی حالتی است که رشد مغز، هوش و روان از هنگام تولد یا از مراحل اولیه زندگی متوقف می ماند یا تکامل ناقص می یابد.
پیاژه ، روان شناس سویسی معتقد است که رشد قوای ذهنی از طریق فرایندهای سازگاری و سازمان و به کمک دو کنش جذب(درون سازی) و انطباق(برون سازی) صورت می گیرد و کودک از مراحل چهار گانه حسی- حرکتی(تولد تا 2سالگی) پیش عملیاتی(2تا 7 سالگی) عملیاتی(7 تا 11 سالگی) و تفکر انتزاعی( 11 سالگی به بعد) عبور می کند. لذا پیاژه عقب ماندگان ذهنی را افرادی از جامعه می داند که در مراحل ابتدایی و پایین رشد هوشی و تحول شناختی تثبیت شده اند:
1- عقب ماندگی عمیق(کودکان حمایت پذیر یا پناه گاهی): توقف در مرحله حسی- حرکتی (تولد تا 2 سالگی)
2- عقب ماندگی شدید( کودکان تربیت پذیر): توقف در مرحله پیش عملیاتی(2 تا7 سالگی)
3- عقب ماندگی متوسط(کودکان آموزش پذیر): توفق در مرحله عملیاتی( 7تا 11 سالگی).
ازدیدگاه تعلیم و تربیت وبا استفاده از طرح طبقه بندی آزمون وکسلر می توان بدین صورت نیز درجه بندی و نام گذاری کودکان از نظر توان هوشی مبادرت کرد:
بهره هوشی
طبقه بندی
130 و بالاتر
خیلی برجستهvery superior
129- 120
برجستهsuperior
119 – 110
درخشانbright
109 – 90
متوسطaverage
89 – 70
دیرآموزslow learner
70 – 50
آموزش پذیرeducable
49 – 25
تربیت پذیرtrainable
25 و پایین تر
حمایت پذیرcastodial

مطلب مرتبط :   مقاله رایگان درموردمشکلات رفتاری، اختلالات رفتاری، آموزش و پرورش، اختلالات شخصیت

1-9-2طبقه بندی روان شناسان
در این طبقه بندی عقب ماندگی ذهنی را به 4 گروه تقسیم کرده اند که همگی دارای بهره ی هوشی پایین تر از IQ= 70 می باشد و افراد با بهره ی هوشی IQ = 90 – 70 را جزء افراد عادی ضعیف یا همان گروه مرزی به حساب می آورند.
الف) عقب مانده های عمیق با هوشبهر 0 تا 25
ب) عقب مانده های شدید با هوشبهر 25 تا 40
ج) عقب مانده های متوسط با هوشبهر 40 تا 50
د) عقب مانده های خفیف با هوشبهر 50 تا 70
ه) گروه عادی ضعیف یا مرزی با هوشبهر 70 تا 90
الف) گروه عقب مانده های عمیق: این افراد 1 تا 2 درصد عقب مانده ها را تشکیل می دهند و به شدیدترین درجات نارسایی فعالیت ذهنی دچارند.توانایی آن ها در حد یک کودک 1 تا 3 ساله است. این افراد دارای ناهنجاری های حسی حرکتی و بد شکلی های سر و صورت و کوتاهی اندام نیز می باشند.صورت های نامتقارن میکروسفالی و ماکروسفالی در این طبقه به وفور دیده می شود.رشد گویایی و گفتار بسیار محدود و در حد بسیار ابتدایی است.توانایی های شناختی مانند حافظه، دقت، استدلال بسیار ضعیف است یا اصلا وجود ندارد.
ب) گروه عقب مانده های شدید: توانایی این افراد در هر سنی که باشند در حد کودکان 4 تا 5 ساله است ولی هرگز مانند یک کودک عادی 4 یا 5 ساله نیستند.3 تا 4 درصد عقب ماندگان را تشکیل می دهند.این کودکان انجام کارهای ساده وآسان را می توانند فرا بگیرند.قادر به آموختن مواد درسی مانند خواندن و نوشتن نیستند.حرف زدن را به کندی به دست می آورند، آن هایی که بهره هوشی نزدیک به 40 دارند با آموزش های خاص شاید چند کلمه ای بیاموزند.
ج) گروه عقب مانده های متوسط: سن عقلی این افراد از کودکان 5 تا 7 سال تجاوز نمی کند. در توانایی ها و استعدادهای شناختی مانند استدلال و قضاوت ضعیف هستند وبه راهنمایی و مراقبت افراد نیازمندند.از لحاظ بیان و گویایی و نیز راه رفتن نسبت به افراد هم سن خود تأخیر دارند.از توجه و دقت و تمرکزفکری خیلی زود خسته می شوند و عقب ماندگی آن ها اکثرا تا زمان مدرسه شناخته می شود.افراد این گروه چون قابل تربیت هستند جزء افراد تربیت پذیر قرار می گیرند.
د) گروه عقب مانده های خفیف: این کودکان از لحاظ استعدادها و توانایی ها در حد کودکان 7 تا 11 ساله هستند. اگرچه از ابتکار، ابداع، قضاوت و تفکر انتزاعی و استدلال منتطقی عاجزند اما در امور حرفه ای و عملی مهارت های خوبی نشان می دهند.85 درصد از عقب ماندگان را این گروه تشکیل می دهد.
این افراد شامل دو دسته هستند:
1- عقب مانده های خفیف آرام یا هماهنگ که افرادی مطیع و سر به زیر ومایل به انجام کارهای مفیدند.
2- عقب مانده های خفیف ناارام یا ناهماهنگ یعنی افرادی که مبتلا به اختلالات عاطفی و خلقی ویا پرخاشگر و مضطرب و آشوبگرند.
افراد عادی ضعیف یا مرزی: این افراد جزء عقب ماندگان ذهنی محسوب نمی شوند و هوشبهر آن ها 70 تا 90 است.این افراد کمی کند ذهن و دیر انتقال اند واز عهده فهم و ادراک و بیان مفاهیم عالی و پیچیده بر نمی آیند.در درجات بالا این افراد ممکن است حتی تحصیلات دوره راهنمایی را به کمک های اختصاصی و معلم خصوصی به پایان برسانند(مکوند حسینی، 1390).

