تعریف تصمیم گیری

تعریف تصمیم گیری

تعریف تصمیم گیری
تصمیم یک عمل ذهنی است که انجام دادن یا ندادن کاری از آن نتیجه می شود و به معنای قصد برای انجام دادن یا ندادن کاری، انتخاب یک رأی یا یک فکر و کنار گذاشتن تردیدو همچنین به معنای اراده کردن، قصد کردن، آهنگ کاری کردن آمده است (دانش نژاد، 1392). تصمیم گیری فرایندی است که در پی آن راهی برای حل مسأله و یا انجام کاری انتخاب می شود (رضائیان، 1373).
تصمیم گیری یکی از محوری ترین فرایندها در سازمان محسوب شده و به عنوان وظیفه اصلی مدیران تمامی سطوح مطرح می باشد(لویزز ، 1996). به نحوی که برخی صاحبنظران معتقدند «تمام مدیریت تصمیم گیری است» (پاملا ، 1996).
تصمیم‌گیری اگرچه به‌عنوان وظیفه‌ای از وظایف چندگانه مدیریت به‌شمار آمده، اما نقش آن در مدیریت به‌حدی تعیین‌کننده است که می‌توان اثر آن را در تمام فعالیت‌های مدیریتی به‌روشنی مشاهده کرد. تصمیم‌گیری، جوهره و هسته تمامی فعالیت‌ها و وظایف مدیریت و اساساً جوهره شغل مدیریت دانسته و قلب مدیریت است (دسلر، 1367). علاوه بر این، پیچیدگی و سرعت تغییرات و نیز تصمیم‌گیری خارج از مرز و فرهنگ ملی، اهمیت آن را دو چندان خواهد شد. بنابراین، تصمیم‌‌گیری اصلی‌ترین و اساسی‌ترین وظیفه مدیریت به‌شمار آمده و بخش مهم کار مدیران است (مردمی، 1373).
اندیشمندان مدیریت با توجه به ابعاد گوناگون تصمیم‌گیری، تعاریفی متعددی برای آن ارائه داده‌اند. کارل اندرسون، تصمیم‌گیری را این‌گونه تعریف می‌کند: «ساده‌ترین تعریف تصمیم‌‌گیری عبارت است از: انتخاب یک راهکار از میان چند راهکار احتمالی» (قلی‌پور، 1387). کالبد شکافی هر تصمیمی حاوی مسائلی بیش از اینهاست؛ هر تصمیمی با ظهور مسئله و مشکل، فرایند خود را آغاز می‌کند. معمولاً هر تصمیمی که گرفته می‌‌شود، نمایشگر تفاوت بین وضع موجود و رسیدن به وضع دلخواه در آینده است (قلی‌پور، 1387). بر این اساس، تصمیم‌گیری، دریافت راه‌های ممکن و نتایج ناشی از آنها و انتخاب اصلح از میان آنهاست. اگر مدیر بتواند این انتخاب را به نحو درست و مطلوبی انجام دهد، تصمیم‌ها، درست و سازنده خواهند بود (الوانی، 1385).
سایمون (1976) بر این باور بود که تصمیم‌گیری عبارت است از: فرایند برگزیدن راه بدیلی از میان فعالیت‌هایی که به منظور رسیدن به هدف یا اهدافی تحقق می‌یابد و تصمیم‌گیری در حوزه مدیریت، با همه فرایند مدیریت مترادف است (علوی، 1386).
چستر بارنارد معتقد است که فرآیندهای تصمیم‌گیری در مقیاس گسترده‌ای، روش‌های جامعی برای روان‌کردن یا منحصرکردن انتخاب بهتر است (صالحی صدیقیانی و محمدیانی، 1378).
بنابراین، می‌توان عوامل اصلی در تصمیم‌گیری را بدین صورت بیان نمود: 1- تشخیص مسئله؛ 2-تشخیص راه‌حل‌های مربوط؛ 3- تشخیص و انتخاب بهترین راه‌حل.

مطلب مرتبط :   تغذیه سالم برای پایین آمدن کلسترول و چربی خون

2-2-17- ماهیت تصمیم گیری
به نظر هربرت سایمون مدیریت و تصمیم گیری دو واژه هم معنی و مترادف می باشند. علاوه بر سایمون صاحبنظران دیگری عقیده دارند که مدیریت چیزی جز تصمیم گیری نیست و کانون اصلی مدیریت را تصمیم گیری تشکیل می دهد و انجام وظایفی چون برنامه ریزی، سازماندهی، کنترل مرهون تصمیم گیری درباره چگونگی انجام فعالیت هاست. به نظر این دسته از محققان اصل و اساس مدیریت را تصمیم گیری تشکیل می دهد و استدلال می کنند تمام وظایف به نحوی مؤثر با تصمیم گیری در ارتباط هستند(خدیوی و همکاران، 1388).
مهارت مدیر در تصمیم گیری، خود در عوامل چون کارآیی وظایف، کیفیت مطلوب خدمات به عنوان نشانه های مطلوب تصمیم گیری نمایان است. کیفیت مدیریت تابع کیفیت تصمیم گیری است همچنین تصمیم گیری به تنهایی وظیفه مدیر است چرا که کیفیت طرح ها و برنامه های اثربخشی و کارآمدی استراتژی ها و نتایج حاصل از استراتژی ها همگی تابع کیفیت تصمیمات متخذه از طرف مدیر است. تصمیم گیری پایه و اساس تمام وظایف مدیر در سازمان است زیرا تصمیم گیری در تمام وظایف مدیر وجود دارد (تصمیم گیری، عبارتست از فرآیند انتخاب راه حل ممکن از میان راه حل های موجود برای حل یک مسئله) (میرکمالی، 1371).

Close Menu