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه درموردسبک زندگی، گروه کنترل، پیش آزمون، شناختی رفتاری

10-2پژوهش های انجام شده مرتبط با موضوع
کمبل و باکستر23 (2006) در پژوهشی تأثیر آموزش مهارت های زندگی را بر موفقیت دانشجویان مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه دست یافتند که آموزش مهارت های زندگی در انتقال موفقیت امیز دانشجویان از دانشگاه به محیط کار، تأثیر مثبت و معنادار ایجاد می کند.
شجمن، زیپورا لوی و میدا24 ( 2005) در پژوهشی؛ تأثیر آموزش مهارت های زندگی را بر ارتقای عزت نفس و ادراک معلمان از محیط کار، مورد برسی قرار داده، نشان دادند که این آموزش ها منجر به بهبود و ادراک از محیط کار و ارتقای عزت نفس معلمان شده است.
آلبرتین25 (2001) به این نتیجه دست سافت که آموزش مهارت های زندگی موجب افزایش نقش فعالی در زندگی، مسئولیت پذیری در محیط شغلی و
برنامه ریزی برای آینده و توانایی تفکر انتقادی می شود.
ویچروسکی26 (2000) نشان داده است که آموزش مهارت های زندگی، موجب افزایش سازگاری و انعطاف پذیری در مقابل تغییرات شده و نگرش های مثبت در جهت احساس خود کفایتی را ارتقا می بخشد.
هود و همکاران (1996) با مرور گسترده ای بر ادبیات پژوهش در زمینه مقابله های مذهبی و سازگاری شخصی و اجتماعی دریافتند که مذهب منبع مهمی برای مقابله با فشارهای روانی و سازگاری افراد است.
پژوهش های هیتر (1995) نشان داد که عوامل متعددی از جمله محیط خانواده، طبقه اجتماعی، نژاد، عزت نفس و… می توانند به طور مستقیم در سازگاری اجتماعی تأثیر بگذارند.
زهرا حاج امینی و همکاران (1387) تحقیقی را بر روی 172 دانش آموز پسر شهر تهران انجام داد و به این نتیجه رسید در دوره نوجوانی می توان بااستفاده از

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu